۱۳۸٩/٤/۳۱ :: ۱٢:۱٤ ‎ب.ظ ::  نويسنده : نینا شاهرخی

به نام خدا

واژه Plinth:

Pronunciation:/plɪnθ/

 

noun

  • a heavy base supporting a statue or vase
  • (Architecture) the lower square slab at the base of a column
  • (Architecture) the base course of a building, or projecting base of a wall

    Origin:

    late 16th century: from Latin plinthus, from Greek plinthos 'tile, brick, squared stone'. The Latin form was in early use in English

     

    مثال:

 



موضوع مطلب : واژه آموزی


۱۳۸٩/٤/۳٠ :: ٩:۱٠ ‎ب.ظ ::  نويسنده : نینا شاهرخی

به نام خدا 

در دو یادداشت قبل تر نوشته بودم:

"مطالعه قبل از طراحی لازم است! حتی برای شما گروه نیویورکی!"

و اینکه: 

 

"به زودی مطلبی خواهم نوشت از اشتباهات غیرقابل چشم پوشی یک گروه طراحی نیویورکی در طراحی یک بنا تا نقش مطالعه پیش از طراحی بیش ار پیش روشن شود!

صادقانه بگویم خود من هم که این طرح را اول دیدم  از بعضی ایده های غیر تکراری آن خوشم آمد در واقع خواندن نظرات بقیه بود که باعث شد یکبار دیگر برگردم و به مشخصات طرح و طراحی هایش دقیق تر نگاه کنم..."

و حالا بخوانید ادامه داستان را!

 

 Rux  اسم یک گروه طراحی ظاهرا تازه تاسیس است که در نیویورک اقامت دارند. یکی از کارهای این گروه، مسجد ناپدید شده (The vanishing mosque)  است. (نمی دانم ناپدید شده برای ترجمه ونیشینگ مناسب است یا نه اما من بار اولی که متن را خواندم یاد نقطه گریز پرسپکتیو افتادم و اگر به بعضی از زوایا هم دقت کنید تاکید روی به وجود آمدن چنین نقطه ای به چشم می خورد) این مسجد برای ابوظبی امارات طراحی شده، شهری با تابستان های خیلی گرم و زمستان ها کوتاه و معتدل. در واقع این طرح برنده مسابقه ای تحت عنوان معماری به منزله بهسازیست. مسابقه ای که برگزاری آن به عهده گروه ترافیک که یک مجموعه هنر و طراحی ساکن دوبی هستند بوده است.

پروپوزال طراحی گروه Rux، مسجد ناپدید شده، استفاده از ایده آزاد ساختن مسجد از یک فرم ساختمانی مشخص و متصل کردن آن به بافت شهری بود تا آن را قابل دیدن تر و در ارتباط و یکپارچه  با کارهای معنوی و فرهنگی جامعه کند.

طرح، یک پلازای شهری 4000 متر مربعی را نشان می دهد که به طور غیر منتظره ای شبکه شهری را  با  یک دید پرسپکتیوی قوی به سوی مکه  تغییر جهت می دهد. تلفیق تاتیر نماهای دندانه دار اطراف و زاویه سازه باعث می شود اینگونه به نظر برسد که پلازا در حال ناپدید شدن در افق است. فضایی که در اثر جدا شدن صفحه مثلثی شکل (که نماز روی آن برگزار می شود) از سطح زمین ایجاد شده است به محلی برای وضو گرفتن و شستشو برای مراسم مذهبی تبدیل شده است.

در این بین خواندن نظرات بقیه در مورد این طرح بسیار جالب است. از میان 23 نظر تنها 3-4 نظر این طرح را پسندیده اند و بقیه نظر دیگری داشته اند برای مثال:

- به نظر می رسد طراح هیچ چیز در مورد مسلمان ها و نمازخواندن آنها نمی دانسته است. این چیزی نیست که آنها می خواهند!

-  من تعجب می کنم، آنها  چطور خواهند توانست در هوای بسیار گرم یا زیر باران یا زمان طوفان شن نماز بخوانند؟

سطحی که نمازگزاران روی آن نماز می خوانند؛ همانند شاخص یک قطب نمای عظیم

- من در مورد اینکه این مسجد چگونه کار خواهد کرد سئوال دارم. من هرگز یک استخر برای وضو گرفتن ندیده ام. پس موضوع بهداشت چه می شود؟ نماز خواندن در هوای 45 درجه و یک مانع انعطاف پذیر برای نمازگزاران زن و مرد؟ مطمئن نیستم پذیرفته شود.

- یک مسجد المان های تعریف شده ای دارد که برای انجام مناسک مذهبی لازمند. این کانسپت که طرح کاملا در فضای خارج واقع شده  در منطقه خلیج با توجه به شرایط آب و هوایی، حریم و این اصل که کسانی که نمی خواهند وارد مسجد شوند نمی بایست جزئی از مناسک مذهبی در حال برگزاری باشند، قابل اعمال نیست. تلاش خوبیست اما واقعا در زمینه اصول، تحقیق و مطالعه دارای کمبود است.

-(پاسخ یکی از خوانندگان به نظر قبلی) تعداد بسیار زیادی مسجد در جایی که ما زندگی می کنیم وجود دارند که بر اساس همان روش سنتی ساخته شده اند. این نمونه تلاشی برای عرضه چیزی های جدید است و به طرز باورنکردنی ای زیباست و علاوه بر آن الهام بخش!!! نظر کلی مسابقه خلق دوباره مسجد بوده است و Rux  به قدر کافی برای اینکه به ما چیزی را عرضه کند که برای گفتگو الهام بخش باشد جسور بوده است.

-  یک پرسپکتیو کاملا گیرا...این طرح به عنوان یک تصویر بسیار قوی است اما بیایید قبول کنیم به عنوان یک کانسپت زیر خورشید خلیج مناسب نیست، به همین سادگی. اینطور که نوشته شده اعضاء گروهRux   اهل نیویورک هستند، من حتی شک دارم زیر خورشید نیویورک هم جواب بدهد...

- محل نماز خواند باید روی زمین مسطح باشد. نمی تواند روی سطح شیبدار یا پله باشد. مثل این است که در یک کلیسا صلیب را وارونه آویزان کنیم!

-این در هوای دبی غیر ممکن است! و به هیچ وجه کار نخواهد کرد! بروید و ببینید!

-فکر نمی کنم در آن محیط قابل ساخته شدن باشد.

-من واقعا از ایده های جدید در مورد مساجد که فرم یا المان های جدیدی را ،شاید مانند سطح شیبدار، معرفی می کنند استقبال می کنم...همچنین در مورد آب و هوای گرم، یک سازه چادری سبک این مشکل را حل خواهد کرد. اما: باز کردن مسجد رو به سمت راهروهای سرپوشیده با فضایی تجاری خیلی صحیح نیست چراکه فعالیت ها و نمای تجاری باعث پرت شدن حواس خواهد شد و توجه نمازگزار را جلب خواهد کرد که خلاف ارزش ها و اصول نمازخواندن است. بدون در نظر گرفتن این مسائل ایده خوب و جدیدیست.

-ایده شکل گیری فضا به کمک نقطه گریز خوب است اما از نظر عملی نه تنها برای مساجد که برای هیچ نوع فضای عبادتی مناسب نیست. مانند شیب که ممکن است مشکلاتی برای مردمی که آنجا حضور دارند ایجاد کند.

-مانع انعطاف پذیر کاملا صحیح است و این درست همان چیزی است که از دوران پیامبرمان استفاده می شده است. جدا کردن محل خانم ها و آقایان با دیوار اشتباه است. گرما یکی از مشکلات است، من نمی دانم آنها از چه نوع سنگ مرمری می خواهند استفاده کنند یا آیا سیستم سرما زایی قابل نصب خواهد بود یا خیر؟ حواس پرتی همانطور که یکی از شما ذکر کرده بودید هم یکی دیگر از مشکلات است. شاید یک محوطه سازی که بنا را از محل نماز خواندن جدا کند جواب بدهد. اما با همه این ها این طرح بد نیست. جدید است. من شخصا ترجیح می دادم که یک مسلمان یک مسجد را طراحی کند. کسی که از همه چیز در مورد نمازخواندن و دعا مطلع باشد چون این یک بخش بسیار حساس دینی است. اما بازهم می گویم این طرح بد نیست.

-فکر می کنم فضای وضوگرفتن درست مکانیابی نشده است. هرکسی مجبور است مسافت زیادی را به سمت پایین طی کند و دوباره زیر خورشید خیلی داغ برگردد.

و مشکل خیلی بزرگ: هیچ سایه ای وجود ندارد.

بچه ها بیایید واقع گرا باشیم. مسئله دیگری که من کلا با آن مخالفم چیزی است که طراحان در وصف طرح خود گفته اند:" استفاده از ایده آزاد ساختن مسجد از یک فرم ساختمانی مشخص و متصل کردن آن به بافت شهری تا آن را قابل دیدن تر و در ارتباط و یکپارچه  با کارهای معنوی و فرهنگی جامعه کند." در اینجا این جمله بسیار کلی است. اگر آنها واقعا می خواهند چنین کاری را انجام دهند باید در مورد شهرهای مسلمانان مانند هرات، سمرقند، بخارا، اصفهان و خیلی های دیگر مطالعه کنند. شهرهایی که مساجد در آنها نقش مرکز شهر را بازی می کند، تمام شهر گرد آن گسترش پیدا کرده که اهمیت بسیار بیشتری به مسجد می دهد. روشی که این گروه برای طراحی این مسجد به کار برده است غیر رسمی است. هیچ چیز تازه ای جز مسیر رفت و آمد ندارد. اینجا در کراچی ما تعداد زیادی مساجد اینگونه غیر رسمی داریم، پس چیز جدید یا قابل توجهی ندارد.

با این وجود من واقعا به دیدهای پرسپکتیو شک دارم، آنها برای من بخاطر مقیاس دید کاملا غیرطبیعی هستند. پرسپکتیو ها هماهنگ نیستند و از جایی که پرسپکتیوها گرفته شده اند من به سختی می توانم امام جماعت را ببینم و با او ارتباط برقرار کنم در حالیکه دارد خطابه می خواند.

-من سایت گروه طراحیRux  را چک کردم چون امیدوار بودم طرحی برای سیستم سایه بان این مسجد پیدا کنم. طرحی پیدا نکردم اما آنها ذکر کرده اند که "سایه بان های پارچه ای تاشو نور زننده خورشید بعد از ظهر را فیلتر می کنند." این به طور مشخص به مشکل گرما کمک خواهد کرد. من مطمئن هستم که زمانی که آنها طراحی را تکمیل کنند خواهیم دید که این سیستم سایه بان چگونه کار می کند.

- جدای از موضوع باید بگویم خیلی سرحال شدم وقتی نظرات افرادی را که با هم راجع به یک مسئله مربوط به مسلمانان آنهم از دید ساخت و ساز گفتگو می کردند خواندم.

با این همه، از دیدگاه یک مسلمان باید بگویم این طرح به هیچ وجه اجرایی نیست و بله کمبود بسیاری در زمینه تحقیق و مطالعه دارد.

 فردی که برای عبادت به هر مکانی برود به شما خواهد گفت که سکوت و آرامش جزء مهمترین چیزها هستند. علاوه بر این حاصل این ایده فضای باز بزرگی خواهد بود که اهمیت تمیزی و بهداشتی بودن آب وضو را نادیده گرفته است.

می خواهم بگویم از نظر زیبایی شناسانه و دید طراحی من این تفکر و کانسپت را که در این طرح لحاظ شده تحسین می کنم. من این نکته را که ایده ای از تلفیق بنا با شهر لحاظ شده و چگونه فضا اینقدر باز بوده است و انرژی آرامی برای آن داشته است، دوست دارم.

در مورد دمای هوا، من حدود 20 سال در دبی زندگی کرده ام و باید بگویم هوای اینجا در تابستان غیرقابل تحمل است. تصور کنید هر بار که در خانه تان را باز می کنید مثل این است که در یک فر را باز کرده اید، بدون اغراق. دمای هوا در تابستان به 50 درجه می رسد و صرفا داشتن یک سازه چادری برای پوشش اصلا هوشمندانه نیست. علاوه بر این ما طوفان شن، باران و رعد و برق هم داریم.

این قضیه مثل این است که یک شرکت معماری در دبی، بدون دانش کافی یا تحقیق در مسابقه معماری طراحی یک استادیوم بیس بال جدید در نیویورک شرکت کرده باشد. هیچ کس اینجا بیس بال بازی نمی کند و هیچ زمینی برای شروع کردن آن نیست. پس تصور کنید که حاصل آن چه چیزی می تواند باشد. اما برای این تلاش ممنونم.

- این طراح هیچ چیز در مورد اسلام نمی دانسته است. سطح شیبدار به نظر خوب می آید اما نه برای عبادت. افرادی که در جلو ایستاده اند بالاتر از افراد عقب هستند در حالیکه در اسلام همه برابرند. نمازگزاران به حریم احتیاج دارند. خانم ها نباید در دید باشند. این نشانه قطب نما به سمت آسمان است. مسلمانان آسمان پرست یا ستاره پرست نیستند. و بسیاری چیزهای دیگر.

- خیلی جالب است که نه معماران و نه کسانی که اینجا کامنت گذاشته اند هیچ کدام یک ذره هم در مورد قوانین عبادت دسته جمعی و فضاهای آن در اسلام مطالعه نکرده اند. من اطمینان دارم که معماری که طرح صفحه بلند شده از سطح زمین نمازگزاران را داده است، هیچوقت خودش در یک گروه مسلمانان در حال نماز حضور نداشته است تا بداند که بر اساس اصول بنای مساجد اسلامی محل امام جماعت و محراب باید پایین ترین بخش صحن باشد (نه بالاترین!!!) نماز مردمی که در نماز جماعت شرکت می کنند بر روی این پلت فرم بلندتر از سطح زمین فلش مانند بر اساس شریعت اسلام پذیرفته نیست. ساخت این بنای بدون مطالعه باید فورا متوقف شود.

----------------------------------------

منبع: سایت دیزاین بوم دات کام

 

 



موضوع مطلب : معماری امروز / مسابقه معماری


۱۳۸٩/٤/٢٩ :: ۱۱:٢٤ ‎ق.ظ ::  نويسنده : نینا شاهرخی

به نام خدا

این سه طرح برای خانه حیوانات خانگی طراحی شده که هر کدام الهام گرفته از یک طراحی موجود در دنیاست!

 

 



موضوع مطلب : خلاقیت هنری


به نام خدا

به زودی مطلبی خواهم نوشت از اشتباهات غیرقابل چشم پوشی یک گروه طراحی نیویورکی در طراحی یک بنا تا نقش مطالعه پیش از طراحی بیش ار پیش روشن شود!

صادقانه بگویم خود من هم که این طرح را اول دیدم  از بعضی ایده های غیر تکراری آن خوشم آمد در واقع خواندن نظرات بقیه بود که باعث شد یکبار دیگر برگردم و به مشخصات طرح و طراحی هایش دقیق تر نگاه کنم...

ادامه دارد!

Link to: http://ninashahrokhi.persianblog.ir/post/697/



موضوع مطلب : دنیای معماران / معماری امروز


۱۳۸٩/٤/٢٧ :: ۱:۳٢ ‎ق.ظ ::  نويسنده : نینا شاهرخی

به نام خدا

 

حرف های خط خطی 3 پنجشنبه. 24 تیر 89 . شماره 83

 

-در حال حاضر معماری فضاها شهری کشورمان را چگونه می بینید،آیا این

معماری براساس قاعده و اصول است؟

*در بحث معماری یک سلسله حلقه هایی وجود دارد که مجموعه آنها در نهایت به تولید

اثر منجر می شود. منتهی بخش عمده ای از این حلقه ها به یک سری عوامل دیگر

برمی گردد که از جمله این عوامل می توان به عوامل اقتصادی، اجتماعی و نوع سیاست

گذاری ها و قوانین و مقرارت اشاره کرد. زمانی که این سیستم به خوبی بسته نشود و

در واقع سیستمی کارآمد نباشد چیزی که تولید می شود ممکن است به اندازه کافی

مطلوبیت نداشته باشد.

مشکل امروز معماری ایران این است که چرا معمارها نمی توانند طرح های منطبق

با اصالت طراحی کنند و معمولا به این نکته توجه نمی شود که یک سلسله حلقه هایی

در این میان وجود دارد که در این موضوع تاثیرگذار است.

- می توانید کمی شفاف تر در خصوص این حلقه ها صحبت کنید؟

یک سرمایه گذار در بخش مسکن را در نظر بگیرید که می خواهد به تولید مسکن

بپردازد. به خاطر افزایش قیمت مسکن و وضعیت بازار مسکن سرمایه دار به این موضوع

فکر می کند که آیا به صرفه است سرمایه اش را در این زمینه خرج کند بنابراین به فکر کم

کردن هزینه هاست و وقتی به معمار مراجعه می کند، تفکرات خودش را به معمار

دیکته می کند و معمار نیز براساس موارد دیکته شده به کمیت اهمیت می دهد. بنابراین

قدرت خلاقیتش کم می شود و کیفیت پایین می آید. در مرحله اجرا نیز سازنده باز هم

به فکر کم کردن هزینه هاست.

بنابراین از افراد غیرمتخصص و مصالح بی کیفیت استفاده می کند و اینها در نهایت به

تولید یک اثر ضعیف منجر می شود. در مراحل طراحی و اجرا یک سری مسائل و

مشکلات داریم اینها پیش نیازهای بحث های اصالت و هویت هستند. وقتی به هویت

اشاره می کنیم، در واقع به آرمان ها فکر می کنیم. همیشه می شود راجع به آرمان ها

صحبت کرد اما برای رسیدن به این آرمان ها باید یک سری مقدمات را فراهم کنیم. این

مقدمات مسلما همان الفبای اولیه درست و خوب ساختن است که به عللی که گفتم

در درست و خوب ساختن مشکل داریم.

-به نظر شما بدون داشتن کیفیت در الفبای درست و خوب ساختن برای رسیدن

به آنچه که هویت و اصالت معماری کشورمان خواهیم رسید؟

*این شروط لازم را که اشاره کردم، منظورم تقدم و تاخر زمانی نیست منظور این نیست

که فرض کنیم 50 سال صبر کنیم تا اصل درست و خوب ساختن جابیفتد و بعد به بحث

اصالت و هویت بپردازیم.

منظور بنده این است که هر زمان که بخواهیم این امر تحقق یابد باید دو موضوع درست و

خوب ساختن هم به عنوان پیش نیاز تحقق یابد. دیدگاه های مختلفی راجع به بحث

اصالت و هویت وجود دارد.

بعضی هویت را امری ناظر به گذشته می دانند یعنی با این دید نگاه می کنند که برای

اینکه بتوانیم به معماری مان با هویت بگوییم، بایستی کارمان تداوم تاریخ معماری

گذشته مان باشد بدون توجه به تحولات روز جهان. این دیدگاه کاملا معماری را از

دستاوردهای دنیای جدید ایزوله می کند. چنانچه رویکرد صحیحی نیست و نقدهای 

زیادی بر آن وارد است. رویکرد دوم به تعامل میان معماری گذشته کشورمان و معماری

روز دنیا و آینده معتقد است.

در معماری تاریخی خودمان در دوران مختلف تحولاتی را طی کرده ایم درواقع هر زمان که

نیاز جدیدی مطرح شد و شکل گرفت پیشینیانمان توانستند به خلق جدیدی دست بزنند.

نکته ای که درخصوص معماری سنتی وجود دارد این است که معماری سنتی خیلی

جای خلاقیت ندارد.

زیرا سیستم استاد و شاگردی است و کمتر در آن خلاقیت دخیل می شود. در دوران

مدرن عاملی داریم که باعث شده سیستم معماری عوض شود و آن آموزش آکادمیک و

تکنولوژی های جدیدی است که در این رشته وارد شده است. نکته دیگر این

است هنرمند مدرن به فردیت مدرن خود اهمیت می دهد و این باعث می شود به تعداد

افراد، دیدگاه های مختلف داشته باشیم و هر فرد اثرش یک امضای مشخص باشد. امروز

تکنولوژی مورد استفاده در دنیا فرق چندانی با هم ندارد. در کنار این موضوع نوع مصالح

نیز باعث شده که معماری دنیا به سوی یک شکل شدن پیش برود.

این ایراد به نظرم تنها با خلاقیت فرد معمار در انتخاب گری میان معماری گذشته و تلفیق

آن با تکنولوژی روز دنیا برطرف می شود.

- معماری امروز شهر اهواز را چگونه می بینید؟

*به نظرم قابلیت اصلی شهر اهواز رودخانه کارون است. جاده کشی های اطراف رودخانه

که تا چند سال پیش نبود، به این قابلیت ضربه زده است. هیچ جای دنیا با ساحل

رودخانه چنین کاری نمی کنند. مورد بعد مغشوش بودن چهره شهر است درواقع ضوابط،

مقرارت و نظم و ترتیبی که باید اعمال شود، در مورد چهره و نماهای شهری ضعیف

است.

-----------------------------

فایل pdf را از اینجا دریافت کنید.



موضوع مطلب : معماری ایران


۱۳۸٩/٤/٢٦ :: ۱٠:۳٦ ‎ب.ظ ::  نويسنده : نینا شاهرخی

به نام خدا

توصیه هایی ساده برای چیدمان داخلی فضاهای خانه:

 

یکی از اشتباهات رایج در قراردادن مبلمان خانه چیدن همه آنها کنار دیوار است. تصور می شود که با این شکل چیدمان، فضای اتاق بزرگتر به نظر خواهد رسید. متاسفانه این نظریه اشتباه است و قضیه کاملا عکس آن است. این نوع چیدمان اتاق را کوچکتر جلوه می دهد و فضا کمتر قابل استفاده خواهد بود. اشتباه رایج بعدی قرار دادن مبلمان گرد یک قطعه مرکزی است. می توان گفت نیمی از این نظر درست است و استثنائاتی وجود دارد برای مثال تلویزیون و یا با کمی اهمال شومینه و یا یک دید فوق العاده.

یک اشتباه عمومی برای آنها که علاقه بسیاری به تلمبار کردن وسایل دارند، داشتن تعداد بسیار زیادی از مبلمان و سعی در قرار دادن آنها در تنها یم فضاست. زمانی که صحبت از طراحیست مبلمان کمتر همیشه بهتر است. ما نمی خواهیم دوباره به سبک دکوراسیون ویکتورین بازگشت کنیم. این در واقع بیش از آنکه یک اشتباه در چیدمان باشد، اشتباه در خرید است. مطمئن شوید که مبلمان متناسب با سایز اتاق است. یک مبل راحتی بزرگ ممکن است راحت باشد اما اگر تنها وسیله اتاق باشد که با سایز اتاق جور در می آید باید گفت متناسب با آن نیست. همین موضوع را می توان برای ارتفاع مبلمان گقت. اگر شما یک ستون بلند داشته باشید که در اینصورت فضا قاعدتا بزرگ تر به نظر خواهد رسید، مبلمانی بلند و صلب تر نیاز دارید. نکته دیگر در مورد مثلا یک مبل راحتی بزرگ و یک میز کنار مبل ظریف است که کاملا بدون تناسب به نظر می رسند. پس زمانی که می خواهید خرید کنید یا برای اینکه چه نوع مبلمانی را در اتاقتان نگه دارید (اگربه تلمبار کردن مبلمان علاقه دارید!) به این نکته فکر کنید که مبلمان چگونه با یکدیگر کار خواهند کرد.

 

حالا برای اینکه فضاها درست کار کنند چه باید کرد؟

تصمیم بگیرید که چه کاری قرار است در این فضا انجام شود؟ برای مثال: مطالعه، تلویزیون نگاه کردن، خوابیدن، ورزش، استراحت، صحبت یا بازی؟

سپس کشف کنید که برای دستیابی به این فعالیت ها چه چیزی لازم دارید؟ (این کار را برای هر اتاق انجام دهید)

برای مثال اتاق نشیمن که سخت ترین فضاست از این جهت که باید خیلی انعطاف پذیر باشد که برای تمام اعضای خانواده جا داشته باشد. شما برای این فضا به مبلمانی برای نگاه کردن تلویزیون، صندلی راحتی، صندلی، کافی تیبل و همچنین میز کنار مبل (مسلما برای گذاشتن کنترل تلویزیون!)، میزی برای بازی های کامپیوتری، صندلی های اداری، مبل راحتی با یک میز و چراغ  برای مطالعه در فضایی آرام، وسایل بازی بچه ها، کوسن و بین بگ (صندلی های خیلی نرم پرشده از هوا و قطعات یونولیت ریز)، صندوق اسباب بازی بچه ها و قفسه کتاب نیاز دارید.

قدم بعدی: اگر بتوانید روی کاغذ طراحی کنید خواهید فهمید که چگونه می توان تمام این مبلمان را در فضا جا داد. به خاطر داشته باشید به این قضیه که افراد از کجا وارد اتاق می شوند و چه مسیری را طی می کنند توجه داشته باشید. مسلما شما دوست ندارید که آنها برای هر بار رفت و آمد از جلوی تلویزیون رد شوند. سعی کنید جهت مبلمان را عوض کنید. اگر نمی توانید طراحی کنید، نگران نباشید با استفاده از کاغذهای شطرنجی این کار میسر است. اندازه های اتاق را متر کنید و همه را روی کاغذ تبدیل کنید. سپس مبلمان را متر کنید و با همان مقیاس روی کاغذ شطرنجی پیاده کنید. شما حالا طرح واره ای از مبلمان دارید که می توانید آنها را قیچی کنید و روی فضای ترسیم شده اتاق در حالت های گوناگون بچینید تا در نهایت به مطلوبترین حالت برسید.

چند نکته:

اگر می خواهید فضایی برای گفتگو داشته باشید همیشه گروهی از مبلهای راحتی یا صندلی های موازی با هم بهترین گزینه اند. عموما موازی قرار دادن این مبلمان با دیوار ها از نظر بصری بهترین حالت است.

با تغییر در پوشش کف، فضایی خاص تعریف کنید، مثلا فرشی زیر میز غذاخوری و یا مبل و صندلی ها.


تمام تجهیزات الکتریکی تان را در یک محدوده قرار دهید: تلویزیون ها، ضبط، ویدئو، دی وی دی و غیره. این راهی برای کاهش سیم های این وسایل است که روی کف قرار می گیرند. اگر این امکان برایتان وجود دارد از یک اینترتینمنت یونیت استفاده کنید و در آن تمام سی دی ها، دی وی دی ها و وی اچ اس هایتان را قرار دهید تا در معرض دید نباشند. اگر می توانید سیم های اسپیکرها را درون دیوار یا سقف جاسازی کنید.

به این قضیه فکر کنید که چگونه با نورپردازی می خواهید حس خاصی را در اتاق ایجاد کنید. داشتن نور عمومی با فشردن یک کلید خیلی عالیست اما راههای بسیار دیگری نیز هستند. انواع مختلفی از نورها و چراغ ها که بعضی از آنها مجسمه مانند هستند بعضی ظریف و بعضی تقریبا نامرئی و بعضی دیگر همان لامپ های معمولی را دارند. هر کدام از این نورها را باید در کجا قرار داد؟ بهترین محل برای قرارگیری لامپ های مرتفع گوشه هاست زیرا باعث بزرگتر به نظر رسیدن اتاق می شوند. بهترین جا برای لامپ های کوچک روی میزهای کنار مبلی است چرا که نور لازم برای مطالعه یا کارهای دستی را فراهم می کنند. از لامپ های مجسمه ای نیز می توان به عنوان یک نقطه مرکزی استفاده کرد و می توانند هر جایی قرار بگیرند.

نقطه مرکزی چیست؟ برای داشتن یک دکوراسیون موفق هر اتاق باید دارای یک نقطه مرکزی باشد. نقطه مرکزی محل قرارگیری یک شیء جذاب است طوری که نگاه بیننده را بلافاصله بعد از ورود به خود جلب کند به گونه ای که بیننده بخواهد در آن فضا بماند. بعضی از افراد خوش شانس هستند و پنجره ای در فضا دارند که منظره های متفاوتی را به آنها عرضه می کند و این نقطه مرکزی به طور طبیعی برای آنها وجود دارد اما خیلی از ما برای داشتن چنین نقطه ای در فضا باید روی آن کار کنیم. ساده ترین راه برای داشتن یک نقطه مرکزی استفاده از یک مجسمه یا نقاشی یا هر اثر هنری دیگر است. راه های دیگر شامل یک آینه دکوری بزرگ، یک شومینه، تغییر رنگ دیواریا تغییر در بافت دیوار به وسیله کاغذ دیواری یا پارچه است به گونه ای که نگاه را به سمت خود جلب کند می باشد. گاهی اوقات یک قطعه از مبلمان یا یک فرش می توانند نقطه مرکزی باشند، اما گزینه های خوبی محسوب نمی شوند چراکه چشم شما برای دیدن آنها باید به پایین نگاه کند. بهترین محل برای قرار گیری نقطه مرکزی روی خط دید شماست. فراموش نکنید که با نورپردازی روی نقطه مرکزی تاکید کنید. 

 

------------------------------------------------

منبع: سایت اینتریر دیزاین دات کام

 



موضوع مطلب : معماری داخلی


۱۳۸٩/٤/٢٥ :: ٧:٢٤ ‎ب.ظ ::  نويسنده : نینا شاهرخی

به نام خدا

در یکی از چند یادداشت پیش از تاتیانا بیلبائو معمار مکزیکی و کارهایش گفته بودم. بالاخره فرصتی دست داد تا از یکی از کارهای او بنویسم:

پارک بیوتکتولوژیکال دانشگاه کولیاکان:

 

شرکت معماری مکزیکی تاتیانا بیلبائو ساختمانی در دانشگاهی در ایالت سینولای مکزیک با الهام از یک درخت طراحی کرده است.

 

 

 

این بنا که ساختمان پارک بیوتکنولوژیکال نامگذاری شده، یک سازه 6 طبقه است که محلی برای مطالعات آکادمیک و تحقیقات در مورد تکنولوژی های جدید در زمینه کشاورزی خواهد بود. این پروژه 8000 متر مربع از محوطه دانشگاه Tecnológico de Monterrey، بزرگترین دانشگاه خصوصی در مکزیکو را پوشش خواهد داد.

 در طرح این بنا با استفاده از دیوارهای شیشه ای و شبکه های طرح دار، مستطیل هایی  شکل گرفته اند که یکدیگر را قطع می کنند و اینطور به نظر می رسد که یکی یکی روی هم چیده شده اند. ایده این بنا از روی یک درخت در حال رشد گرفته شده است. بخش های  آموزش در پایین ترین طبقه (ریشه) برگزار خواهد شد در حالیکه طبقات بالاتر (شاخه ها) محلی برای  برنامه های دیگر خواهد بود.

 

توضیحات معماران در مورد این بنا:

پردیس دانشگاهی کولیاکان دانشگاه Tecnológico de Monterrey ، یکی از پردیس های بزرگترین سیستم دانشگاهی خصوصی ملی در مکزیکو است که وظیفه طراحی یک پارک بیوتکنولوژیکال جدید که به عنوان اتصالی بین محیط آکادمیک و کاری  در ایالت سینولا باشد به ما محول شد. این ایالت در مکزیک از روی  محصولات کشاورزی اش معروف است، به همین خاطر دانشگاه ساختمانی خواسته بود که تحقیقات دانشگاهی و کارهای دانشجویی را یکجا جمع کند و با پیشرفت تکنولوژی های جدید در زندگی حرفه ای فضایی برای همکاری ایجاد نماید.

-----------------------------------------------

منبع: سایت دیزین دات کام

 



موضوع مطلب : معماری امروز


۱۳۸٩/٤/٢۱ :: ۱٢:٠۱ ‎ب.ظ ::  نويسنده : نینا شاهرخی

به نام خدا

پیر لوئیجی نروی از معماران مورد علاقه من است که حدودا 31 سال پیش از دنیا رفته است. از نظر من نروی در زمان فعالیت حرفه ای اش نقشی شبیه کالاتراوا در دنیای امروز داشته است. البته با این تفاوت که کالاتراوا یک آرشیتکت مهندس است و نروی یک مهندس آرشیتکت. استادیوم ورزشی رم یکی از کارهای معروف اوست که با کمک آنیباله ویته لوزی بین سالهای 56 و 57 میلادی ساخت.

در یک فایل زیپ، پلان و برشی از استادیوم موجود است: فایل را از اینجا دانلود کنید.

 

 

 

 

 



موضوع مطلب : معماری دیروز / دانلود


۱۳۸٩/٤/٢٠ :: ۱٢:٠٤ ‎ق.ظ ::  نويسنده : نینا شاهرخی

به نام خدا

تصاویر قبل و بعد از طراحی لند اسکیپ:

 

نمونه اول:

نمونه دوم:

 



موضوع مطلب : طراحی لنداسکیپ


۱۳۸٩/٤/۱۸ :: ۱٢:۳۳ ‎ب.ظ ::  نويسنده : نینا شاهرخی

به نام خدا

حدود سه هفته پیش مهدی مطلق در وبلاگش مطلبی نوشته با این عنوان:

زمانی برای معمار بودن:

 

"خیلی از ما … معمارها ، زمان زیادی را صرف فعالیت حرفه ای خود میکنیم بدون اینکه آنرا واقعا معماری بدانیم …کاری که خیلی وقتها ما در شرکتها میکنیم را نمیشود یک کار معماری نامید . کاری که با انجام آن احساس معمار بودن نمیکنیم.

سوال اینجاست که چه زمانی متعلق به معمار بودن ماست … برای معمار بودن و معمار ماندن باید چه کاری انجام شود … و کی وقت میکنیم زمانی را به معمار بودن خود اختصاص بدیم.

شرکت در مسابقات معماری ، مطالعه پیوسته یک مجله معماری ، مطالعه و پیگیری مقالات معماری در موضوع مورد علاقه … تحلیل یک کار معماری با یک استاد و یا یک دوست صاحب نظر و در نهایت بحث و تبادل نظر با دوستان ( اگر با ایده ها و تفکرات متفاوت باشد گاهی بهتر … ) بازدید از موزه ها و یا ساختمانهایی که لزوما تاریخی هم نیستند … بودن در محضر یک استاد متفکر که با کار معماری هم آشنا! باشد … مطالعه و تورق کتابهای معماری و آشنا شدن با تفکرات یک معمار برتر مثل رم کولهاس ، پیتر زمتور ، رنزو پیانو … مهدی مطلق و … و خلاصه رسوندن خوراک فکری و جلوگیری از مردن ذهن معمارانه در تب و تاب کارهای آبکی و همیشه عجله ای شرکتهای مشاور … اینها در زمانی که برای معمار بودن و معمار ماندن خود ، اختصاص اگر بدیم …"

امروز بالاخره فرصتی دست داد تا آنچه بعد از خواندن این مطلب به ذهنم رسیده بود را بنویسم:

 

نوشتن برای این موضوع سخت اما به شدت دلپذیر است. سخت است چون هرگز با شرایطی این چنین برخورد نداشته ام و دلپذیر است چون می توانم چشمانم را ببندم و رها از هر قیدی برای چند دقیقه خودم را یک معمار تصور کنم بدون این که نگران نظرات کارفرما، غرولند ها و بدقولی های پیمانکار و ضوابط و آئین نامه ها باشم.

همین یک جمله احتمالا پایه خیالپردازی من برای "زمانی برای معمار بودن" را تشکیل خواهد داد. پس بیایید کمی خودمان را از محدودیت هایی که حتی وقتی که حضور ندارند هم سایه شان بر سرمان سنگینی می کند رها کنیم.

.

.

.

من معمار جوانی هستم و عضوی از یک گروه کاردان، وقت شناس و کاربلد. هر کسی در این گروه توانایی های ویژه ای دارد که دیگر اعضای آن با ایمان به این مسئله هرگز وارد حیطه توانایی های او نمی شوند، با یک یا چند اشتباه سرزنش و محکومش نمی کنند و به این صورت به او این اعتماد را می دهند که برای انجام آن فعالیت خاص در این گروه از او بهتری وجود ندارد. این بخش اول ماجراست. کار ما یک کار تیمی است که اعضای آن خصوصیات کم و بیش مشابهی دارند. کسی جمع را فدای خواسته های شخصی اش نمی کند. اعضای تیم پله های نردبانی که او در ذهنش ساخته است که بالا و بالاتر برود و برسد به جایی که احتمالا پای هیچ کدام آنها به آنجا نرسیده است، نیستند. از این ها که بگذریم تیم ما کارفرمایانی دارد وفادار و معتقد به کار و تخصص ما. می دانند زمانی که خواسته هایشان را برای گروه مطرح می کنند و از محدودیت ها وفرصت هایشان برای ما می گویند، این توانایی در پیکره گروه هست که شبیه ترین نمونه به آنچه خواسته اند برایشان طراحی کنند و عینا همان را بسازند.

اگر بخواهم کمی خیالپردازانه تر به ماجرا فکر کنم، دوست دارم بعضی وقت ها بعضی جاها در طرح هایم کارهای بدون توجیهی انجام دهم. مثل دیوانگی های ناگهانی، فضاهایی فکر نشده، پله هایی بی مورد، راهروهایی طولانی و باریک ( که همیشه از داشتن شان در طرح هایمان محروم بوده ایم!) پنجره هایی خیلی بزرگ یا خیلی کوچک ، کف های شیب دار، اتاق های بدون دیوار و فضایی رو به نور زننده غرب! خوب که فکر می کنم انگار خیلی ها خیلی وقت ها هم این سنت شکنی ها را داشته اند و اینگونه پایه گذار سبک ها شده اند و سر منشاء جنبش ها. من واقعا دلم نمی خواهد ساعت ها بنشینم و فکر کنم که چطور می توانم خانه ای طراحی کنم که معماری ایرانی و از آن سخت تر اسلامی و مطابق با نیازهای روز داشته باشد. محدودیت درست است که گاهی( این گاهی یعنی واقعا آنقدر کم که اگر اتفاق بیفتد در تاریخ ثبت خواهد شد) باعث بروز خلاقیت می شود اما اینطور که پیداست برای ما تا به حال کارساز نبوده است. ( کافی است بروید پشت نزدیک ترین پنجره در فضایی که هستید و نگاهی به بیرون بیندازید البته قول بدهید زمان انجام این کار شب نباشد!) محدودیت، ضوابط دست و پاگیر و بی مورد، کم کاری، عدم تعهد، دخالت، دخالت و بازهم دخالت از جانب هر کس  یا هرچیز... من با وجود این واژه ها تحولی را نمی توانم تصور کنم. این ها حس خوب معمار بودن را به من نمی دهند. با وجود این ها من، خانه سازی هستم بی ذوق و ساختمان سازی آنکادر شده!  به جای آن این واژه ها زیبا ترند: آزادی عمل، ضوابط بهینه، مسئولیت پذیری در انجام کار، تعهد، ایمان به توانایی های دیگران و اجازه بروز آنها توسط همه کس و همه چیز...

 

 

 



موضوع مطلب : دنیای معماران


۱۳۸٩/٤/۱٢ :: ٩:٢٩ ‎ب.ظ ::  نويسنده : نینا شاهرخی

به نام خدا

 

فایل صوتی در مورد بلابیتکچر: از اینجا بشنوید


 

نمونه های ساخته شده:

علیرغم تداخل اندک بلاب آرکیتکچر که در اصل به کمک کامپیوترها به وجود آمده است اما این واژه در ادبیات عامه مردم به شکل گسترده ای برای ساختمان هایی خمیده یا با ظاهری عجیب مورد استفاده قرار گرفته است که از آن جمله می توان به ساختمان موزه گوگنهایم بیلبائو اثر فرنک گری (1997) و پروژه The experience music  (2000) او نام بر، گرچه این بناها با دیدی متعصبانه ساختمان های بلاب blob  نیستند، هر چند با برنامه های پیشرفته کامپیوتری طراحی شده اند. دلیل این مطلب این است که آنها بیشتر از روی مدل های فیزیکی ساخته شده اند تا دخل و تصرف های کامپیوتری. اولین بنای کاملا بلاب blob   در هلند توسط لارس اسپوئیبروئک و کاس اوسترهوئیس ساخته شد. نام این بنا غرفه آب بود (1997-1993) که شکلی کاملا طراحی شده به کمک نرم افزارهای کامپیوتری داشت ضمن اینکه طراحی داخلی الکترونیکی واکنش پذیری داشت که نور و صدا می توانست به وسیله بازدید کننده تغییر شکل دهد.

 

بنای دیگری که می تواند جزء این دسته قلمداد شود Kunsthaus   پیتر کوک و کالین فورنیر در گراتس اتریش است که در سال 2003 ساخته شده است. از نمونه های دیگر Xanadu House  روی میسن (1997) و گشت و گذاری بی نظیر در مزرعه هرزوگ و دو مورون در Allianz Arena  (2005) هستند. تا  سال 2005 نورمن فوستر نیز با چند پروژه توسعه، مانند  طرحش برای کتابخانه زبانشناسی در دانشگاهی در برلین و Sage Gateshead  که  در سال 2004 افتتاح شد خود را درگیر بلابیتکچر کرد.

 



موضوع مطلب : معماری دیروز / معماری امروز


۱۳۸٩/٤/۱۱ :: ۱:۱٥ ‎ب.ظ ::  نويسنده : نینا شاهرخی

به نام خدا

 



موضوع مطلب : عکس معماری


به نام خدا

ادیت پیاف را از آهنگ های معروفش ( نه، هیچ پشیمان نیستم و La vie en rose که وایکی پدیا ترجمه کرده است زندگی مانند گل سرخ اما من فکر می کنم ترجمه زندگی عاشقانه یا شیرین برایش مناسب تر باشد) می شناسند. هر چند با نگاهی گذرا به دوران زندگی 48 ساله اش به نظر می رسد او خواننده خوشنامی نبوده است و حتی بعد از درگذشتش کلیسای کاتولیک از انجام مراسم دینی برای او ابا کرد اما آهنگهای تاثیر گذارش او را بسیار محبوب کرده بودند. طوری که در جریان اشغال پاریس آهنگ زندگی مانند گل سرخ (La vie en rose) را خواند که هنوز هم نشانه ویژه او شمرده می‌شود و محبوبیت او نزد افسران آلمانی باعث شده بود تا اجازه دهند برای اسیران جنگی فرانسوی بخواند.

ترجمه آهنگ Non, je ne regrette rien  پباف را در یکی از سایت ها دیدم که به نظرم خیلی نزدیک به اصل فرانسه آن است و حس آن را منتقل می کند:

نه هیچ به هیچ(به هیچ وجه). هیچ به هیچ(به هیچ وجه). از چیزی پشیمان نیستم. نه از خوبی ها و نه از بدیهایی که به من شده.دیگر برایم فرقی نمی کند. بهایشان پرداخته شده. پاک شده اند و دیگر فراموش. دیگر گذشته برایم اهمیتی ندارد. با خاطراتم آتش روشن می کنم. با زجرها و لذتهایم… دیگر به آنها نیازی ندارم.عشقهایم از میان رفته اند.باهمه شدت شان. برای همیشه از میان رفته اند.از صفر شروع می کنم… زیرا که زندگی ام…شادی هایم…امروز… با تو آغاز می شود

آهنگ را اینجا گوش کنید.

 

French lyrics:

 
Non! Rien de rien ...
Non! Je ne regrette rien
Ni le bien qu'on m'a fait ni le mal
Tout ça m'est bien égal!

Non! Rien de rien ...
Non! Je ne regrette rien...
C'est payé, balayé, oublié
Je me fous du passé!

Avec mes souvenirs
J'ai allumé le feu
Mes chagrins, mes plaisirs
Je n'ai plus besoin d'eux!

Balayés les amours
Avec leurs trémolos
Balayés pour toujours
Je repars à zéro ...

Non! Rien de rien ...
Non! Je ne regrette rien ...
Ni le bien qu'on m'a fait ni le mal
Tout ça m'est bien égal!

Non! Rien de rien ...
Non! Je ne regrette rien ...
Car ma vie, car mes joies
Aujourd'hui ça commence avec toi!

English Lyrics:


No! Absolutely nothing...
No! I regret nothing
Neither the good that I've done nor the bad
All this is much the same to me!

No! Absolutely nothing...
No! I regret nothing...
It is paid, swept away, forgotten
I don't care about the past!

With my souvenirs
I lit a fire
My sorrows, my pleasures
I need them no more!

Swept away the love affairs
With their tremors
Swept away forever
I leave with nothing ...

No! Absolutely nothing...
No! I regret nothing
Neither the good that I've done nor the bad
All this is much the same to me!

No! Absolutely nothing...
No! I regret nothing...
Because my life, because my joys
Today that begins with you!

 



موضوع مطلب : موسیقی


۱۳۸٩/٤/٤ :: ۱۱:٥٢ ‎ق.ظ ::  نويسنده : نینا شاهرخی

به نام خدا

 

 

 

 

 

 Created by designer Fatih Baltas, Smoker Bench is a project of social responsibility. In many places in America, smoking in public is illegal. What’s a chain smoker to do? Even they need a comfy spot to enjoy the slow effect of black lung. 

منبع: یانکو دیزیاین



موضوع مطلب : مبلمان شهری


درباره وبلاگ
نینا شاهرخی

آرشيو وبلاگ
RSS Feed
قالب وبلاگ
گالری عکس
دریافت همین آهنگ