۱۳۸٦/۱٠/٢٦ :: ٦:٢٧ ‎ب.ظ ::  نويسنده : نینا شاهرخی
به نام خدا
این مطلب در آرونا منتشر شده است.

مهندس ناصر باقرزاده سال 1354 دیپلم خود را اخذکرد و برای ادامه تحصیل راهی امریکا شد و در رشته معماری دانشگاه اکلاهما در مقطع لیسانس (طراحی محیط) شروع به تحصیل نمود و دوره فوق‌لیسانس خود را نیز در همان دانشگاه در سال 1985 میلادی به اتمام‌رساند. وی فعالیت حرفه‌ای خود را با فعالیت در شرکت مشاور رهداد و همچنین تدریس در دانشگاه ادامه‌داد.

Nasser BagherZadehدربخشی از مصاحبه ای که توسط گروهی از دانشجویان برای پروژه مبانی نظری معماری از او به عمل آمده بود آمده است:
« ... در رشته هایی همانند معماری نمی توان آموزش را به دوره آکادمیک انتها داد. اگر ما زندگی یک معمار را به 3 دهه تقسیم کنیم:
دهه اول: آموزش آکادمیک یا مقدماتی؛ بدون آموزش جدی و حرفه ای.
دهه دوم: نقطه آغاز در کار حرفه ای؛ آموزش غیر آکادمیک و جدی. با ارزش معادل گام قبلی که در اواخر این دهه معمار تعریفی از خود باز می یابد.
دهه سوم: دوره بازدهی یک معمار؛ خلق معماری به صورت جدی و واقعی و غالب شدن نظام فکری بر یک معمار...» مهندس باقرزاده با این تعریف خود را در دهه دوم زندگی اش می دانست. پروژه هتل کاوه از دید او یکی از بهترین پروژه هایش محسوب می شد. در قسمتی از مصاحبه در رابطه با این پروژه آمده است:«... به طور کلی پروژه باید زیر ساخت فکری و مبانی داشته باشد و این پروژه شامل این موارد می باشد. برای هتل کاوه چالش اصلی در دو جا بود. اول این که یک پروژه اقامتی مثل هتل از نطر هندسه، تنوع، پویایی و پیچیدگی چگونه باید باشد و چه تفاوتی با پروژه مسکونی دارد...»
مهندس باقر زاده برای چند سال متوالی تدریس درس طرح 7 ( آخرین طرح دوره معماری در مقطع ارشد پیوسته) را برعهده داشت. کلاس طرح 7 دانشکده معماری دانشگاه آزاد مشهد با وجود استادی همچون او، یکی از پربار ترین و دوست داشتنی ترین کلاس ها بود. در کلاس های طرح 7 موضوعات نظری مرتبط مطرح می شد وموضوع به چالش کشیده می شد. هر کدام از ما که روزی دانشجوی این کلاس بوده ایم نظر و ایده مان را بدون هیچ واهمه ای از اشتباه بودن و یا بی ربط بودن بیان می کردیم. فضایی که قطعا برای تعالی و بالا بردن کیفیت کلاس های دروس معماری به آن نیازمندیم.
در بخش دیگری از مصاحبه از زبان وی آمده است: « در دانشگاه ها توقعاتی مطرح می شود و فکر می کنیم که باید اتفاقات مهمی در دانشگاه رخ دهد که متفاوت با سایر چیزهاست. در حالیکه این گونه نیست و تفاوت زیادی بین یک گام بعد و یک گام قبلی وجود ندارد. دانشگاه باید شرایط را برای فکر کردن باز کند و طراحی و معماری را کسی به کسی یاد نمی دهد بلکه این در یک پروسه که سهم کوچکی از آن در دانشکده است رخ خواهد داد. در حقیقت دانشکده باید فضا و امکانات را برای ایجاد تفکر و خلاقیت به وجود بیاورد.»
استاد ناصر باقرزاده در 14 دی ماه 1386به علت ابتلا به بیماری سرطان دیده از جهان فرو بست؛ روحش شاد و یادش گرامی باد.



موضوع مطلب :


۱۳۸٦/۱٠/۱۸ :: ٢:٠٦ ‎ب.ظ ::  نويسنده : نینا شاهرخی

به نام خدا

تنها صدای خاطره هاست که می ماند و می آزارد.

مرحوم مهندس باقرزاده نفر چهارم از سمت راست ایستاده (پشت نفر اول از سمت راست نشسته)

برای دیدن اندازه بزرگتر روی عکس کلیک کنید.

------------------------------------

حاشیه۱: با تشکر از جناب مهندس صحاف به خاطر ارسال عکس ها و اطلاعات.

حاشیه۲: به تاریخ عکس توجه کنید، هنوز یکسال هم نمی گذرد.

حاشیه۳: یادداشت آقای مهندس خبازی در همین مورد. کلیک کنید.



موضوع مطلب :


۱۳۸٦/۱٠/۱٥ :: ۱:۱٧ ‎ب.ظ ::  نويسنده : نینا شاهرخی

به نام خدا

دیروز خبر درگذشت استاد را شنیدم. با اینکه حدود یکسال از شروع بیماری شان گذشته بود اما همه ما همچنان به خودمان امیدواری می دادیم که خدا بزرگ است و شفا دهنده همه بیماران. کسی چه می داند شاید خیلی وقت ها هم از ته قلب که برای بیماران دعا کرده بودیم نام استاد هم در خاطرمان نقش بسته بود.

 دیشب تا سحر خواب به سراغم نیامد. تمام مدت فکر می کردم آخرین باری که استاد را دیده بودم کی بود. من به دنبال آخرین تصویر باقی مانده در ذهنم ساعت ها تلاش کردم. کلاس های طرح ۷. چهره جدی و دلسوز استاد را که بی شک یکی از بهترین ها در سابقه تحصیلی همه ما بودند یک دل سیر نگاه کردم و چه خوب که تصویر باقی مانده در ذهنم قدرتمند بود و سالم. یاد آخرین جلسه طرح ۷ افتادم و دفتر استاد که خاطرات کلاس را خیلی خلاصه در آن می نوشتند. حیف... حیف از هر فکر و اندیشه ای که از ما این دنیایی ها دریغ شود. حیف از وجود انسان های نازنینی که بعد از رفتنشان ارزش بیشمارشان بر ما آشکار می شود.

مهندس ناصر باقرزاده استاد محبوب و گرانقدر دانشکده معماری دانشگاه آزاد مشهد از میان ما رفت. روانش شاد و خاطرش برای همیشه در ذهن تمام ما که فرصت داشتیم مدتی در محضرش شاگردی کنیم گرامی باد.

-----------------------------

حاشیه: ۱۶ دی ماه ۸۶

فکر نمی کردم رفتن به مجلس ختم استاد اینقدر برایم سخت باشد. تنها یک ربع ماندم، سر به زیر و خاموش. کسی را نمی شناختم، تلاشی هم برای یافتن آشنایی نکردم. چه اهمیتی داشت کسی را بشناسم یا نه. من به قصد دیگری آمده بودم. از یکی از پذیرایی کننده ها نشان خانم استاد را گرفتم. جلو رفتم و خودم را معرفی کردم. خانم استاد آرام اشک می ریخت. گفت: همیشه دانشجویانش را دوست داشت ... بی اختیار خم شدم و پیشانی اش را بوسیدم، تسلیتی گفتم ...بیرون زدم... .

عجب برفی می آمد.



موضوع مطلب :


 به نام خدا

برای دیدن اندازه بزرگتر روی عکس کلیک کنید.



موضوع مطلب :


به نام خدا

THE MILLAU VIADUCT

 is part of the new E11 expressway connecting Paris and Barcelona and features the highest bridge piers ever constructed.The tallest is 240 meters high and the overall height will be an impressive 336 meters, making this the highest bridge in the world.

 

برای دیدن اندازه بزرگتر روی عکس کلیک کنید.



موضوع مطلب :


۱۳۸٦/۱٠/٩ :: ۱٠:۳۳ ‎ب.ظ ::  نويسنده : نینا شاهرخی

به نام خدا

این عکس را بعدازظهر روز ۷ دی یعنی ۲ روز پیش از بقایای کاخ آپادانای داریوش در شوش گرفته ام. نمی دانم باید از این همه فرسایش تاسف خورد یا تعجب کرد. حیف از این هنر دقیق و ظریف که اینگونه عریان در معرض دید قرار گرفته است.

این عکس هم داخل موزه کیمبل را نشان می دهد...لطفا اصلا مقایسه نکنید!



موضوع مطلب :


۱۳۸٦/۱٠/٤ :: ٢:٤٩ ‎ب.ظ ::  نويسنده : نینا شاهرخی

به نام خدا

در آرشیو وبلاگم دنبال یکسری مطلب بودم که به یادداشت به بهانه سفر به بیرجند رسیدم. یادش بخیر. برای درس طراحی شهری ساعت ۱۰شب راه افتادیم و سحر بیرجند بودیم. زمان برایمان کوتاه بود تا غروب فرصت داشتیم. ساعت ۶ بعد از ظهر دوباره سوار اتوبوس شدیم و ۲ نیمه شب مشهد بودیم. این یادداشت را بعد از همان سفر دانشجویی کوتاه اما جالب نوشته بودم:

-------------------------->

جمعه، 22 اسفند، 1382

سفر

به بهانه سفر به بیرجند

این همان کوچه همان بن بست

این همان خانه همان درگاه
این همان ایوان همان در آه...

از بیابان های خشک و تشنه از هر سوی صد فرسنگ
در غروبی ارغوانی رنگ
با نشانی های گنگ و دور
آمدم تا هفت سال از سرگذشتم را
بشنوم _ شاید _
از اشارت های یک در
از نگاه ساکت یک پنجره یک شیشه یک دیوار
در حرم در کوچه در بازار!







عکس: نینا شاهرخی



موضوع مطلب :


درباره وبلاگ
نینا شاهرخی

آرشيو وبلاگ
RSS Feed
قالب وبلاگ
گالری عکس
دریافت همین آهنگ