۱۳۸٦/٤/٢٧ :: ٩:٢٠ ‎ب.ظ ::  نويسنده : نینا شاهرخی

به نام خدا

زندگى آن چيزى است که براى تو اتفاق مي‌افتد، در حالى که تو سرگرم برنامه‌ريزي‌هاى ديگرى هستى.

جان لنون



موضوع مطلب :


۱۳۸٦/٤/٢٠ :: ۱۱:٢٩ ‎ب.ظ ::  نويسنده : نینا شاهرخی

به نام خدا

این دقیقا متن پیشگفتار پایان نامه من است:

(سعی کرده ام تمام کسانی که به نوعی به آنها مدیون هستم را هرچند کلی در پیشگفتار یاد کنم.)

 

در اين دوره از زندگي، بسيار آموختم. دوره اي كه در ابتدا طولاني به نظر مي رسيد و با  هر لحظه نزديك تر شدن به انتها شتابزده تر راه مي پيمود، شايد مانند چشم بر هم زدن زمان بين اولين مشق آب- بابا تا آخرين روز پنج ساله كودكي.

 در ميان اين راه نه چندان بلند افراد بسياري همراهم بودند. افرادي كه گاه، گام برداشتنم را تندتر و گاه متفكرانه تر كردند. گاهي انديشيدم كه معمار بودن نهايت آرزوي يك انسان آموخته است و زماني ديگر را در ترديد خوانده شدن به اين نام سپري كردم. و حال اين گذار كوتاه را اينطور مي نامم: اولين تجربه بزرگ شدن، با مردم بودن، براي هم زندگي كردن و براي دغدغه هاي ديگري انديشيدن...

و آنها كه همراه اين دوران بودند و نبودشان بي شك مسير را دگرگون مي ساخت شايسته بهترين احترام و سپاسند:

خانواده ام كه مرجع انديشه و منش من بوده و هستند، دوستانم كه همراهان دوران تجربه هاي جديد بودند، معلماني كه داشته ام در هر مقطعي و در هر جا، و استادانم كه راه صحيح موثر بودن را مي آموختند . در اين بين افرادي هستند كه بردن نامشان براي تاكيد بيشتر بر لطفي است كه به من داشته اند و راهنمايي هاي گوناگوني كه هرگز از من دريغ نكردند: استاد راهنما جناب آقاي مهندس صحاف و استاد مشاور جناب آقاي دكتر بهروان.

و در پايان بايد خانواده مجازي ام را ياد كنم، آنهايي كه به من آموختند مي توان در دنياي مجازي هم همراه بود. مي شود ياد داد و آموخت، مي شود حرف زد و تجربه اندوخت...

 

                     نينا شاهرخي

                           تابستان يكهزار و سيصد و هشتاد و شش



موضوع مطلب :


۱۳۸٦/٤/۱۸ :: ۱:٢٩ ‎ق.ظ ::  نويسنده : نینا شاهرخی

به نام خدا

آموختن را بسیار دوست دارم. عقیده من این است که انسان تا زمانی زنده است که می آموزد. پایان نامه هم مثل بسیاری چیزهای دیگر آموزگار خوبی بود. تا امروز دقیقا ۱ ماه است مشغول انجام کارهای نهایی آن برای گرفتن وقت دفاع هستم. بسیار آموخته ام. نه تنها ظرائف طراحی و ارائه که بسیاری از کنش و واکنش ها را هم!

اوقات من با گوش دادن رادیو می گذرد. کنار میزم یک رادیو دارم و همیشه در حین انجام کار رادیو گوش می کنم. این شعر را همین چند دقیقه پیش گوینده رادیو خواند و بسیار به دلم نشست:

قایقی خواهم ساخت

خواهم انداخت به آب

دور خواهم شد از این خاک غریب

که در آن هیچکس نیست که در بیشه عشق، قهرمانان را بیدار کند

قایق از تو تهی، و دل از آرزوی مروارید

همچنان خواهم راند

نه به آبی ها دل خواهم بست، نه به دریاها

...

پشت دریاها شهری است که در آن وسعت خورشید به اندازه چشمان سحر خیزان است

پشت دریاها شهری است ... قایقی باید ساخت...



موضوع مطلب :


۱۳۸٦/٤/۱۱ :: ۱:۱٩ ‎ق.ظ ::  نويسنده : نینا شاهرخی

به نام خدا

I've even seen miracles,

I've seen the tears disappear,

But still haven't seen anything,

That amazes me quite like you do...



موضوع مطلب :


درباره وبلاگ
نینا شاهرخی

آرشيو وبلاگ
RSS Feed
قالب وبلاگ
گالری عکس
دریافت همین آهنگ