۱۳۸٥/۱۱/۳٠ :: ٧:٠۸ ‎ب.ظ ::  نويسنده : نینا شاهرخی

به نام خدا

اين روزها شاهد استفاده مصالح جديدي در نماسازي ها هستيم. هرچند استفاده از تايل هاي آلومينيوم چند سالي هست كه رايج شده اما باز هم جزء مصالح جديد به شمار مي رود.

خاطرم هست یکی از اساتید می گفتند در یکی از مقالات خوانده اند که این تایل ها جزء ارزان قیمت ترین محصولات در خارج از ایران( کشورهای اروپایی و امریکایی) محسوب می شوند. حال آنکه در ایران قضیه کاملا برعکس است.

نکته: لطفا دنبال پرتغال فروش نگردید!



موضوع مطلب :


۱۳۸٥/۱۱/٢٩ :: ٩:٥٥ ‎ب.ظ ::  نويسنده : نینا شاهرخی

به نام خدا

یک جمله از معماران هلندی: Ben van Berkel و Caroline Bos

 

 

 

 

 

"Architects will be the fashion designers of the future "

 


 

 

 

 

برای آشنایی بیشتر با این گروه اینجا  را کلیک کنید.



موضوع مطلب :


۱۳۸٥/۱۱/٢٩ :: ٩:٥۱ ‎ب.ظ ::  نويسنده : نینا شاهرخی

به نام خدا

این عکس در تاریخ ۳فوریه ۲۰۰۷ از Avenue North فیلادلفیا گرفته شده است. 



موضوع مطلب :


۱۳۸٥/۱۱/٢٩ :: ٩:٤۱ ‎ب.ظ ::  نويسنده : نینا شاهرخی

به نام خدا

Eloueini's first collaboration with fashion designer Issey Miyake was for a retail space in the Galeries Lafayette, a building by Jean Nouvel. Working within the confines of a wedge-shaped space, Eloueini envisioned an installation at the back of the store that would take its cues from Miyake's pleated designs, but consist of something other than the product line.

"It's this folding surface that relates to Miyake's work," Eloueini explains. "The polycarbonate refracts light. So the idea was to have all the clothes—many in flashy colors—reflect in the surface." The wall's complex shape transforms light, color, and shadow into an ever-changing geometric curiosity. Some of the space behind the screen is used for storage, and some as a fitting room. Moving figures behind the translucent material lend a sense of theater to the shop, which opened in December 2004.

See more of Ammar Eloueini's projects in the October issue of ARCHITECT.



موضوع مطلب :


۱۳۸٥/۱۱/٢٢ :: ۱٠:٤٩ ‎ق.ظ ::  نويسنده : نینا شاهرخی

به نام خدا

در پی کاوش در اینترنت:

 

The Visualizer® Set consists of three interchangeable human icon figures with 2 tapered wands illustrating a wheelchair footprint of 30" x 48" and a 5'-0" turning radius in 1/8", 1/4" and 1/2" scale.

The manually operated, three dimensional figures maneuvers easily over plans to visually demonstrate accessibility within any environment. The transparent base (a 60" diameter turning radius) allows all plan details to remain visible.

The Visualizer® Set (includes 3 variable scale figures, wands and carrying case).

 

 برای اطلاعات بیشتر و روش کار اینجا را ببینید.

 

 

 

 

 

 

 



موضوع مطلب :


۱۳۸٥/۱۱/٢٠ :: ۸:٠۸ ‎ب.ظ ::  نويسنده : نینا شاهرخی

به نام خدا

این نوشته را در یک وبلاگ خواندم و گذاشتنش را در اینجا خالی از لطف ندیدم شاید بتوان به جای واژه های تخصصی این نوشته ( واژه های مرتبط با مهندسی کامپیوتر)، واژگان معمارانه را جایگزین کرد!

خسته ايم!  از حرفه اي كه داريم خسته ايم!


خسته ايم، چون در حرفه اي (مهندسي نرم افزار) كار مي كنیم كه هر روزش با ديروزش متفاوت است. مدام بايد بدنبال اين باشي كه از قافله عقب نيافتي! مدام اين دلهره را داري كه مبادا از سايرين كمتر چيز بداني! مدام مي ترسي كه آيا دانشي كه داري بعدا هم به درد مي خورد!؟ مدام درگير واژه هاي جديد و مفاهيم جديدي....

خسته ايم، چون كاري مي كنيم كه بدون استرس و فشار نمي شود! وقتي كه برنامه اي را مي نويسي هميشه با خطا هاي نرم افزار سرو كار داري و ذهن آسوده نداري! وقتي تحليل گري هميشه مضطربي كه مبادا شناختت از سيستم اشتباه باشد و طراحي كه مي كني درست نباشد. وقتي مدير پروژه اي كه وضعيت بازهم بدتر مي شود، فشار توليد نرم افزار و مديريت نيروي كارشناسي و رمانبندي و هزار درسر ديگر. وقتي مدير شركتي كه هميشه نگران موارد اجرايي شركت و وضعيت مالي و دريافت ها و پرداخت هايي و نگران اينكه كه چه زماني، زمان افول شركتت مي رسد. وقتي مشاوري، هميشه درگير وجدانت هستي كه مبادا شايسته اعتماد كساني كه به تو اعتماد كرده اند نباشي و نتواني از منافعشان خوب دفاع كني!

خسته ايم! به خاطر اينكه مثل آدم هاي عادي تعطيلات نداريم. هميشه پروژه اي تمام نشده يكي ديگر شروع مي شود! مشتري ها هم كه هم در حالت عجله اند و سيستمشان را زود مي خواهند (بگذريم كه اغلب وقتي سيستمشان را گرفتند عجله اي در بهره برداري و پرداخت به تو ندارند! ) دلمان لك زده براي يك تعطيلات درست و حسابي! براي زماني كه بدون اينكه به چيز ديگري فكر كني آسوده باشي. وقت فراغت واژه اي است كه اغلب با آن بيگانه ايم.

خسته ايم! وقتي برخورد مشتري ها را با كاري كه مي كنيم مي بينم! انگار كه كاري نكرده ايم! به مونيتورشان بيشتر از نرم افزاري كه نوشته اي ارزش قائل مي شوند. انگار كه نرم افزار همينشكلي تهيه شده است. وقتي مي بينيم كه كار ما را با يك كار بي كيفيت مقايسه مي كنند و درنهايت ديگري را انتخاب مي كنند.

خسته ايم! وقتي مي بينيم محصولي كه توليد كرده ايم را كس ديگري بدون رعايت حقوق مان كپي مي كند. ايده هايمان دزديده مي شود. حتي به كاتالوگ ها و نوشته هايي كه نوشته ايم احترامي نمي گذارند. وقتي مي بينم نتيجه زحماتمان، با يك نرم افزار قفل شكسته داخلي و يا خارجي جايگزين مي شود.

خسته ايم! وقتي كه مي فهميم درآمد يك گدا از ما بيشتر است!! وقتي مي بينيم كه درآمد يك آرايشگر زنانه كه شايد يكسال هم زحمت نكشيده است با درآمد ما قابل مقايسه نيست. وقتي مي بينيم مغازه دارهاي سخت افزاري از ما بيشتر درآمد دارند. وقتي مي بينيم كه يك كارگر ساختماني، حقوقي نزديك به يك برنامه نويس دارد.

خسته ايم! از بس مجبوريم براي بقيه كار مجاني و يا غير تخصصي بكنيم! در هر مهماني كه مي رويم، در هر شركتي كه پا مي گذاريم و يا به هر فرد آشنايي كه مي رسيم نيازي دارد و توقعي. كه اگر انجام دهي بي منت مي شوي كه كاري نكرد و اگر انجام ندهي متهم مي شوي به بيسوادي و .....

خسته ايم! از اينكه كارمان از ديدگاه سايرين كار نيست! انگار كار فقط آنست كه به روي كارخانه و شب كه بر مي گردي كثيف و خاك آلود باشي. انگار كار با كامپيوتر گاهي نزديك به 20 ساعت در روز كار نيست!

خسته ايم......!

بگذريم كه همه خستگيمان با حل يك مساله، با يادگرفتن يك مطلب جديد، تشكر يك مشتري، با درست كار كردن يك برنامه، با ديدن كاركردن يك محصول بيش از چند سال، با فروش بسته هاي نرم افزاري به صورت متوالي رفع مي شود!

همين!



موضوع مطلب :


۱۳۸٥/۱۱/۱٧ :: ۱:٠٧ ‎ب.ظ ::  نويسنده : نینا شاهرخی

به نام خدا

سينما، در كنار مطبوعات، راديو و تلويزيون، تكنولوژي مهمي براي سرگرمي جمعي و نيز انتشار اطلاعات به شمار مي آيد. بر خلاف عقايد رايج، آمريكاي شمالي و اروپا در توليد فيلم، مانند ديگر رسانه ها پيشتاز نيستند. در سال 1977، يعني آخرين سالي كه (هنگام تدوين اين گزارش) ارقام تفصيلي از آن در دسترس قرار دارد، هند با 557 فيلم در سال در صدر تهيه كنندگان فيلم در دنيا بود كه پس از آن ژاپن با337، فرانسه با 222 و ايتاليا با 165 فيلم به ترتيب در مقام هاي بعدي قرار داشتند. بر روي هم يازده كشور آسيايي بيش از نيمي از فيلمهاي بلند داستاني دنيا را توليد مي كنند. بيست و يك كشور اروپايي و اتحاد جماهير شوروي سوسياليستي به طور كلي يك سوم بقيه را نزديك به بيست كشور از جمله ايالات متحده، مكزيك، مصر و برزيل توليد مي كنند.



موضوع مطلب :


۱۳۸٥/۱۱/۱٧ :: ۱٠:٠۳ ‎ق.ظ ::  نويسنده : نینا شاهرخی

 

مهندسان بيشترين سهم را در دستيابي به كيفيت زيست كنوني، كه از آن بهره مند هستيم، داشته اند. آب پاكيزه و سالم، سيستم ترابري كارآمد، مهار شدن مخاطرات سيل و طغيان ها، مديريت مواد زائد، ساختمان هاي مقاوم در برابر زلزله، طرح هاي توليد و توزيع نيروي برق و نظاير آنها، همه دستاورد مهندسانند، اما اغلب در گمنامي واقعي به انجام رسيده اند. ما مهندسان- و تنها ما- در اين باره مقصريم، زيرا نخواسته ايم و يا غفلت كرده ايم كه به ازاي اين فضائل، كسب اعتبار كنيم. اين كوتاهي را چگونه بايد جبران كرد؟

گام نخست: بايد وظيفه خود را به خوبي انجام دهيم و آن را با هيجان به دنيا بازگو كنيم . بگذار مردم، دنيايي بدون مهندسي، اين عنصر خلاقيت، را منسجم كنند، دنيايي بدون پل ها، ساختمان هاي بلند، آب پاكيزه و نيروي برق، ارتباطات و ترابري سريع، بدينسان، كارهاي سترگ ما در چشم اندازي شايسته قرار مي گيرند. در آن موقع، ما بايد از افزودن پيشوند مهندس، به اسم خود همانطور كه برخي از همكاران، در اروپا و آمريكاي لاتين عمل مي كنند به وضوح نشان دهيم كه به حرفه خود مباهات مي كنيم.

گام دوم: ما بايد خواستار آن باشيم كه خدمات ما بر مبناي عملكرد، ارج نهاده شود و مثل يك كالا مورد خريد و فروش قرار نگيرند. اگر قدر و منزلت حرفه ما با ساير حرفه هاي علمي، همانند پزشكي همسنگ نباشد، بهترين مغزهاي تعليم يافته مهندسي مشاور را انتخاب نخواهند كرد.

تامين آينده: بگذار از سايه گمنامي به در آئيم و سركردگي چالشها براي رويارويي با دنياي قرن بيست و يكم را به عهده گيريم. ما بايد بانگ توانمند دفاع از امر حفظ و كاربرد خردمندانه منابع موجود باشيم. بگذار از حرف زدن با خودمان در گذريم و با كساني كه مي توانند پندار ما را تقويت كنند، ارتباط برقرار كنيم، صداي ما شنيده نخواهد شد مگر اينكه پا از ميان جمعيت تماشاگر بيرون نهيم و به روي صحنه بياييم.

                  حرفه ناپيدا، قدمي به پيش بگذار و از تاريكي به در آي.

                                                                                                 

                                                                                              ويليام-د-لوئيز- رئيس فيديك

 

 

MESSAGE FROM THE LARGEST contribution to the quality of life that we enjoy.

today is made by engineers . Clean , safe water , efficient transportation system , flood hazard control , waste management , a seismic buildings , electric power generation and distribution schemes and so forth . Most of that , however , has been accomplished in virtual anonymity . We engineers and only we are to blame for this state of affairs . We have refused  or neglected to take credit for these accomplishments . How do we recover?

The first step : Do good work and then tell  the world about it , making our stories exciting . Let the public visualize a world without engineering " the ingenious ingredient  " so that our achievements are put in the proper perfective. A world without bridges , tall buildings , clean water , electricity , communication , rapid transportation . Then we should all visibly show pride in our profession by putting " Eng." in front of our names like some of our colleagues in Europe and Latin America.

The second step : The compensation for our services has to be valued and performance based , not traded like a commodity or better , The best trained minds will not choose engineering consultancy if the compensation is not on a par with other learned professions , such as medicine .

Securing the future : Let us step out of the shadows of anonymity & exercise leadership in the challenges facing the world in the 21st century. We must become authoritative voices to plead the case for sustainability & prudent resource utilization . Let's quit talking to ourselves and communicate with those who can restore our image . But our voices will not be heard unless we step out of the crowd and up to the podium . Will the invisible profession.

                                       ENGR. William D Lewis, FIDIC President



موضوع مطلب :


۱۳۸٥/۱۱/۱٦ :: ٥:٥٠ ‎ب.ظ ::  نويسنده : نینا شاهرخی

به نام خدا

این نوشته در نقش نو ۱۸و ۱۹ چاپ شده است.

آقاي شهردار ما انتظار ديگري داشتيم!


نشست علمي تخصصي نور پردازي شهري كه به ادعاي برگزار كنندگان، اولين در ايران بود در روزهاي 26 و 27 دي ماه در هتل پارس مشهد برگزار شد. بر خلاف اطلاع رساني نسبتا دير هنگام و عدم ارتباط كافي با مراكز دانشگاهي ( به خصوص مراكز دانشگاهي مشهد كه داراي رشته هاي معماري و شهرسازي هستند)، استقبال خوبي از نشست صورت گرفته بود. ( هر چند به گواهي سايت نشست 50 درصد از سازمان هاي دولتي، 40 درصد از دانشجويان و 10 درصد به طور آزاد ثبت نام كرده بودند)

برنامه ها نسبتا منظم (لااقل در اولين روز كه من شخصا حضور داشتم) زمان بندي شده بود و پذيرايي ها در زمان مقرر و به شكل قابل قبولي انجام مي گرفت! اما همه ما مي دانيم كه عناصر تشكيل دهنده يك همايش علمي تنها محدود به موارد ذكر شده نيست. باعث بسي خوشحالي است كه اعضاء شوراي شهر مشهد پي به كمبود فضاي علمي تخصصي بردند و چه خوب كه پيشنهاد برگزاري چنين همايشي را دادند و چه خوبتر كه اين پيشنهاد پذيرفته شد. اما آيا  نبايد از كادر مجرب تر و متخصص تري در اين زمينه دعوت به همكاري مي شد؟ آيا اساتيد معمار و شهرساز دانشگاه ها نمي بايست به طور خاص براي شركت و قضاوت در اين نشست دعوت مي شدند؟ آيا مجري برنامه نبايد تنها به ذكر زمان سخنراني ها و معرفي سخنران ها اكتفا مي كرد و آيا جرات اظهار نظر وي نشانه علمي نبودن نشست نيست؟

مهندس بني هاشمي شهردار مشهد

دعوت از سخنراناني كه هريك در زمينه تخصصي خود افرادي صاحب نام و زبده هستند هرگز نمي تواند نشانه يك همايش علمي مفيد باشد. موضوع نورپردازي شهري پيش از آنكه به هر چيزي مربوط شود به شهرسازان متخصص و صاحب تجربه در مورد موضوع و سپس به شهرسازان به طور عام، شهرداران داراي تخصص و معماران مربوط است.

سخنرانان اين نشست عبارت بودند از:

1-     پرفسور حبيب ا... آيت اللهي      دكتراي تطبيقي و تحليلي هنر

                                                دكتراي هنرهاي تجسمي

                                                داراي مدرك D.E.A  در شهرسازي

2-     پرفسور محمد منصور فلامكي     دكتراي معماري

3-     استاد عبدالرضا چارئي              كارشناس ارشد گرافيك

4-     استاد عباس محسني              تحصيلات خارج فقه و اصول

5-     دكتر ساسان سواد كوهي فر     دكتراي شهرسازي

6-     دكتر سيد غلامرضا اسلامي       دكتراي برنامه ريزي توسعه ( درون زدائي)

بدون هيچ استثنائي سخنرانان روز اول در صحبت هاي خود به تخصص خاصشان مي پرداختند و اين امري طبيعي است. صحبت هاي دكتر فلامكي به بحث فضا و صحبت هاي استاد چارئي به گرافيك ( و بحث شيرين و عكس هاي جذاب تاچ گرافيك ) وصل مي شد و ما هيچ كدام نفهميديم كه ارتباط اين موضوعات با نورپردازي شهري دقيقا چيست؟ اگر بخواهيم جانب انصاف را رعايت شود بايد گزارش داد كه دكتر فلامكي در انتهاي سخنراني خود اسلايدهايي از بناهاي نورپردازي شده را نشان دادند. كاري نداريم كه نورپردازي برج العرب در صحبت هاي ايشان به عنوان يك نمونه ناموفق و در صحبت هاي يكي از سخنرانان روز بعد ( طبق صحبت يكي از دوستان) به عنوان نمونه اي موفق معرفي شد!  و هيچ راه كار علمي و عملي اظهار نشد. به هر حال ما دانشجويان معماري و شهرسازي مسلما براي شنيدن اين نوع صحبت ها در 2 روز سرد و برفي نيامده بوديم. ( بماند كه دوستان كناري من با عجله مشغول نت برداري  از صحبت هاي پرفسور آيت اللهي در مورد ظلمات و نور  بودند  اما اين را مي گذاريم به حساب عادت به نوشتن در همايش ها بدون هيچ انديشه خاصي)

 در اينجا بخشي از صحبت هاي ضبط شده را عينا مرور  مي كنيم: ( تنها بعضي از جملات از حالت محاوره اي در آمده اند و دخل و تصرف ديگري صورت نگرفته است)

مهندس بني هاشمي، شهردار مشهد: « ولي ما بسياري از نيازمندي ها را داريم كه به آنها با ديده يك واقعيت و يك نعمت نگاه نمي كنيم، ولي آن كسي كه جهان را آفريده در تربيت انسان هشدارها و تذكراتي را به او داده »...
« از اعصار مختلف و در بين اقوام مختلف و بيان آنها براي اينكه انسان چگونه زندگي بهتري را مي تواند داشته باشد و چي هست، از كجا آمده و به كجا خواهد رفت و وقتي مي بينيم كه اسلام در رابطه با نور و در رابطه با شب و روز در قرآن بارها يادآوري مي كند و حتي شب و روز را به عنوان يكي از نعمت هاي خداوند براي بشر و براي زندگي بشري نام مي برد ...»

پرفسور آيت اللهي، مهمان ويژه نشست: « از امير المومنين عليه السلام در روضه كافي حديثي هست، معذرت مي خواهم در خود اصول كافي حديثي هست كه مي فرمايند نور خداوند...، نورهاي  سرخ است و سبز است و زرد است و سفيد... بعد مي فرمايند سفيد، نور دانش خداوند است. يعني دانشي كه به شما افاضه مي شود از نور خداوند...است كه به شما افاضه مي شود و هنر هم كه قلمرويي از دانش است با ويژگي هاي ديگري كه اساسش شناخت زيبايي هاي الهي هست همان گونه افاضه مي شود به اين زندگي...»

( شايد اين صحبت ها، صحبت هاي درست و قابل قبولي باشد اما با اين حساب صفت علمي تخصصي را بايد از موضوع نشست حذف كرد و حتي احتمالا بهتر است خود موضوع نيز عوض شود. براي مثال ماهيت نور از منظر اسلام يا چيزي شبيه به اين.)
 نكته ديگري كه بايد گفت اين است كه درست است كه تشكر و احترام و قدرداني بسيار پسنديده است اما آيا اين درست است كه يك سخنران در طور سخنراني يك ساعته خود هفت يا هشت بار از يكي ديگر از سخنرانان تشكر كند؟

بايد گفت كه طبق صحبت هايي كه از روز دوم شنيده ام ظاهرا تفاوت چشمگيري با سخنراني هاي روز اول وجود نداشته و تنها برنامه زمان بندي كمي در اثر بي نظمي هاي رايج دگرگون شده است، با اين وجود به گواهي شركت كنندگان روز دوم موضوع سخنراني هاي آخر بيشتر به نورپردازي شهري مربوط مي شده است!

در نهايت نشست نورپردازي شهري يا بهتر بگوئيم اولين نشست علمي تخصصي نورپردازي در ايران عليرغم تمام تلاش هايي كه شد تجربه موفقي نبود. متاسفانه موضوعات سخنراني ها سطحي و دور از محور اصلي و صحبت هاي كمي نزديك تر به موضوع نيز فارغ از زمينه بودند. مگر نه اين كه اين نشست در مشهد، شهري كه آرام آرام دارد نشانه هاي كلانشهر شدن را پيدا مي كند برگزار مي شد؟ ( هر چند رئيس سازمان فرهنگي تفريحي شهرداري مشهد در صحبت  خود اعلام كردند كه مشهد بزرگترين كلان شهر مذهبي دنياست !) و آيا موضوع زيارت و بحث پروژه هاي مرتبط با آن موضوعات كوچكي بودند كه هيچ  فرد سخنراني به طور جدي به آن نپرداخت.

در پايان چون برگزار كننده اين نشست سازمان فرهنگي تفريحي شهرداري مشهد بود به عالي رتبه ترين فرد اين سازمان تنها مي توان اين گونه گلايه كرد:

 آقاي شهردار ما انتظار ديگري داشتيم!

 

 

 

 



موضوع مطلب :


۱۳۸٥/۱۱/۱٦ :: ۸:٢٧ ‎ق.ظ ::  نويسنده : نینا شاهرخی

به نام خدا

در بخشي از پايان نامه ام از يكي از ترجمه ها كه در همشهري چاپ شده بود استفاده كرده ام. اما متاسفانه تاريخ انتشار آن را از ياد برده ام. آيا كسي مي داند چگونه مي توان به آرشيو همشهري دست پيدا كرد؟ ) ظاهرا سايت همشهري دچار تغيير و تحول شده است!)



موضوع مطلب :


به نام خدا

نزدیك به ۲ سال از شروع فعالیت ARUNA می‌گذرد؛ دیگر می‌توان گفت كه سایت، شناخته شده و بینندگان روزانه خود را پیدا كرده‌است.... اما از آنجایی كه بعد از گذشت مدتی هر برنامه باید مورد بازنگری قرار گیرد، لازم است نظر سنجی‌ای از بازدیدكنندگان صورت پذیرد. شما به عنوان بازدیدكنندگان آرونا می‌توانید به سوالات زیر پاسخ دهید:
• آیا می‌توان تشخیص داد كه هدف از راه اندازی سایتی همچون آرونا چه بوده‌است؟
• آیا آرونا به اهداف خود رسیده است؟
• آیا تیم گرداننده آن در انجام وظایف خود موفق بوده اند؟ اگر عكس این است مشكل چیست؟
• شما به عنوان یك دانشجوی معماری یا شهرسازی یا یك معمار یا استاد دانشگاه یا یك خواننده عام تا امروز چه استفاده‌ای از آرونا كرده اید؟
• آیا آرونا پاسخگوی مناسبی برای سوالات شمابوده است؟ یا انتظار دیگری از آن دارید؟

برای پاسخ دادن اینجا را کلیک کنید.



موضوع مطلب :


۱۳۸٥/۱۱/٩ :: ۱٠:۳٢ ‎ب.ظ ::  نويسنده : نینا شاهرخی

به نام خدا

این تصویر مرا به یاد حکایت خودم و پایان نامه انداخت! ( ضمنا تفسیر آزاد است به این معنی که هر دو شخصیت این عکس را می توان پایان نامه تصور کرد، مهم تلاش برای رسیدن است حال یا از جانب شخص یا از جانب پایان نامه!!)



موضوع مطلب :


۱۳۸٥/۱۱/٤ :: ٩:٥۱ ‎ب.ظ ::  نويسنده : نینا شاهرخی

به نام خدا

GUADALAJARA, JALISCO, MEXICO.-Thomas Krens, Director of The Solomon R. Guggenheim Foundation in New York, Francisco Ramirez Acuña, Governor of Jalisco, Emilio Gonzalez Marquez, Mayor of Guadalajara, and Carlos Alvarez del Castillo and Aurelio Lopez Rocha of Guadalajara Capital Cultural today announced that Enrique Norten of TEN Arquitectos (Mexico City and New York City) has won the architectural competition to develop a conceptual design for the proposed Guggenheim Museum in Guadalajara.

In addition to Enrique Norten /TEN Arquitectos, Jean Nouvel of Ateliers Jean Nouvel (Paris) and Hani Rashid and Lise Anne Couture of Asymptote (New York City) submitted designs for the proposed project.

"It has been a privilege to work with these extremely talented architects, each of whom developed an extraordinary conceptual design" said Mr. Krens. "Ultimately, it was the jury’s view that Enrique and his team brought an exceptional vision to this project. He developed a powerful design that responds to the remarkable site in a unique and dramatic manner, and that would create an international landmark for Guadalajara."



موضوع مطلب :


۱۳۸٥/۱۱/٤ :: ٩:٤٩ ‎ب.ظ ::  نويسنده : نینا شاهرخی

به نام خدا

کتابخانه عمومی بروکلین کاری از TEN Arquitectos

Year of Design: 2002

Year of Construction: 2005-2007 (Projected)

Client: Brooklyn Public Library

Program: Library

Area (approx.): 150,000 sf

Model: Miguel Ríos.



موضوع مطلب :


۱۳۸٥/۱۱/۳ :: ٤:۳٩ ‎ب.ظ ::  نويسنده : نینا شاهرخی

به نام خدا

حاشیه: دیدن این عکس ها مرا به یاد درس طراحی و تولید صنعتی انداخت. یادش بخیر...



موضوع مطلب :


۱۳۸٥/۱۱/٢ :: ۱۱:٠٩ ‎ب.ظ ::  نويسنده : نینا شاهرخی

به نام خدا



موضوع مطلب :


۱۳۸٥/۱۱/۱ :: ۸:٥۱ ‎ب.ظ ::  نويسنده : نینا شاهرخی

به نام خدا

کم کم هم گروهی هایم دارند دفاع می کنند. این میان چه حکمتی است که کارهای من پیش نمی رود خدا می داند! فردا جلسه دفاع یکی دیگر از همگروهی هاست به راهنمایی دکتر شجاعی و با موضوع فکر می کنم  اقامتی فرهنگی ...



موضوع مطلب :


به نام خدا

برای دیدن همه آن چیزی که من در طول نشست نورپردازی یادداشت کردم اینجا را کلیک کنید!



موضوع مطلب :


درباره وبلاگ
نینا شاهرخی

آرشيو وبلاگ
RSS Feed
قالب وبلاگ
گالری عکس
دریافت همین آهنگ