یکشنبه ٢۸ تیر ۱۳٩٤ :: ٦:۱۸ ‎ق.ظ ::  نويسنده : نینا شاهرخی

به نام خدا

 

بخش کوچکی از کتاب " اندوه مونالیزا" نوشته " شاهرخ گیوا"

برای گوش دادن به فایل روی تصویر بالا کلیک کنید



موضوع مطلب : کتاب


یکشنبه ٢۸ تیر ۱۳٩٤ :: ٦:٠٦ ‎ق.ظ ::  نويسنده : نینا شاهرخی

به نام خدا

این عکس شاید برای تو یک قاب پنجره قدیمی با شیشه های شکسته غبار گرفته باشد اما برای من تکه ای از وجود و‌هویتم است. من بارها روی سکوی پشت این پنجره کنار استکان های کمر باریک و قوطی های چای کلکته «مادرجان» نشسته ام و حیاط را تماشا کرده ام. حوض را. درخت های بادام و انار را. بعضی وقت ها با کاسه ای از زرده تخم مرغی که مادرجان با شکر و کاکائو با قاشق آنقدر زده بود که شده بود بهترین خوردنی دنیا، در دستم. بعضی وقت ها در حسرت آبتنی در حوض حیاط. بعضی وقت ها در انتظار آمدن سال نو. هر چند هر روز این اتاق عید بود. سفره های چهارگوش طاقچه های این اتاق نقش « هر روزتان نوروز، نوروزتان پیروز» داشت. حالا الآن در ۳۴ سالگی، من، این اتاق را که دیگر نیست می خواهم. من آن صفا و صمیمیت صادقانه مادرجان، آن شعرهایی که برایمان می خواند را می خواهم. من درخت اناری کنار پنجره را می خواهم که دیگر وجود ندارد. من ریشه هایم را می خواهم که در گرمای تابستان جنوب خراسان صبوری کردند و زمستان های سرد و خشکشان در بوی گیج کننده نفت گذشت. من این خانه، این پنجره را می خواهم. آن آدم ها، آن دوران، آن آسمان، آن حوض را. گذشته رنگارنگم چقدر دلتنگت هستم...

در همین رابطه بخوانید: یادآوری خاطرات با روف پلان

با تشکر از مصطفی شاهرخی پسر عموی عزیز برای ارسال این عکس و عکس های دیگر



موضوع مطلب : نوستالژی


یکشنبه ٢۸ تیر ۱۳٩٤ :: ٥:۳٦ ‎ق.ظ ::  نويسنده : نینا شاهرخی

به نام خدا

یک سایت خوب و یک اتفاق خوب! البته خیلی جدید نیست. اما به نوعی حرف دل همه طراحان و همه کسانی که در حوزه های هنری (هنری ترسیمی به زعم من) مشغول فعالیتند است.

این سایت در 6 بخش موضوعات اصلی را که طراحان در کار حرفه ای با آن درگیرند مطرح کرده است. در بخش انتهایی سایت هم گزینه ای برای حمایت از این 6 بند هست. تا همین حالا که من این پست را می گذارم سایت 2584 حامی داشته است. اگر شما هم جزء معمارانی هستید که صابون مسائل مطرح شده 6 گانه به تنتان خورده است بسم الله! به سایت " من طراحم " بروید و به جمع حامیان بپیوندید.

1.پیش پرداخت

 

توقع نداشته باشید
پیش‌طرح مجانی بگیرید!

طراحی یک پروسه جدی است و اولین مرحله آن بررسی و آنالیز پروژه شماست که وقت قابل توجهی می‌طلبد. هر گونه ایده‌پردازی، پیش‌طرح و اتود پس از این مرحله اولیه زده می‌شود که آن هم نیاز به زمان مشخصی دارد. بنابراین از یک طراح توقع نداشته باشید بدون دریافت پیش‌پرداخت دو مرحله زمانگیر از پروژه شما را انجام دهد. اگر توقع دارید بررسی و آنالیز پروژه، ایده‌پردازی و اتودها به صورت تخصصی برای شما انجام شود، پس طبعا بابت زمان گذاشته شده ارزش قائل باشید، حتی اگر اتودها را نپسندیده باشید. ضمنا برای محک زدن توانایی‌های یک طراح، نمونه‌کارها و رزومه وی باید کافی باشد!

2.جلسه حضوری

شمایید که به طراح مراجعه می‌کنید؛ نه طراح به شما!

طراحان حرفه‌ای معمولا هر هفته چندین درخواست مشاوره و جلسه حضوری دارند و طبعا برای بسیاری از پروژه‌ها مشاوره تخصصی قبل از قرارداد ضروری است. این مشاوره می‌تواند به شکل تلفنی، ایمیلی، ویدئوچت، شبکه‌های اجتماعی و ارتباطی و نهایتا در صورت نیاز جلسات حضوری ارائه گردد. تصمیم در مورد اینکه کدام شیوه برای شروع مذاکرات در مورد پروژه بهتر است با طراح است. اگر تصمیم بر جلسه حضوری شد، این وظیفه سفارش‌دهنده است که به طراح مراجعه کند، مگر آنکه خود طراح تصمیم دیگری بگیرد.

طبعا اگر شما می‌خواهید موهایتان اصلاح شود یا یک دسته گل ویژه بخرید، این شمایید که به آرایشگاه یا گل‌فروشی مراجعه می‌کنید! از طرفی طراح نمی‌تواند دائما در رفت و آمد به شرکتها و سازمان‌ها جهت مشاوره رایگان برای پروژه‌هایی باشد که معلوم نیست نهایتا قراردادشان بسته شود یا نه!

 

3.رزومه‌سازی

هر پروژه‌ای «طبعا» می‌تواند
رزومه خوبی برای طراح باشد!

همکاری با هر شرکت و سازمانی (کوچک و بزرگ) برای طراح این ویژگی را دارد که می‌تواند تجربه همکاری با آن شرکت را به رزومه خود اضافه کند و طرحش را در نمونه‌کارهایش بگذارد. طبعا وقتی طراحی مورد نظر رونمایی و مورد استفاده قرار گیرد، افرادی آن طرح را پسندیده و دنبال طراحش می‌روند تا با او همکاری کنند. این مساله بخشی از ماهیت شغل طراحی است و برای تمام سفارشات طراح این اتفاق می افتد. بنابراین از آن به عنوان یک ویژگی منحصر به فرد در پروژه خود یاد نکنید و به خاطر این مساله درخواست تخفیف نکنید! از طرفی این ویژگی برای طراحان باسابقه اهمیت خیلی زیادی ندارد.

 

4.سلیقه شخصی

مساله دیزاین بسیار فراتر از
خوش‌سلیقگی است.

دیزاین حل مساله است. مجموعه راهکارهایی است که باید طراح به کار ببندد تا پیغام شما (چه مرتبط با تبلیغ یک کسب و کار باشد چه موضوعی فرهنگی داشته باشد) به بهترین و موثرترین شکل انتقال یابد. خلاقیت و ایده‌پردازی و رنگ‌بندی و ترکیب‌بندی و... همه باید در راستای هدفی باشد که مساله اصلی است. بنابراین تمام راهکارها بر اساس «اصول علمی» و تجربیات قبلی طراح پیشنهاد می‌شود و سلیقه طراح آخرین نکته‌ای است که در طراحی موثر است. بنابراین این توجیه‌ها که این طرح مطابق با «سلیقه» من نیست یا شما خوش سلیقه نیستید، توجیه‌های درست و منطقی نیستند.

 

5.بازخورد شفاف و تکنیکال

اینکه طرح «یه جوریه»
هیچ کمکی به حل مشکل شما نمی‌کند!

همانطور که گفته شد راهکارهای دیزاین مبتنی بر اصول مشخصی است که بر اساس تجربه و پژوهش به دست آمده. اگر طرح یا طرح‌های اولیه طراح را نپسندیدید یا فکر می‌کنید مناسب کار شما نیست، طبعا حق دارید با طراح وارد تعامل شوید. اما تنها راه به نتیجه رسیدن دادن بازخوردها و نظرات دقیق و کاملا مشخص است. سعی کنید اول مشکلات جدی طرح را به تفکیک ذکر کنید و بعد راهکار پیشنهادی خود را ارائه دهید. تا زمانی که مشکلاتی که طراح از زبان شما می‌شنود شفاف و از نظر تکنیکال قابل بحث نباشد، طراح همچنان ممکن است سردرگم بماند. فیدبک‌هایی مثل اینکه طرح خوشگل نیست، یا باحال نیست یا یه جوریه، طراح را سردرگم‌تر می‌کند.

 

6.کپی رایت

امضای طراح
چیزی از طرح کم نمی‌کند!

طبق عرف بین‌المللی طراح حق دارد در گوشه‌ای از طرح (از پوستر گرفته تا طرح وبسایت) امضای کوچکی از شخصیت حقیقی یا حقوقی خود به جا بگذارد. بسیاری از طراحان از همین طریق به دیگران معرفی می‌شوند و این مساله معمولا به نفع طراح است. بنابراین در صورتی که تمایل دارید آن امضا به هر دلیلی حذف شود، اولا در همان ابتدای پروژه این درخواست را مطرح کنید، دوما اگر طراح بابت حذف آن تعرفه‌ای درخواست کرد یا حذف آن را در قبال یک تعامل مطرح کرد، جا نخورید! منطقا او از منافع خود می گذرد و می تواند توقع داشته باشد شما هم کمی از منافع خودتان بگذرید!

 



موضوع مطلب : دنیای معماران


دوشنبه ٢٦ آبان ۱۳٩۳ :: ۱:٠٤ ‎ب.ظ ::  نويسنده : نینا شاهرخی

به نام خدا

بعید است شما علاقمند به معماری و طراحی باشید و نام سایت Houzz به گوشتان نخورده باشد. Houzz به اعتقاد من یکی از حرفه ای ترین و مناسب ترین سایت ها برای دیدن نمونه های بازسازی و همینطور طراحی بناهاست.

در تصاویر زیر عکس هایی از بازسازی آپارتمانی در شیکاگو مشاهده می کنید که از همین سایت برداشت شده است:



موضوع مطلب : بازسازی / نوسازی / سایت معماری


سه‌شنبه ۳۱ تیر ۱۳٩۳ :: ۸:٥۸ ‎ق.ظ ::  نويسنده : نینا شاهرخی

به نام خدا

لئو فره یکی از جدیدترین خواننده های خیلی خیلی مشهور فرانسوی است که من شناختم. شهرت او تنها به سبب خواننده بودنش نیست.

"ترانه سرایی، شکلی از تولید فرهنگی مردمی و گسترده در حوزه زبان فرانسه و گاه در برابر موسیقی نخبگان بود، که در فرانسه به ویژه پس از جنگ جهانی دوم  اوج گرفت و این دقیقا زمانی بود که لئو فره، خواننده آنارشیست فرانسوی کار خود را ابتدا با خواندن در کاباره های پاریس آغاز کرد. از این زمان یعنی از حدود سال 1946 تا هنگام مرگ، فره هرگز از خواندن باز نایستاد و محبوبیت او به صورتی روزافزون افزایش یافت.  به صورتی که نه تنها برای اشعار خود آهنگ می ساخت و به اجرا در می آورد ، نقشی مهم در  مردمی کردن  و گسترش  و شناخت  اشعار بودلر(Baudelaire)(1821-1867)، ورلن(Verlaine) ، رمبو (Rimbaud)(1854-1891) و مالارمه (Mallarmé)(1842-1898) نیز از آ خود کرد. فره در عین حال یک فعال سیاسی خستگی ناپذیر بود که تا به پایان از ارزش های انسانی و علیه نژاد پرستی و تبعیض و  فاشیسم و استبداد مبارزه کرد.
لئو فره در طول عمر خود به ویژه با پای فشاری اش بر ارمان های سیاسی خود و مردمی کردن شعر و حتی ارکستراسیون کلاسیک (با چندین رهبری در اجرای ارکسترهای فیلارمونیک) به بالاترین  مرزها و نمادهای وجدان بیدار فرانسه در قرن بیستم تبدیل شده بود به گونه ای که شاید بتوان در کنار برسنس و پیاف او را محبوب ترین خواننده قرن بیستم فرانسه به حساب آورد."*

آهنگ Avec le temps به معنای با (گذر) زمان یکی از مشهورترین ترانه های اوست که یادم می آید جایی خوانده بودم یکی از غمگین ترین آهنگ های قرن گذشته است.

پی نوشت: برای ترجمه متن آهنگ به چند وبلاگ و چند لینک یوتیوب سرزدم تا اشتباه فاحشی وجود نداشته باشد. به زعم خودم وقت زیادی برای ترجمه گذاشته ام. ضمن وفادار بودن به متن فرانسه آهنگ سعی کرده ام مفاهیم تا حد زیادی برای فارسی زبانان هم قابل درک باشد.

آهنگ را از اینجا دانلود و گوش کنید.

ترجمه فارسی:

با گذر زمان...

با زمان که می گذرد، همه چیز می گذرد

چهره را از خاطر می بریم و صدا را فراموش می کنیم

قلب، وقتی دیگر نمی طپد، رفتن و جستن دوباره بی معناست

باید رها کرد و اینگونه خیلی بهتر است

 

با گذر زمان...

با زمان که می گذرد، همه چیز می گذرد

آن دیگری که شیفته اش بودیم، که زیر باران دنبالش می رفتیم

آن دیگری که در گردش یک نگاه حدس می زدی

در میان واژه ها، در میان سطر ها و زیر پوسته ای

از عهدی بزک شده که به تاریکی می رود

با گذر زمان، همه چیز محو می شود

 

با گذر زمان...

با زمان که می گذرد، همه چیز می گذرد

حتی شگفت انگیزترین خاطراتی که تو از یکی از آن چهره ها داشتی

در نگارخانه، من، پریشان، در میان ردیف های مرگ

 شنبه شب ها که لطافت یکه و تنها دور می شود، با سر و صدا جستجو می کنم

 

با گذر زمان...

با زمان که می گذرد، همه چیز می گذرد

آن دیگری که باورش داشتیم برای یک سرماخوردگی برای یک هیچ (سر تا پا باورش داشتیم)

آن دیگری که به او هوا (چیزهای بی ارزش) و جواهرات(چیزهای با ارزش) می بخشیدیم

آن کسی که به خاطرش روحمان را به حراج می گذاشتیم

کسی که در پی اش همچون سگ هایی (با وفا) می رفتیم

با زمان که می گذرد

همه چیز درست می شود

 

با زمان که می گذرد...

با زمان که می گذرد همه چیز می گذرد

ما احساسات را از یاد می بریم و صداها را فراموش می کنیم

صداهایی که آرام و از سر دلسوزی به شما این کلمات را می گفتند

خیلی دیر برنگرد و مراقب سرما خوردنت باش

 

با زمان که می گذرد...

با زمان که می گذرد همه چیز می گذرد

و حس می کنیم بی مقدار شده ایم همچون اسبی از نفس افتاده

و حس می کنیم در بستر تقدیر یخ زده ایم

و حس می کنیم که تنهای تنهاییم اما با خیالی آسوده

و حس می کنیم که سالهای از دست رفته فریبمان داده اند

و براستی با گذر زمان...دیگر دوست نمی داریم

 

...Avec le temps
Avec le temps, va, tout s´en va
On oublie le visage et l´on oublie la voix
Le cœur, quand ça bat plus, c´est pas la peine d´aller
Chercher plus loin, faut laisser faire et c´est très bien

..Avec le temps
Avec le temps, va, tout s´en va
L´autre qu´on adorait, qu´on cherchait sous la pluie
L´autre qu´on devinait au détour d´un regard
Entre les mots, entre les lignes et sous le fard
D´un serment maquillé qui s´en va faire sa nuit
Avec le temps tout s´évanouit

Avec le temps...
Avec le temps, va, tout s´en va
Même les plus chouettes souv´nirs ça t´as une de ces gueules
A la gal´rie j´farfouille dans les rayons d´la mort
Le samedi soir quand la tendresse s´en va toute seule

Avec le temps...
Avec le temps, va, tout s´en va
L´autre à qui l´on croyait pour un rhume, pour un rien
L´autre à qui l´on donnait du vent et des bijoux
Pour qui l´on eût vendu son âme pour quelques sous
Devant quoi l´on s´traînait comme traînent les chiens
Avec le temps, va, tout va bien

Avec le temps...
Avec le temps, va, tout s´en va
On oublie les passions et l´on oublie les voix
Qui vous disaient tout bas les mots des pauvres gens
Ne rentre pas trop tard, surtout ne prends pas froid

Avec le temps...
Avec le temps, va, tout s´en va
Et l´on se sent blanchi comme un cheval fourbu
Et l´on se sent glacé dans un lit de hasard
Et l´on se sent tout seul peut-être mais peinard
Et l´on se sent floué par les années perdues
Alors vraiment... avec le temps... on n´aime plus

 

------------------------------------------------------------------

*. منبع: http://anthropology.ir/node/14308

 

 

 



موضوع مطلب : موسیقی


Architecture-Music-Photo-Book
درباره وبلاگ
نینا شاهرخی

آرشيو وبلاگ
نويسنده
RSS Feed
دریافت همین آهنگ