به نام خدا

مهندس سيد هادی ميرميران ديروز دار فانی را وداع گفت. روحش شاد و يادش گرامی باد.

 

نمی خواهم بميرم با که بايد گفت؟

کجا بايد صدا سر داد؟

در زير کدامين آسمان، روی کدامين کوه؟

که در ذرات هستی ره برد توفان اين اندوه

که از افلاک عالم بگذرد پژواک اين فرياد!

کجا بايد صدا سر داد؟

فضا خاموش و درگاه قضا دور است

زمين کر، آسمان کور است

نمی خواهم بميرم، با که بايد گفت؟

...

مراد از زنده ماندن ، امتداد خورد و خوابم نيست

توان ديدن دنيای ره گم کرده در رنج و عذابم نيست

هوای همنشينی با گل و ساز و شرابم نيست.

...

نمی خواهم بميرم تا محبت را به انسانها بياموزم

بمانم تا عدالت را برافرازم، بيفروزم

خرد را مهر را تا جاودان بر تخت بنشانم

به پيش پای فرداهای بهتر گل بر افشانم

چه فردايی، چه دنيايی!

جهان سرشار از عشق و گل و موسيقی و نور است...

نمی خواهم بميرم، ای خدا!

ای آسمان!ای شب!

 


نکته اول: در نوشته ای از کريستين بوبن خواندم: اگر اين واقعيت را که روزی همه می ميرند  بدانيم هميشه، همه را دوست خواهيم داشت.

نکته دوم: يادمان باشد که لفظ زنده ياد و شادروان خيلی زود بر سر اسم همه ما خواهد آمد. کمی بيشتر به اعمالمان بينديشيم.




موضوع مطلب :


۱۳۸٥/۱/۳٠ :: ۱:٤٥ ‎ب.ظ ::  نويسنده : نینا شاهرخی

به نام خدا

امروز در اتاقم نشسته بودم و مشغول انجام كارها بودم كه باران شروع شد. آنقدر به وجد آمدم كه از پنجره اتاقم از بعضی از گلهای حياط عكس گرفتم و  برای گرفتن بقيه عكس ها به حياط رفتم. راستش حيفم آمد عكس ها را اينجا نگذارم!

تاريخ ۳۰ فروردين ۸۵

ساعت ۱۳:۱۵

رز

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

تاج الملوك

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 



موضوع مطلب :


۱۳۸٥/۱/٢٩ :: ۱۱:٢۸ ‎ب.ظ ::  نويسنده : نینا شاهرخی

به نام خدا

قريب به ۱ هفته پيش خواهرم سفری چند روزه به اروپا داشت و به سفارش من عکس هايی از کوچه ها و فضاها گرفته است که آنها را در سه يادداشت خواهم گذاشت. عکس های اين يادداشت مربوط است به تنريف در لاس پال ماس جزاير قناری.

عکس های ياداشت های بعدی مربوط است به مادريد و کلن. 

نکته: به هرکجا که رويد آسمان همين رنگ است. راستی به رنگ آسمان هم توجه کنيد و آنرا با آسمان شهرتان مقايسه کنيد!!!

 

تنريف 1

 

 

 

 

 

 

 

 

 

تنريف2

 

 

 

 

 

 

 

 

 

تنريف3

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

تنريف4

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 



موضوع مطلب :


۱۳۸٥/۱/٢۸ :: ٩:٤۸ ‎ق.ظ ::  نويسنده : نینا شاهرخی

به نام خدا

اگر به فکر های اين چنينی اهميت می دهيد بد نيست اين کلیپ را ببينيد!



موضوع مطلب :


۱۳۸٥/۱/٢٤ :: ۸:٤٠ ‎ق.ظ ::  نويسنده : نینا شاهرخی

به نام خدا

مطرح کردن سئوال قبل از انجام هر کاری به اعتقاد من يکی از روش های بسيار موثر در برنامه ريزی و انجام کار است. برای طراحی سايت دانشکده معماری هم اين سئوالات مطرحند:

 

* آيا طراحي سايت كمكي به بهبود وضعيت آموزشي دانشكده خواهد كرد؟

1-براي طراحي يك سايت (وبلاگ) دانشجويي چه امكاناتي لازم است؟

2-براي طراحي سايت مربوط به دانشگاه چه امكاناتي مورد نياز است؟

3-تفاوت يك سايت دانشگاهي معماري با سايت هاي رشته هاي ديگر چه چيزهايي مي تواند باشد؟

4-بخش هاي مورد علاقه دانشجويان دانشكده  در سايت چيست؟

5-بخش هاي مورد علاقه اساتيد دانشكده در سايت چيست؟

6-بخش هاي مورد استفاده بازديدكنندگان خارجي (خارج از دانشكده) چه مي تواند باشد؟

7-قسمت هاي ضروري براي سايت دانشكده كدامند؟

8-اداره كنندگان و مديران سايت چه كساني هستند؟

ادامه دارد...



موضوع مطلب :


۱۳۸٥/۱/٢۳ :: ٩:٠٤ ‎ق.ظ ::  نويسنده : نینا شاهرخی

به نام خدا

 

از سال هاي ابتدائي دهه 70 ميلادي، معماران به پوسته ساختمان به عنوان يك واسطه برقرار كننده ارتباط علاقه نشان داده اند. اين مطلب را مي توانيم در پلان اوليه مجموعه ژرژ پمپيدو پاريس مشاهده كنيم كه صفحات نمايشگر رسانه اي را به صورت ساختمان به هم پيوسته است. در اين جا با جلب شدن توجهات، سطح، نقش رسانه اي، دلالت كننده اي زنده، سوسوزننده و متناوبا تغيير يابنده مي شود.

نمونه هاي مشابه را مي توان در كارهاي برنارد چومي، ژان نوول و بعضي معماران معاصر ديد. معماراني كه به ساختمان ها به عنوان فرستنده ها ( يا انتقال دهنده هاي) جديد شهري مي انديشند. سردر ها به عنوان حلقه فيلمي حساس تلقي شده اند، همانند پوستي با قابليت بسيار بالا براي برقراري ارتباط، كه ممكن است معماري را به رقابت مستقيم با سينما يا تلويزيون بر انگيزد. پوسته ها و پوشش سطح ساختمان ها تبديل به سطوح قابل برنامه ريزي مي شوند: اعضاء فوتو سنستيو (حساس به نور) كه در سازماندهي فضايي احجام را روايت، طراحي و تشريح مي كنند و عملكرد آنها را تفسير مي نمايند و ديوارهاي سرشار از اطلاعات كه ما را اغوا مي كنند.

برنارد چومي در پروژه هاي بسياري راجع به اين موضوع دست به تحقيق زده است. مارك سي.تيلور استفاده چومي را از تصاوير زودگذر تحت عنوان« ماده كار » معماري او توصيف كرده است. ماده اي كه موجب تفكيك وضعيت منطقي سطح و عمق، داخل و خارج و عمومي و خصوصي مي شود.

در گالري ويدئويي شيشه اي گرونينگن هلند، سطح شيشه اي به كمك گيره هاي شفاف شيشه اي نگاه داشته شده است. به نظر مي رسد كه ساختمان ناپديد شده است و انعكاس تصاوير با يك جور تاري و كدري زود گذر و در حال تغيير، رويه اين سطوح شيشه اي شفاف را پوشش مي دهد.

 



موضوع مطلب :


۱۳۸٥/۱/٢۱ :: ٥:۳٤ ‎ب.ظ ::  نويسنده : نینا شاهرخی

به نام خدا

 

سالن كنسرت مركز تلويزيوني دانمارك در كپنهاك

 

در 20 مارس 2002، مجموعه مخابراتي-تلويزيوني دانمارك، ژان نوول را به عنوان برنده مسابقه بين المللي طراحي سالن كنسرت با 1600 صندلي اعلام كرد. اين مجموعه 2100 متر مربعي، بخشي از خبرگزاري هاي جديد شبكه تلويزيوني دركپنهاك است و تمام تاسيسات لازم براي توليد موسيقي مجموعه را در بر مي گيرد.

طراحي نوول شامل  مجموعه هاي حجمي متفاوتي مي شود كه برنامه ها يا عملكردهاي متفاوتي را در خود جاي داده اند، و تمام آنها در يك حجم مكعب مستطيل به ارتفاع 45 متر با ديوارهاي شفاف نمايش دهنده قرار دارند. بنا دائما با توجه به وضعيت نور و زمان در روز تغيير مي كند؛ كه هر دو اين پارامترها ( نور و زمان ) ورودي را گاه ظاهر و گاه پنهان مي كنند. در شب بنا به وسيله تصاويري كه در صفحات نمايشدر معرض ديد قرار مي گيرند نوراني مي شوند. معماري ماديت زدايي مي شود و تبديل به شيء اي از نور و جلوه هاي سطحي مي گردد. سالن كنسرت از تراز خيابان 10 متر بلندتر است، و حجم آن يك مجسمه چوبي بزرگ را به ذهن مي آورد!

پله برقي ها و آسانسورها در سرسراي فوقاني بازديد كنندگان را به طبقات مختلف سالن راهنمايي مي كنند. سرسراي تحتاتي با دسترسي به سه سالن كوچكتر، 4 متر پايين تر از تراز خيابان واقع شده است. اتاق هاي كار و ساير عملكردها گرداگرد سالن در بخش شمالي مجموعه قرار گرفته اند.

از زمان نيكولاس-هنري جاراين كه 250 سال پيش آخرين سبك معماري، نئوكلاسيسيزم، را به دانمارك معرفي نمود، اين اولين بار است كه معمار مشهوري عهده دار طراحي ساختماني در كپنهاك مي شود.

ساير معمارن خارجي كه براي شركت در اين مسابقه دعوت شده بودند خوزه رافائل مونئو، اسنوهتا و رافائل وينولي بودند. ژان نوول با پروژه هاي جديدش در پراگ، مينه پوليس، پيتزبورگ، توكيو، كوادالاجارا، مادريد و حال كپنهاك ، به گروه معدود معماراني كه در سراسر دنيا كار ساخته شده دارند پيوسته است. گروه معماري نوول در پي منع كردن كيفي هاي فيزيكي در بنا به كمك ماديت زدايي و جلوه هاي سطحي هستند. نوول مي گويد:« بسياري از معماران مي خواهند چيزي را كه وجود دارد، به وجود بياورند...مشكل من، دردسر من جلوه گر نمودن هر آنچه مي توانم است... ساختن چيزهايي كه وجود ندارند.»

 



موضوع مطلب :


۱۳۸٥/۱/٢٠ :: ۱:٥۳ ‎ب.ظ ::  نويسنده : نینا شاهرخی

به نام خدا

يکی از خوبيهای دنيای مجازی عدم برخورد رو در روست. هرچند خيلی از نظريه پردازان به اين قضيه اعتراض دارند اما مسلما اين عدم برخورد مستقيم خوبيهای بسياری هم داشته است. انسانی که هميشه در بند زمان و مکان بود حال به راحتی می تواند در فضای اينترنت دنيا را سير کند و افرادی را که شايد در طول حياتش هرگز فرصت ديدارشان را پيدا نکند ببيند و حتی به نظرات و ايده هايشان ايراد بگيرد!

 

 

 

 

 

 

 

اين مقدمه برای اين آغاز پرسش بود که اگر دانشکده شما يک سايت داشت شما به عنوان دانشجوی معماری همان دانشکده مايل به ديدن چه مطالبی در آن هستيد؟ و چرا؟

 

 

 

 

 


 پی نوشت پی از حدود ۱۱ ساعت: عليرغم بازديد حدودا ۲۱ نفر بعد از گذاشتن يادداشت هيچ نظری داده نشده است. همچنان منتظرم...(!)

پی نوشت بعد از حدود ۲۵ ساعت: کم کم دارم به فکری که مدتی است در ذهنم می چرخد مطمئن می شوم: که همه چيز رو به زوال و انحطاط است، که ما همه بی تفاوت شده ايم...!

 

 

 



موضوع مطلب :


۱۳۸٥/۱/۱٩ :: ٢:۱٢ ‎ب.ظ ::  نويسنده : نینا شاهرخی

به نام خدا

اصرار اصلي مك لوهان بر اين نكته است كه: «رسانه همان پيام است». تمايز موسوم بين اين دو بنا به استدلال او، اسطوره‌اي است. آنچه كه يك رسانه در ميان مي‌گذارد. گذشته از محتوا، ماهيت خود رسانه است: «واكنش مرسوم به تمامي رسانه‌ها، مثلاً اولويت دادن به چگونگي استفاده از آنها، ديگر پذيرفتني نيست. زيرا محتواي رسانه‌ها همچون تكه گوشت لخمي است كه دزد براي فريفتن سگ نگهبان، ذهن را با خود مي‌برد».
رسانه‌ها از نظر مك لوهان امتداد يكي از حواس پنجگانه ماست. سخن رودروي، كه كهن‌ترين رسانه‌هاست، دامنه هر پنج حس را گسترش مي‌دهد. در صورتي كه حروف چاپي تنها چشم و راديو گوش را امتداد مي‌بخشد.
تلويزيون امتداد چشم و گوش است، مك لوهان بر اين نكته تأكيد دارد كه تلويزيون اصلاً رسانه‌اي وابسته به حس لامسه است ولي هيچ وقت معني يا دلالت اين ادعا را روشن نمي‌كند، تأثير رسانه با حواسي كه آن (رسانه) امتداد مي‌دهد و شيوه امتداد آن معين مي‌شود.
به گفته‌ي مك لوهان، رسانه‌ها يا «سرد» يا «گرم‌»اند: رسانه گرم، گرم است، زيرا مقادير زيادي اطلاعات را فراهم كرده و شركت اندكي از جانب مخاطب طلب مي‌كند. از سوي ديگر، رسانه سرد، سرد است، زيرا اطلاعات كمي فراهم كرده و شركت و دخالت بسياري از سوي مخاطب طلب مي‌كند. متون چاپي، فيلم و راديو گرم و تلفن، هنر مدرن سردند. تلويزيون نيز مجموعه‌اي از نقاط ريز است كه بيننده بايد آنها را به هم ربط داده، فواصلشان را پر كند و رسانه‌اي سرد است.
چيزي كه مك لوهان در اين مرحله مي‌خواهد در مورد هر رسانه‌اي بداند اين است كه رسانه مذكور چه حواسي را امتداد مي‌دهد و اين كه اين امتداد دادن را، به قول خودش، در وضوح بالا (گرم) صورت مي‌دهد يا وضوح پايين (سرد).



موضوع مطلب :


۱۳۸٥/۱/۱٩ :: ٢:٠۸ ‎ب.ظ ::  نويسنده : نینا شاهرخی

به نام خدا

تحليل برنامه زمان بندی پايان نامه  و بازنگری در آن کار دشواری نيست اما دقيقا مثل اين است که مقابل آينه بايستی و شمشیرت را از رو ببندی!!

 

شمشيرت را از رو ببند!!!

نكته: يكی از خصوصيات انسان های باهوش اين است كه  از يك  سوراخ دو بار گزيده نشوند! پس من تلاشم را خواهم كرد، لا اقل برای اينكه سابقه ۱۸ سال تحصيل و هوشم را زير سئوال نبرده باشم!!!

   

 

 



موضوع مطلب :


درباره وبلاگ
نینا شاهرخی

آرشيو وبلاگ
RSS Feed
قالب وبلاگ
گالری عکس
دریافت همین آهنگ