۱۳۸۳/٤/۱٧ :: ۱۱:۳٢ ‎ب.ظ ::  نويسنده : نینا شاهرخی

Nina Shahrokhi ©.Persian edition, First published in Hamshahri newspaper Tehran July 2004

به نام خدا


معماري و ديگر هنرها در آينده فرهنگ ما جايگاهي حياتي دارند؛ در اين بين خلاقيت هميشه حرف اول را زده است. معماران حل كننده مساله هستند، اما مسايل معماري نظير ديگر مسايل جامعه بسيار عميق تر از سطح تمرينهاي متداول هستند. يك ساختمان بايد همزمان هم روح انسان را و هم ايمني و سلامت او را تقويت و تضمين كند. معماري هنوز بايد يك هنر و يك علم باقي بماند...
چرا براي طراحي يك بنا وجود يك مهندس معمار ضروري است؟
مهمترين دليل اين است كه معمار، معماري مي داند؛ نظرات، ايده ها و طرحها تنها زماني مناسب هستند كه بتوان آنها را ساخت.
معماران تصاوير بزرگ را مي بينند. اما آنها تصاوير زيبا طراحي نمي كنند يا خانه اي با ۴ ديوار و يك سقف.معمار در واقع سازنده بخشي از محيط است به اضافه داخل و خارج آن به طوري كه نيازهاي عملكردي را با فضاهايي پويا و مهيج براي كار و زندگي، رفع كند.
قصد و نيت هركس از ساختن سود بردن است؛ فرقي نمي كند نتيجه اين ساخت و ساز چه باشد، خانه يا محلي براي تجارت. ساختمان جديد در برآورده كردن نيازهاست كه معني پيدا مي كند. براي سود بردن از طراحي بنا بايد ظاهر را با عملكرد تلفيق كرد. در چنين حالتي است كه بنا هم براي صاحب آن و هم براي بيننده و مخاطب آن رضايت بخش خواهد شد.
معمار برآورده كننده اين هدف است . در واقع او يك آميزه خردمندانه از طراحي هاي مناسب را كه بهترين اندازه ها، ديدها و تجهيزات براي انجام فعاليتهاي خاص در بنا لازمند ، خلق مي كند.
در بسياري از كشورهاي دنيا، فرد بايد براي ساخت يك بنا به يك معمار مراجعه كند و براي اين منظور هم قوانين خاصي وضع شده است.
تمام طرح ها و پروژه ها ي ساخت و ساز مراحل مختلفي دارند. دست كم ۵ گام اصلي براي هر پروژه طراحي معماري وجود دارد.

طراحي شماتيك(Schematic Design) ؛
گسترش طرح(Design Development) ؛
مدارك ساخت و ساز(Construction Documents) ؛
پيشنهاد مناقصه(Bidding) ؛
وخدمات ساخت و ساز(Construction Services).

طراحي شماتيك اولين و شايد مهمترين گام است و آن مرحله اي است كه در آن معمار به خواسته هاي مخاطب و حتي خيالپردازي هاي او گوش مي دهد و اين همان چيزي است كه معماران به آن برنامه ريزي(Programming) مي گويند. در اين مرحله است كه معمار ملزومات پروژه را بررسي مي كند مثل اينكه براي خانه چند اتاق لازم است و هر كدام چه عملكردي دارند ،چه كسي از آنها استفاده خواهد كرد و چطور؟
در اين مرحله است كه شما شروع مي كنيد به آزمايش ميزان تناسب بين آنچه مي خواهيد، آنچه لازم داريد و آنچه كه مي توانيد برايش خرج كنيد.
معمار انتظار دارد كه شما از ابتدا تا انتها با او صريح و منصف باشيد و بگوييد كه چه انتظاري از پايان كار داريد؟ و سپس طرح نهايي و واقعي را به اوواگذار كنيد.
معمار در اين مرحله از شما سوالاتي خواهد پرسيد تا روحيه شما را بهتر بشناسد، اهدافتان و نيازهايتان را حدس بزند و حتي بفهمد چه بودجه اي براي پروژه در نظر گرفته ايد...
بعد از آن يك ليست كامل از آنچه شما خواسته ايد تهيه شده و براي پروژه شما برنامه ريزي مي شود.
ممكن است اسكيس هايي (طرح هاي دستي سريع) كلي از كار به شما نشان داده شود براي اينكه مثلا نوع آرايش اتاقها يا موقعيت آنها را در زمين درك كنيد.

پيشرفت طرح: پيشرفت طرح زماني است كه معمار جزئيات بيشتري آماده كرده است تا تصوير روشن تري نمايش داده شود. براي مثال پلان طبقه همكف تمام اتاقها را در اندازه واقعي و شكل اصلي نشان خواهد داد.

مدارك ساخت و ساز: زماني است كه معمار كنار تخته طراحي مي نشيند و تمام مدارك لازم را مي كشد. نمودارهايي كه شامل ليست كاملي از مصالح، سطح منابع انساني مورد نياز(نيروي كار) و ... است ،تهيه مي شود.البته اين مساله مي تواند قراردادي بين صاحبكار و معمار باشد. در اين مرحله صاحبكار مي تواند يك پيمانكار استخدام كند.

پيشنهاد مناقصه: پيشنهاد مناقصه زماني است كه شما يك پيمانكار را استخدام مي كنيد تا پروژه را بسازد. راههاي متعددي براي انتخاب پيمانكار وجود دارد مثلا ممكن است شما از قبل پيمانكاري را بشناسيد و كار را به وي محول كنيد.

خدمات ساخت و ساز: اين مرحله آخرين مرحله و مرحله تحقق روياهاي شماست. ساخت و ساز آغاز مي شود و بناي شما از انتزاع و طرحهاي كاغذي و دوبعدي به واقعيت تبديل مي شود.


موضوع مطلب :


۱۳۸۳/٤/٤ :: ۱٢:۱٩ ‎ق.ظ ::  نويسنده : نینا شاهرخی

به نام خدا

بنا به ادعاي بسياري از صاحبنظران دادن نظري قطعي و حتمي در مورد آينده كاري بسيار دشوار و حتي اشتباه است. شناخت دنياي آينده و انسان دنياي فردا نيز كاري آسان نيست.در واقع تنها ابزار و سلاح ما در اينگونه برخوردها يكسري احتمالات و نتيجه گيري هاي مبتني بر روند و فرايند رشد و توسعه است.ناشناخته بودن و رمز آميزي هميشه يك نتيجه واحد در عرصه هاي مختلف داشته است كه همان روي آوردن به خيالپردازي است.
همواره به آينده انديشيده ايم.برايمان آرماني بوده و زيبا.شايد هم گاهي غير واقع بينانه.آرزوهاي غير ممكنمان هميشه متعلق به دنياي آينده است.همچنان اطمينان داريم كه روزي به آنها خواهيم رسيد .
اينجاست كه چون همواره مقيد به زمان بوده ايم سعي كرده ايم آينده را طبق خواسته هايمان تصوير كنيم.در اين ميان هنر به عنوان وسيله اي براي بيان احساسات و عواطف همواره پاسخ مناسبي بوده است. جلوه هاي مختلف آن (هنرهاي هفتگانه) قوانين خشك و بي چون و چراي بشري را كنار زده اند و در اكثر موارد با نمودهايي كه شايد هم بيشتر به خيالبافي و نه خيالپردازي شبيه است تصويرگر آرزويي محال يا دور از دسترس بوده اند.
معماري خيالپردازانه و معماران خيالپرداز:
شايدپرداختن به معماري خيالپردازانه بدون توصيف معماران خيال پرداز چندان مناسب نباشد.

آنتونيو گائودي:


آنتونيو گائودي يكي از معمارهايي است كه كارهاي عجيب و غريب و ناتمامش باعث شهرتش شدند.
از دوران كودكي اش مشكل بيماري رماتيسم مفصلي اش او را از بازي كردن با ساير بچه ها ي همسن وسالش باز مي داشت،و مجبور بود يا سوارچارپايي به بيرون برود و يا در خانه بماند،چرا كه درد مانع راه رفتنش مي شد.همچنين بيماري اش باعث شد در بسياري موارد به كلاس نرود و همين مسئله به او امكان بازي با حيوانات ،گياهان و سنگها را مي داد.
اين ضعف جسماني در طول زندگيش همواره همرا ه او بود و پزشكان به او رژيم گياهي و پياده روي هاي گاه و بيگاه را توصيه كرده بودند .شايد هم به همين دليل بود كه زماني كه پيرتر شد و در بارسلون زندگي مي كرد هر روز عصر به كليساي سنت فيليپ نري مي رفت ؛جايي كه مدتي در آن به نيايش مي پرداخت.

گائودي Gaudi)1852-1926 )معمار نابغه كاتالاني اي بود كه به فضا سازي و ريزه كاري در كار معماري تا حد شيفتگي و شيدايي عشق مي ورزيد ،خود بزرگ بين يا جاه طلب و بلند پرواز بود و هدف بس فروتنانه اش را چنين تعريف كرده است:« ايجاد وحدت ميان فرم و ساختار فضا به گونه اي كه تا كنون در تاريخ معماري سابقه نداشته است ، تا آنكه معماري از لحاظ صورت و رنگ و بافت و تار و پود ،همانند طبيعت شود»،و شگفت آنكه آنتونيو گائودي نه با مطلق جويي و مطلق گرايي ،بلكه با آفرينش حجم هاي بهت انگيز در اين كار كامياب شده است،و بي گمان اين توفيق را مديون روح آزاد و تعبير و تفسير خويش است كه حاصل آن همه آزادي ،ابداع اشكال و صورتهايي مطلقا عاري از عناصر قديمي و متداول(كلاسيك) است.

اين معمار زاهد عارف انديش،ديوانه بود يا نابغه؟


ميان معماري گائودي و معماري عصر وي كه عصر مدرنيسم بود، هيچ وجه مشتركي وجود ندارد. گائودي اشكال و احجامي خلق كرد كه آميزه اي است از رئاليسم و سورئاليسم يا دادائيسم و خصيصه ممتاز اين نوآوري ،شكست چاچوب خطوط عمودي و افقي حاكم بر معماري از قرنها باز است و گائودي با اين عمل جسارت آميز و از راه تركيب خطوط منحني و مواج و تابدار در معماري ،به آن تحرك بخشيده است.
آثار نامدار و بلند آوازه گائودي در بارسلون عبارتند از كليساي معروف Sagrada Familia (خاندان مقدس) كه تا قريب به 9 سال پيش نيز هنوز ناتمام بوده است و طراحي باغ گوئل و دو خانه .گائودي از دولت اين آثار شهره آفاق است و متاسفانه در ايران ناشناخته.
تماشاي آن كليساي جامع و باغ و دو خانه معروف در بارسلون ، به روشني معلوم مي دارد كه گائودي از طبيعت الهام مي گرفته است:از جماد و نبات و حيوان (خاصه از رده شكم پايان: راب و حلزون).اما چون اهل عرفان و پيرو مذهب اسرار بود،به دنياي اساطير هم چشم دوخته بود و در آن دنيا ،به اژدها و لاك پشت هاي مشرق زمين و يا باغ هسپريد هاHesperids الهه هاي ساكن مغرب در دامنه كوه اطلس) دلبستگي خاص داشت و در ذهن خويش ،باورها و معتقداتش را با اين مخلوقات دنياي شرك،سازگار كرده و پيوند داده استو شگفت آنكه گائودي توانست با عناصر ساختماني و يا ساختارهاي گوناگون ، بهتر از هر كس پيش از خود ، بازي كند.

معماري كليساي جامع(Sagrada Familia) كه ساختمانش از سال 1883 آغاز شده و هنوز ناتمام است ،كاملا نو است و به معماري هيچ كليساي شناخته اي نمي ماند.گائودي كه به ساختمان اين كليسا عشق غريبي داشت و عاقبت تخت خوابش را در كنار همان ساختمان قرار داد و همانجا مي خوابيد ، خود مي دانست كه عمرش براي اتمام بنا وفا نخواهد كرد.در سال 1926، سال مرگش ،كه تا آن زمان 43 سال بود كه به ساختن كليسا مشغول بود ،گفت:«عمر يك آدم براي ساختن يك كليسا كفايت نمي كند» و راست مي گفت.

شايان ذكر است كه از سالها باز ،مومنان براي ساختمان كليسا پول مي دادند و كمكهاي مالي مي كردندو گائودي كه مرد گوشت تلخي بود و از عكس انداختن بيزار بود و فقط از راه حرفه اش امرار معاش مي كرد و تنها براي حرفه اش مي زيست ، و با وجود خلقيات و اطوار عجيب و غريبش ، مردم دوستش داشتند چنانكه در 12 ژوئن 1926 شركت كردند ،خود روزهاي يكشنبه در كنار كليساهاي شهر مي ايستاد و از مردم براي اتمام بناي كليسا پول و اعانه مي گرفت.
بناي كليسا ،چنانكه گفته شد،هنوز ناتمام است و بسان استخوان بندي عظيمي است،اما گائودي مانند همه كليسا سازان ،دستورهاي دقيقي براي ادامه دهندگان كارش بجا گذاشته كه بر طبق همان دستورات مشغول كارند.اين بنايي است سخت شگفت انگيز و در واقع تركيبي است از سبكهاي گوتيك و باروك و اسلامي!اين كليسا را بارها و بارها از هر طرف كه ببينيد ،باز حيرت انگيز و نفس بر است . به قول ژان كوكتو كه آن را نمونه اي كج ذوقي و بي سليقگي مي دانست(لوكوربوزيه و خوان ميرو نيز بر اين باور بودند)،«آسمانخراش نيست،انديشه خراش است!».

از سيصد و هفتاد پله كه بالا بروي به نوك كليسا مي رسي،آنهم در فضايي خالي و در معرض وزش بادي كه در درون اين پيكره سنگي چرخ مي زند.ورودي كليسا به گفته گائودي «مي بايست آنقدر پهناور باشد كه تمام بشريت بتوانند از آن بگذرند و به كليسا در آيند».كل بنا مركب از چهار برج بزرگ شبيه كله قند و يك پشتبند شمشيري مركزي به شكل پل معلق و ستونهايي چون درخت و ورودي هاي سرپوشيده بسان غار و سينه هاي سر در(بالاي درگاه)كه معمولا با نقوش برجسته تزئين مي شود،شبيه تخته سنگ و صخره است و البته اين همه سنگ حجاري شده است و بر فراز هر برج نيز صليبي قرار دارد.اما نماي معروف به ميلاد مسيح پوشيده از مجسمه هاي رسولان ،سربازان رومي ،مريم بتول،شيطان و غيره است كه گائودي با وسواس حقيقت نمايي اش را آن تنديس ها را از روي چهره هاي مردم معمولي حوالي كليسا كه الگو مي شدند ،تراشيده است.گائودي نخست از آن صورتها ،قالب گيري مي كرد و سپس آنها را كنار هم مي گذاشت يا از سقف كارگاهش مي آويخت تا بهترين تركيب بندي را بيابد .كليساي جامع «خاندان مقدس» امروزه نماد شهر بارسلون است.

معماري معروف ديگر گائودي ،معماري خانه دوستش Pere Mila است كه در سال 1906 ساخته شده است.نماي پيشين Casa Mila با انحناهايي كه دارد(چون گردابي عظيم)،موج مي زند و به طور كلي ياد آور مساكن غار نشينان يا سوراخهايي است كه بعضي قبايل و اقوام آفريقايي و آسيايي در كوه و صخره براي اقامت حفر مي كرده اند،پنجره ها شبيه چشم و لب و دهان زنان اند و بالكن ها از آهن تافته با خطوطي بسيار نازك و ظريف مانند روسري توري زنان اسپانيايي . بام خانه پر است از دودكش هاي سورئاليستي ،ياد آور بستني هاي قيفي .معماري بنا به گونه اي است كه نظم و منطق قديمي و متداول را به هيچ نمي گيرد و بيشتر شبيه مجسمه اي عظيم است تا خانه به معناي متعارف و سنتي آن و در واقع نمود سورئاليسم پيش از ظهور آن نهضت است و به همين جهت ،سالوادوري شيفته ابداعات گائودي بود.گائودي معماري خيالپردازي بود كه به اوهامش جامه عمل پوشاند.

نورمن فوستر:



فوستر برخلاف گائودي كه شايد در نظر بعضي نا آشنا بيايد نام آشنايي است چه به خاطر تشابه اسمي تصادفي اش با مجري معروف انگليسي و چه به دليل كارهاي عجيب و غريبش در دنياي امروز.فوستر به گائودي همانقدر شبيه است كه شب به روز.راحت و خودماني است،راحت صحبت ميكند ،از كارهايش مي گويد و در حال صحبت كردن حتي فكر ميكند.اين صفت خودماني بودنش در استوديو او كه يك شركت طراحي بين المللي است نيز به وضوح به چشم مي خورد .در اينجا ديگر از جداسازي هاي رايج بين ارباب رجوع و كارمند خبري نيست.وجود وجه خيالپردازانه در كارهاي او نيز مشهود است . فوستر از رسوم گذشته دست بر ميدارد.او همواره آرزومند مكاني ديگر است ،دنيايي ديگر تاحدي شبيه دنياي مرموزو افسانه اي ژول ورن .يك جهان آينده نگر امروزي،تسخير فضا ،افسانه هاي علمي و طنزهاي كارتوني، دنياي مكانهاي مافوق بشري.دوستي او با باك مينستر فولر پدر گنبد ژئو دزيك نقطه عطفي در زندگي حرفه اي اش بوده است. فوستر گفته است:«با اين كه 80 سالش بود وقتي با هم كار مي كرديم من همانند جوانترين كسي كه مي شناختم به او احترام مي گذاشتم.پر بود از احساسات مثبت و احساس مي كنم فرد خيال پردازي بود.»

پروژه بانك شانگهاي فوستر يكي از همان سنگهاي بزرگي است كه شايد فكر كنيم علامت نزدن است! اما فوستر اين سنگ را نه تنها به هدف زده كه بسيار هم ماهرانه اين كار را انجام داده است.

برخلاف ظاهر خشك و صلب بنا داخل آن به قلعه قصه هاي شاه و پريان مي ماند.در بين جديد ترين پروژه هاي فوستر بعضي از جديد ترين و قابل توجه ترين پروژه ها ي معماري چند ساله اخير وجود دارد كه شامل بازسازي ريش تاگ در برلين،پل هزاره و فرودگاه بين المللي هنگ كنگ(بزرگترين فرودگاه دنيا) مي شود.
در يك جمله مي توان گفت كه معماراني چون فوسترو گائودي با خيالپردازيهاي نمود يافته خود ثابت كرده اند كه اگر كاري ،حتي در دنياي امروز ناممكن و خيالي به نظر برسد در دنياي فردا عادي و در دسترس خواهد بود.



موضوع مطلب :


۱۳۸۳/٤/٤ :: ۱٢:٠۱ ‎ق.ظ ::  نويسنده : نینا شاهرخی
به نام خدا

ماه ژوئن (خرداد و تیر) ماه بسیار مبارکی است. معماران معروف بسیاری متولد ژوئن هستند!!!و احتمالا بسیاری از معماران ناشناس امروزی نیز متولد خرداد هستند!
آنتونیو گائودی نیز در ۲۵ ژوئن ۱۸۵۲ به دنیا آمده است.
پس بهتر است بگوئیم:
تونی! تولدت مبارک!!



موضوع مطلب :


۱۳۸۳/٤/٢ :: ۱:٤٩ ‎ق.ظ ::  نويسنده : نینا شاهرخی
به نام خدا

طراحي شهري را هم آموختيم!

در طراحي شهري ديگر صحبت از طراحي يك بنا ،حتي يك مجتمع مسكوني 1000 واحدي هم نيست.سر و كارت با يك شهر است.يك شهر... .
بايد مردمش را بشناسي ،مشكلاتشان را بداني.بداني كه در كدام چهار راه شهر معطل مي شوند، چه فضاهايي از شهر را ممكن است با هم اشتباه بگيرند؟تصور ذهني شان از شهرشان چيست؟و اين شهر چه پتانسيل هايي دارد؟چه مي توان برايش انجام داد؟جهت و علت گسترشش كدام است؟و ... .
نكات ذكر شده جزء بسيار كوچكي از مقوله هايي است كه در طراحي شهر بايد به آنها پرداخت.درس 5 واحدي طراحي شهري(طراحي مجتمع هاي زيستي)هم احتمالا با همين فلسفه و ديدگاه در سر فصل دروس رشته معماري گنجانده شده ،كه نگاهت را كمي از مقياس هاي رايج 1 به 500 و 1 به 200 جدا كند.ديگر كم كم 1 به 10000 مي بيني .كليات خاصي را بايد ديد و برنامه ريزي هاي آينده نگرانه جديدي را بايد انديشيد.واژه انديشيدن را با تاكيدي چندين برابر بيان ميكنم.
حال مطالب گفته شده را براي چند دقيقه از ذهنتان پاك كنيد...
صحنه يك كلاس را تجسم كنيد.بهتر بگويم :يك آتليه كه وسط آن 8 ميز نقشه كشي كنار هم قرار داده شده اند و شيت هاي A3 كار روي ميز چيده شده.انتهاي كلاس جريانات ديگري در حال جريان است. يك بازار بورس به معناي واقعي كلمه!در ميان اين شلوغي آزار دهنده و توهين آميز بايد در عرض 3 دقيقه كارت را توضيح بدهي.استاد اين ميان كجاست؟ بگذار ببينم ...با كمي دقت در فاصله 1-2 متري از ورقهاي چيده شده.خيلي هم دور نيست لا اقل از آن فاصله پرسپكتيو هاي بي ربط يا با ربط را كه مي توان ديد! مخصوصا اگر راندو شده باشد!!!
با ديدن اين فضا ضرب المثل هر كه پرسپكتيوش بيش... نه معذرت مي خواهم ...هر كه بامش بيش برفش بيشتر در ذهنت مدام تداعي مي شود.(گاهي آنقدر بارش اين برف! سنگين است كه روي شيت هاي خالي از طراحي تقاطع را هم مي پوشاند!)
نمي دانم بايد چه كرد؟آدم گاهي مي ماند چه عكس العملي نشان دهد اما از آنجايي كه اطلبوالعلم ولو بالسين(!)، بايد علم را آموخت حتي در كلاس طراحي شهري(!). شايد بايد عصباني شد .نمي دانم . فقط فكر ميكنم هنوز تا حرفه اي شدن حتي در آموزش دروس دانشگاهي كه اتفاقا كم سابقه هم نيستند فاصله بسياري داريم.جالب تر و غم انگيز تر اينكه به همين وضع موجود آنقدر عادت كرده ايم كه هيچ كداممان اعتراض هم نمي كنيم.
حال مي توانيد صحبت هاي اوليه را هم دوباره مرور كنيد و اين بار فقط چند دقيقه بينديشيد.(انديشيدن=فعلي كه به احتمال زياد براي بسياري از ما در آينده بي معنا خواهد بود!)
پايان سخن اين كه به لطف خدا اين ترم طراحي شهري را هم آموختيم!(به حرف اضافه هم توجه كافي مبذول داريد!)فكر مي كنم كم كم يك معمار حرفه اي خواهم شد. يك معمار حرفه اي پرورش يافته سيستم آموزشي كشورمان.شهرهاي نابسامانمان براي فارغ التحصيل شدن معماراني چون من لحظه شماري ميكنند!!!



موضوع مطلب :


۱۳۸۳/٤/۱ :: ٢:۱٠ ‎ب.ظ ::  نويسنده : نینا شاهرخی
به نام خدا

شرح در روزهای آتی...

موضوع مطلب :


۱۳۸۳/٤/۱ :: ٢:٠٩ ‎ب.ظ ::  نويسنده : نینا شاهرخی
به نام خدا

درست خاطرم نيست چه تاريخي بود اما خيلي نزديك به زمان كنكور بود.سازمان ملي پرورش استعدادهاي درخشان (سمپاد) براي تقويت روحيه دانش آموزان اقدام به پخش چند صفحه اي نوشته به عنوان تجاويز( جمع تجويز!!) قبل كنكوري كرده بود. و عجب تجويزي...!!!

آنقدر كه مطالب نوشته ها پربار بودند هنوز هم 3 برگه آن را نگه داشته ام. كه در اينجا خلاصه اي از مهمترين نكات را خواهم نوشت. باشد كه به لطف و كرم خداوندگاران مفيد فايده افتد و طايفه كنكوري(البته منظور كنكوريان خرقه پوش است!!) را از آن نصيب مسلم گردد!
قابل توجه دانش آموزان عزيز
سلام .خسته نباشيد.چندين ماه را پر تلاش و خستگي ناپذير پيموده ايد و تنها يك ماه ديگر تا كنكور سراسري باقي است.
در اين شرايط كم كم بار رواني بيشتر خواهد شد(!) وبيشتر از اين كه به فكر درس خواندن باشيد فكر نتيجه كنكور خواهيد بود ...به نتيجه فكر كردن هيچ دردي را از كسي دوا نخواهد كرد.
و اما اصل مطلب: در ماه آخر چه بكنيم؟
1-هر چه قدر درس خوانده ايد حتي اگر ناقص است ماه آخر ديگر براي يادگيري و فهم مطالب نيست(!)
2-الان ديگر وقت يادگيري و فهم مطالب نيست .يك ده آباد به از صد شهر ويران(!)
3-...كنكور امتحان پايان ترم نيست كه شب آن بخواهيد درس بخوانيد و يا نخوابيد...حول و حوش ساعت ده خود را براي خواب آماده كنيد.
4-در سر جلسه كنكور سراسري اگر احساس كرديد تستي اشتباه دارد خيلي راحت از آن بگذريد و مطمئن باشيد مراقب جلسه در اين رابطه هيچ كاري براي شما نمي تواند بكند.پس بي جهت وقتتان را هدر نكنيد.
5-مراقب باشيد تست را غلط نزنيد(!) .نزده گذاشتن تست خيلي خيلي بهتر از غلط زدن آن است. به شانس و اين جور چيزها تكيه نكنيد . دست به كارهاي ابلهانه مثل زدن يك گزينه خاص و يا به تناوب زدن گزينه نزنيد.6-به خدا توكل كنيد كه او هيچ تلاشي را بي پاسخ نمي گذارد حتي اگر ز حكمت ببندد دري ،به رحمت گشايد در ديگري.قبولي در كنكور سراسري همه چيز زندگي نيست .خيلي ها بوده اند كه به دانشگاه نرفته اند ولي در تمام ابعاد زندگي موفق تر از دانشگاه رفته ها بودند.
به اميد موفقيت تمامي شما(از خودم!)


موضوع مطلب :


درباره وبلاگ
نینا شاهرخی

آرشيو وبلاگ
RSS Feed
قالب وبلاگ
گالری عکس
دریافت همین آهنگ