۱۳۸٤/۱۱/٢٩ :: ۱٠:٤۱ ‎ب.ظ ::  نويسنده : نینا شاهرخی

به نام خدا

با مساعدت و لطف يکی از دوستان سايت شخصی من راه اندازی شد. هرچند دل کندن از پرشين بلاگ مشکل است...

Http://Ninashahrokhi.ir



موضوع مطلب :


۱۳۸٤/۱۱/۱٥ :: ۱٠:۳٢ ‎ب.ظ ::  نويسنده : نینا شاهرخی

به نام خدا

فکر می کنم دومين نوشته ای که از من در همشهری چاپ شد، مطلبی در مورد خانه هزاره سوم اثر مژگان و گيسو حريری بود. امروز در وبلاگ آقای محمد حامد، معماری و شهرسازي، نوشته ای در مورد اين دو خواهر معمار ديدم و ياد آوری دوباره آن را بد نديدم:

همشهری چهارشنبه ۱۹ فروردين ۱۳۸۳

جايي كه شرق و غرب با هم در آميخته اند

خانه اي براي هزاره سوم

 
پيرامون خواهران حريري (گيسو و مژگان) معماران ايراني ساكن نيويورك و خانه اي كه براستي از آن آينده است...
جسور، رويايي، خبر دهنده، اينها كلماتي هستند كه متناوبا در توضيح اين خواهران ايراني الاصل شنيده مي شود

004962.jpg

اميلي ديكنسن شاعر، به سختي خانه زاهد منشانه آجري پدرش را در شهر دانشگاهي آمرست در ماساچوست ترك كرد؛ تقريبا در سال ۱۹۶۲، در اوج زندگي زاهد منشانه خود چند خطي نوشت كه زبان حال روحيات جهانمدارانه دو خواهر ايراني معمار نيويورك نشين، گيسو و مژگان حريري، در حين طراحي «خانه هزاره سوم» است:
من در امكان مي زيم،
خانه اي زيباتر از نثر،
پر از پنجره به سوي بيشتر،
و درهايي رفيع تر ،
خانه اي با اتاق خواب هايي مانند سرو،
تسخير ناپذير چون چشم،
و سقفي از جاودانگي، شيرواني از آسمان،
و از براي فضاي باز، دستان لطيف و باريكم ،
بهشت را گرد خود آوده اند...
..........................


۱۹۸۶ سال آغاز فعاليت دفتر معماريي در نيويورك بود كه به نام موسسين آن «دفتر معماري حريري و حريري»( HARIRI AND HARIRI) نام گرفت؛ خواهران حريري، دانش آموختگان معماري در دانشگاه كورنل ايالات متحده، حرفهاي بسياري در زمينه استفاده از فن آوري ديجيتال، استفاده ويژه از مواد و مصالح، ارائه احساساتي نو از فضا و نهايتا نوعي ديدگاه خالص، محض و فيلسوف مابانه از نور و فضا دارند، كه به صورتي پيوسته در مجموع آثار دفتر آنها در ۱۷ سال گذشته كاملا مشهود است. خواهران حريري به حق معماران آينده هستند...
«امكان»، كلمه اي است كه شما هر روز در جمع حريري ها مي شنويد؛ يك استوديوي فشرده سفيد در گرينويچ ويلج. جسور، رويايي، خبر دهنده، اينها كلماتي هستند كه متناوبا در توضيح اين خواهران ايراني الاصل شنيده مي شود. طرفداران آنها عقيده دارند كه آنها روح نسل آينده را با مثالهايشان نشان مي دهند.
گرد آوردن بهشت تنها يك شعار براي حريري ها نيست.مدل هاي بسيار عالي و دقيق پروژه ها و طرح هاي آنها آتليه دو طبقه شان را پر كرده است. آنها مي گويند: ما پراگماتيست (پيرو فلسفه عملي) هستيم؛ ساختن را دوست داريم. آپارتمان ها و استوديو هاي تجاري دراماتيك (نمايشي) واقع در منهتن و نوسازي و الحاقات خانه قرن بيست و يكم نمونه هايي از كارهاي آنهاست.
خانه قرن بيست و يكم،يك پروژه نظري است كه گيسو آنرا به عنوان يك زمينه آزمايشي براي خريداران خانه كه براي زندگي در قرن جديد آماده اند ارائه مي دهد؛ «ما دوست داريم آينده را تجربه كنيم و به آن بينديشيم.سعي ما بر اين است كه تئوري و عمل را با هم يكجا جمع كنيم.» خانه آينده آنها براي هزاره سوم يكي از طرح هاي برنده جايزه «آرشيتكتز دريم» نمايشگاهي در مركز هنرهاي معاصر سين سيناتي اوهايو در سال ۱۹۹۳ بود و بعد از حدود ۱۰ سال، هم اكنون مي توان به ارزشهاي واقعي و كاركردي آن پي برد!
«ما به طور ضمني آرزو و خيال را نشان داديم و همچنين كمال را. اگر هيچ در اختيار نداشته باشيد چه خواهيد كرد؟!» آنها تاكيد مي كنند كه به يك چشم انداز كلي از فضاي زندگي براي هزاره سوم نياز داشتند. قوه تخيل آنها ،خانه هاي پيشرفته غول پيكر امروزي را اهلي و رام مي كند.
وجه متمايز كننده حريري ها كه در عناصر «خانه قرن بيست و يكم» ظاهر گشته است اعجاب انگيز است و حكايت از چيزي دارد كه مي توان آنرا «نبوغ معمارانه» ناميد.
ساكنان اين خانه چه كساني هستند؟! خانواده اي كه درگير تصورات پيش فرض گونه در مورد ملت ها،قوانين جنسيتي و تبعيض و تسلط جنسيتي نيست.
محل اقامت اين خانه چگونه فضايي است؟خيلي بزرگ نيست.اتاقها چند عملكردي هستند و به جاي آن، معماري فضاي داخلي به اندازه كمترين واحد ها كوچك شده است. پوسته پيش ساخته است و خانه را از نظر اقتصادي توجيه مي كند.
چيزي كه طراحي حريري ها را اين چنين شگفت آور مي كند، يك ديوار سيال(مايع) است كه در تمام طول سازه حركت مي كند. نمونه اي از برآمدگي شفاف كه از «پانلهاي ال سي دي» ساخته شده است و ساكنان براي خواب كار و تفريح كه به طور عمودي در فرمي برج مانند منظم شده اند از نظر استعاره اي،سازه اي و تكنولوژيكي به اين ديوار ديجيتال متصل هستند. در اين ميان ساكنان مي توانند با هم ارتباط برقرار كنند، خريد خود را انجام دهند، به كارهايشان برسند و يكديگر را سرگرم كنند.
گيسو مي گويد:كشف كن كه مردم چه مي خواهند؟
اين خانه علاوه براينها يك فضايي براي شنا و همچنين دستگاه بازيافت هم دارد؛ شبكه اي از راهروها به واحد هاي غير متمركز خانه متصل مي شود و در نقشه و در طرح حريري ها ،سيمايي انتقادي مي سازد، زيرا در آنها ساكنان خانه لحظاتي از جهان مجازي جدا مي شوند.
گيسو مي گويد: اين فضا ها فضا هايي براي تفكر و تناسب فيزيكي و سلامتي روان هستند. اينجا مي توانيد با فضاي باز روبرو شويد.


غروب را تجربه كنيد!


گيسو و مژگان براي ديوار ديجيتالي امكانات بيشتري لحاظ مي كنند: مي تواند يك جداكننده شيشه اي باشد، يك پنجره يا يك ديوار داخل و خارج خانه. قالب بناي جديد آنها در زمان ساخت چندان درك نشد ولي هم اكنون جنبه و امكانات اجرايي آن كاملا قابل فهم است.
هر چند «تكنولوژي ال سي دي» هنوز هم بسيار گران است و آنقدر ها كه آنها تصور مي كنند شفاف نيست، با ابن وجود آنها به تحقيق در مورد امكانات آن براي جهان قرن ۲۱ ادامه مي دهند؛ در خلال اين تكنولوژي ديجيتالي آنها اعتقاد دارند كه جهان به هم پيوسته تر خواهد شد و البته با تعاملاتي باز تر و كم تمركز تر به حسب جنسيت يا طبقه اي خاص.
حريري ها در زندگي و كارشان دو فرهنگ متفاوت از شرق و غرب را به هم پيوند داده اند. مژگان مي گويد:تضاد (كنتراست) مصالح،به كار گيري وسايل ساخت دست و صنايع دستي، هندسه و... چيزهايي است كه ما در ايران تجربه كرده ايم. حريري ها در كارهايشان مصالح سنگين را ترجيح مي دهند مانند سنگ و ديوارهايي آجري كه ايده هاي قديمي را شكل داده اند، چيزي متفاوت با ساختمان هاي اسكلت چوبي كه از نظر مژگان سست و توخالي است.
آنها مي گويند:ما همواره با خودمان خاطرات زيادي حمل مي كنيم!
آنها اين خاطرات را به واقعيتي ظريف و احساس تبديل كرده اند كه در سال ۱۹۸۶ با يك پلكان با شكوه - كه قسمتي از آن صاف و قسمتي ديگر پيچ خورده است - براي خانه ساهو شروع شد. نرده ها از ورقه استل صيقلي ساخته شده كه در يك مارپيچ لگاريتمي مانند نوار موبيوس خم شده است.گيسو اضافه مي كند كه براي كاربردي بودن نرده ها استيل طوري است كه رد انگشت بچه ها را نشان نمي دهد!
براي ارتباط زمين بنا با محيط پيرامونش براي مثال حريري ها پنجره هايي طراحي كرده اند كه اثر افقي پوسته درختان غان جنگلهاي اطراف را منعكس كند.
كاملا قابل درك است كه حريري ها، به زيركي هرج و مرج و ناسازگاري را كه از سالي به سال ديگر بوجود مي آيند درك كنند.
گيسو مي گويد:اكنون كه ما در انقلاب صنعتي ديگري هستيم خانه ها بار ديگر مهم شده اند.به همين خاطر خانه هزاره سوم آنها گريزي است از طرحهاي ارسن،خانه باك مينستر فولر در سال ۱۹۴۰،خانه هاي فرانك لويد رايت،و بسياري از كانسپت هاي بنيادين از فرداهاي ديروز،از خانه هايي با سيماي بتني،گچي،آلومينيومي،تخته چند لا و شيشه.خانه اي كه مي توان با گرفتن لوله آب بر روي آن تميزش كرد يا خانه اي كه ميتوان در حاليكه در لوله اي پيچيده شده است به مكاني جديد حملش كرد!! خانه اي كه زن گرفتار و پر مشغله با اشتياق از در جلويي آن و يا آشپزخانه وارد شود، به ساعت نگاه كند و با يك كليد سيگارش را روشن كند و به راديو گوش كند.
يك خطر بزرگ كه حريري ها از آن مي هراسند اين است كه مردم ممكن است ارتباطات مردمي خود را در جهان ديجيتال آينده از دست بدهند. حريري ها با يك پارادوكس (متناقض نما) مواجه شده اند: مردم در آن واحد مي خواهند هم با زندگي شهري مرتبط باشند و هم نه!
آنها مي دانند كه ساكنان فردا بايد درك كنند كه چيزي به نام روح انساني وجود دارد كه بايد تغذيه شود.
از سوي ديگر اگر اميلي ديكنسن (شاعر) مزاياي زيادي از تنهايي اش مي بيند ،شايد ترس آنها بي پايه و اساس باشد!...
پي نوشت:


كتاب: «اگر اين خانه مي توانست صحبت كند» If this house could talk اليزابت اسميت براون استينabeth Smith BrownsteinzEli
وب سايت  http: //www.haririandhariri.com

 

 



موضوع مطلب :


۱۳۸٤/۱۱/۱٢ :: ۱٠:۳٤ ‎ق.ظ ::  نويسنده : نینا شاهرخی

به نام خدا

با يك نگاه بسيار اجمالي و حتي غير متخصصانه به اكثر نمايشگاه هاي كتب تخصصي در زمينه رشته معماري مي توان تشخيص داد كه کتبی در مورد خانه مسكوني و مبلمان داخلي و گروه مشخصي از بناها قفسه ها را پر كرده اند. در زمينه نظريات جديد معماري، روش هاي جديد ساخت و يا تكنولوژي و معماري تعداد كتاب ها بسيار اندك است. اين گفته را داشته باشيد.

 كتابي ارزشمند ( به اعتقاد من ) وجود دارد به نام   

                                                 

        

     NEW FLATNESS Surface Tension in Digital  Architecture   

 

که اليسيا (يا اليشيا) ايمپريال نوشته است. وجود چنين كتاب هايي در كتابخانه شخصي بسيار با اهميتند. حال بگذريم از اين حرف ها. چندي پيش تقريبا 3-4 ماه پيش در يك كتابفروشي ترجمه كتاب را ديدم. با شوق و ذوق بسيار كتاب خريداري شد. مدتي فرصت خواندنش را نداشتم. هر از گاهي آن را ورقي مي زدم اما افسوس كه كتاب به نظرم بسيار ثقيل مي آمد. يك روز سر فرصت نشستم و از ب بسم الله كتاب را خواندم.

نكته جالب اين است: كتاب بسيار عجولانه ترجمه شده بود علاوه بر آن ويرايشي روي آن انجام نگرفته بود. انتهاي جملات نقطه و قسمتهاي مكث ويرگول نداشت. اشتباهات املايي هم كه تا دلتان بخواهد در كتاب موجود بود. فكر كردم چقدر حيف كه مترجم، كتابي را كه مي توانست براي دانشجويان معماری بسيار مفيد باشد اينگونه ضايع كرده است.

نكته جالب ديگر اينكه در پيشگفتار كتاب از قول مترجم چنين آمده است:

اميد است اين كتاب كه حاوي نتايج پژوهش هاي انجام شده در زمينه هاي فوق الذكر، مورد قبول جامعه علمي و معماري كشور واقع شده و بتواند براي استفاده بهينه از تكنيك هاي طراحي در امر ساختمان و خلق فضا مفيد واقع گردد.

از همين يك پاراگراف حدس خواهيد زد كه باقي كتاب چه اشكالاتي دارد!

 

تو خود حديث مفصل بخوان از اين مجمل!!!

 



موضوع مطلب :


۱۳۸٤/۱۱/٩ :: ۸:۳٦ ‎ب.ظ ::  نويسنده : نینا شاهرخی

به نام خدا

بسياري از معماران مي خواند آنچه را كه وجود دارد به وجود بياورند...مشكل من، دردسر من جلوه گر كردن هر آنچه مي توانم است...ساختن چيزهايي كه وجود ندارند.

                                             

                                                                                          ژان نوول

نوول

 

 

 

 

 

 

 

 



موضوع مطلب :


درباره وبلاگ
نینا شاهرخی

آرشيو وبلاگ
RSS Feed
قالب وبلاگ
گالری عکس
دریافت همین آهنگ