۱۳۸٦/۱٢/٢٥ :: ۱٢:٥٦ ‎ق.ظ ::  نويسنده : نینا شاهرخی

به نام خدا

No comment


موضوع مطلب :


به نام خدا
این عکس تاریخی که تقریبا مربوط به ۱۲۰ سال پیش است در یک کلکسیون عکس های قدیمی پیدا شده است.
شما در این عکس هلن کلر ۸ ساله را با معلمش خانم سولیوان می بینید که عروسک هدیه شده از طرف او را نیز در دست دارد.
عکس از خبرگزاری آسوشیتدپرس برداشت شده است.

 

This 1888 photo released by the New England Historic Genealogical Society in Boston shows Helen Keller when she was eight years old, left, holding hands with her teacher, Anne Sullivan, during a summer vacation to Brewster, Mass., on Cape Cod. A staff member at the society discovered the photograph in a large photography collection recently donated to the society. When Sullivan arrived at the Keller household to teach Helen, she gave her a doll as a present. Although Keller had many dolls throughout her childhood, this is believed to be the first known photograph of Helen Keller with one of her dolls. (AP Photo/Courtesy of the Thaxter P. Spencer Collection, R. Stanton Avery Special Collections, New England Historic Genealogical Society-Boston



موضوع مطلب :


۱۳۸٦/۱٢/۱۳ :: ٤:۱٧ ‎ب.ظ ::  نويسنده : نینا شاهرخی

به نام خدا

برای آگاهی بیشتر این فایل را دانلود کنید. نوشته سایت ۱ فتحی در همین مورد:

چگونه برای فرزندانمان در پنجاه هزار سال بعد یک نامه بنویسیم



ادامه مطلب ...

موضوع مطلب : خبر


۱۳۸٦/۱٢/۱۱ :: ٩:۳٩ ‎ق.ظ ::  نويسنده : نینا شاهرخی

به نام خدا
این عکس را پنج شنبه ۹ اسفند در مسیر جاده قدیم اهواز-بندر ماهشهر گرفته ام. ساعت حدودا ۱۲ ظهر بود.

Ninashahrokhi.persianblog.ir


موضوع مطلب : عکس


۱۳۸٦/۱٢/۸ :: ۸:٥۸ ‎ب.ظ ::  نويسنده : نینا شاهرخی

به نام خدا

It could be happen when you wanna capture your drawings!

 

I think architects could feel this feeling well!!!

 



موضوع مطلب :


۱۳۸٦/۱٢/۸ :: ٤:۳٤ ‎ب.ظ ::  نويسنده : نینا شاهرخی

به نام خدا
گروهی از باستان شناسان آلمانی و اهل پرو اعلام کرده اند که قدیمی ترین بنای تاریخی پرو را که یک پلازای ۵۵۰۰ ساله است کشف کرده اند.
خبر گزاری آسوشیتدپرس در این مورد نوشت...اینجا را کلیک کنید



موضوع مطلب : خبر


۱۳۸٦/۱٢/٦ :: ۳:٢٥ ‎ب.ظ ::  نويسنده : نینا شاهرخی

به نام خدا
این هم جلد مجله نقش نو که در یادداشت قبلی در موردش نوشته بودم. لطفا به آرم آن نگاه کنید. به نظر من که همان آرم هفته نامه تخصصی معماری نقش نوست.

 



موضوع مطلب : حاشیه معماری


۱۳۸٦/۱٢/٦ :: ۱٢:٠۸ ‎ب.ظ ::  نويسنده : نینا شاهرخی

به نام خدا


۲ روز پیش روی سکوی یک کیوسک مطبوعات چشمم به عنوان مجله ای با آرم آشنای نقش نو افتاد. آن روز رهگذر بودم و مجله را کامل ندیدم. اما دیشب که برای خرید روزنامه و مجله رفته بودم دو مرتبه دقیق شدم. اشتباه نکرده بودم.
مجله ای به نام نقش نو وجود دارد که فرهنگی هنری اجتماعی ورزشی است. روی مجله حک شده دوره جدید شماره یک. نکته مهم اینجاست که آرم نقش نو دقیقا همان آرم نقش نو خودمان است. حال سئوال این است که آیا اقتباس آرم آنهم از یک هفته نامه تخصصی معماری برای مجله ای خانوادگی مجاز است؟

 در اولین فرصت صفحه اول مجله را اسکن می کنم.

نکته: تصویر از وبلاگ هنر و معماری برداشت شده است.

 



موضوع مطلب : حاشیه معماری


۱۳۸٦/۱٢/٦ :: ۱۱:٤۳ ‎ق.ظ ::  نويسنده : نینا شاهرخی

به نام خدا
گروه ال دیوو گروهی ۴ نفره است که از حدود ۳ سال پیش فعالیت خود را آغاز کرده است. اعضاء این گروه ۴ جوان سوئیسی، اسپانیایی، امریکایی و فرانسوی هستند. آهنگی که در  می توانید آنرا  اینجا گوش کنید آهنگی است با عنوان I Believe In You که یکی از آهنگ های دومین آلبوم آنهاست و به زبان انگلیسی توسط اعضاء گروه و با همراهی سلین دیون برای خواندن ترجمه فرانسه آن اجرا شده است.


I Believe In You
Lonely
The path you have chosen
A restless road
No turning back
One day you
Will find your light again
Don't you know
Don't let go
Be strong

Follow you heart
Let you love lead through the darkness
Back to a place you once knew
I believe, I believe, I believe
In you

Follow your dreams
Be yourself, an angel of kindness
There's nothing that you can not do
I believe, I believe, I believe
In you.

Tout seul
Tu t'en iras tout seul
Coeur ouvert
A L'univers
Poursuis ta quete
Sans regarder derriere
N'attends pas
Que le jour
Se leve

Suis ton etoile
Va jusqu'ou ton reve t'emporte
Un jour tu le toucheras
Si tu crois si tu crois si tu crois
En toi
Suis la lumiere
N'eteins pas la flamme que tu portes
Au fonds de toi souviens-toi
Que je crois que je crois que je crois
Que je crois
En toi

Someday I'll find you
Someday you'll find me too
And when I hold you close
I'll know that is true

Follow your heart
Let you love lead through the darkness
Back to a place you once knew
I believe, I believe, I believe in you

Follow your dreams
Be yourself, an angel of kindness
There's nothing that you can not do
I believe, I believe, I believe in you

 



موضوع مطلب : موسیقی


۱۳۸٦/۱٢/٢ :: ۱٠:٢۸ ‎ق.ظ ::  نويسنده : نینا شاهرخی

به نام خدا

حتما همه ما عکس های زیادی را دیده ایم که در آن یک بنا، چند بنا و یا جزئی از آنچه آن را معماری می نامیم وجود داشته است. اما معماری در بعضی عکس ها نقش خاصی دارد به عبارت دیگر خودش موضوع عکس نیست ولی بیشترین سهم را در القا یا نشان دادن یک مفهوم یا موضوع دارد. عکس های زیر نمونه هایی از همین دستند:



موضوع مطلب : عکس معماری


۱۳۸٦/۱٢/۱ :: ٤:٥٧ ‎ب.ظ ::  نويسنده : نینا شاهرخی

به نام خدا 

شهر، 

 میدان،

خیابان،

جداره،

بنا،

انسان ها،

ماشین ها،

 درخت ها .... و همه آنچه برای زیستن لازم است...

شهر مجموعه ای است از میادین،خیابان ها، بنا ها، جداره ها، انسان ها، ماشین ها، درخت ها...و همه آنچه برای زیستن لازم است.خیابان به میدان پیوند می خورد  و بنا ها بر جداره آن نظاره گر انسان ها و ماشین ها هستند. خیابان به تنهایی بی شک تهی است. همچون چشم که با حضور و وجود ابروان و مژگان حالت به خود می گیرد و نگاه برایش تعریف می شود. اگر موضوع انسان ها و ماشین ها و سایر چیزهایی که در سایه این دو به مجموعه شهر اضافه می شوند را کناری بگذاریم می شود گفت که وجود شهر وابسته به خیابان ها و میادین است؛ وجود میدان با حضور خیابان معنا دارد و خود با جداره و بناها تعریف می شود. نگاهی دوباره به خیابان های معروف و ماندگار در تاریخ هر شهری خود موید این مطلب است.نکته با اهمیتی که باید ذکر کرد تفاوت خیابان های دیروز و امروز  به دلیل سرعت دید و زاویه آن است؛ سواره یا پیاده، فرقی نمی کند. با این توضیح تفاوت معماری قدیم و امروز هم  در بخش جداره هایشان قابل توجیه است. امروز بناهای درشت دانه تر با تزئینات کلی یا حذف شده و انتزاعی با خیابان های پر سرعت و عابران عجول و خسته متناسب تر است، همانگونه که آهسته و با طمانینه گام برداشتن های دیروز متناسب بود با کاشی کاری های سردر و گل و بته ها و ختایی های دیوارها.  این همان کوچه همان بن بست

این همان خانه همان درگاه
این همان ایوان همان در آه...

از بیابان های خشک و تشنه از هر سوی صد فرسنگ
در غروبی ارغوانی رنگ
با نشانی های گنگ و دور
آمدم تا هفت سال از سرگذشتم را
بشنوم _ شاید _
از اشارت های یک در
از نگاه ساکت یک پنجره یک شیشه یک دیوار
در حرم در کوچه در بازار!
  



موضوع مطلب : ضیافت معماری


درباره وبلاگ
نینا شاهرخی

آرشيو وبلاگ
RSS Feed
قالب وبلاگ
گالری عکس
دریافت همین آهنگ