دوشنبه ٢٤ اسفند ۱۳۸۳ :: ۱٠:۳۱ ‎ب.ظ ::  نويسنده : نینا شاهرخی

به نام خدا

نورمن رابرت فوستر در سال 1935 در منچستر انگليس متولد شد. پدرش مدير يك فروشگاه در منطقه اي فقير نشين در منچستر بود كه علاوه بر مديريت فروشگاهش مدتي مامور بيمه و پس از آن نيز در كارخانه اي كار مي كرد. فوستر در سال 1961 از دانشكده معماري و طراحي شهري منچستر كه در سن 21 سالگي به آن وارد شده بود فارغ التحصيل شد و بلافاصله برنده يك دوره تحصيلات تكميلي در دانشگاه يل براي گرفتن مدرك فوق ليسانس معماري شد. در يل با همسرش (وندي فوستر)، ريچارد راجرزو همسرش( سو راجرز) وگئورگي ولتون آشنا شد . سال 1967 تيم چهار كه فوستر نيز عضوي از اين تيم بود با حضور 4 فرد مزبور پايه گذاري شد. هسته اوليه شركت فوستر و شركا امروز، همان تيم چهار 48 سال پيش است .

ديدن شركت فوستر تجربه جالبي است. يك فضاي دو طبقه دلباز! هيچگونه مرزي بين ارباب رجوع و طراحان وجود ندارد. ميزهاي پيوسته با كامپيوترهاي متعدد بر روي آنها. فضا بدون هيچ تقسيم بندي خاصي سازمان يافته است؛ طوري كه يك ارتباط خوب بين عده زياد كاركنان برقرار باشد. « ما قويا به تداوم و پيوستگي و ملاقات هاي سازنده بين همه افراد در استوديو كه باعث جريان داشتن ايده ها مي شود اعتقاد داريم.» فضاهاي ملاقاتي داخل استوديو وجود دارند و يك ترياي كوچك روبروي ورودي طراحي شده كه كاركنان شركت را در طول روز به بهانه هاي خوردن، نوشيدن قهوه، استراحت كردن و رد و بدل كردن ايده ها دور هم جمع مي كند. از بدو شروع به كار، بيش از 30 سال پيش، استوديو با هدف طراحي برتر با اين اعتقاد پيش برده شد كه پيرامون ما مستقيما كيفيت زندگي ما را تحت تاثير قرار مي دهد؛ چه در محل كار يا خانه و چه در فضاهاي بسيار متنوع عمومي. شركت فوستر و شركا يك شركت طراحي بين المللي است. طراحي ها به وسيله فوستر در جايگاه رئيس شركت و 5 همكار او : بري كوك، اسپنسر دي گري، ديويد نلسون، گراهام فيليپس و دكتر كن شاتل ورث راهنمايي و هدايت مي شوند.

  فوستر از رسوم گذشته دست بر مي دارد. به نظر مي رسد كه او هميشه آرزومند مكاني ديگر است. دنيايي تا حدي مانند دنياي افسانه اي ژول ورن...يك جهان آينده نگر امروزي، تسخير فضا، افسانه هاي علمي و طنزهاي كارتوني. دنياي مكانهاي مافوق بشري.

در بين جديدترين پروژه هاي او بعضي از مهمترين و قابل توجه ترين پروژه هاي معماري چند ساله اخير وجود دارد كه شامل بازسازي رايش تاگ در برلين، طراحي حياط وسيع موزه بريتانيا در لندن، پل هزاره و فرودگاه بين المللي هنگ كنگ و سوئيس ري تاور است.

متني كه در ادامه خواهد آمد گزارشي از يك روز حضور ادوين هيت كوتEdwin Heatcote در شركت سر نورمن فوستر است:

به محض اينكه نورمن فوستر براي مصاحبه بر روي صندلي نشست گفت: بسيار خوب، آيا چيزي هست كه ندانيد و لازم باشد من بگويم؟!! سئوال خوبي بود! فوستر حقيقتا يكي از معدود معماران با شهرت جهاني است كه كارهايش در همه جا شناخته شده هستند و تاثير گذار بوده اند.

ما در شركت او در كنار رود تيمز Thames هستيم. هر چند او اصالتا نيز يك لرد است اما لقب كامل او نيز بارون فوستر رود تيمز بوده است. نگاهي گذرا به كناره رود تيمز روشن مي كند كه هيچ معماري به تنهايي از زمان كريستوفر ورن Christopher Wren  اين چنين تاثيري بر چهره لندن نگذاشته است.

براي اولين بار ورن بود كه سيماي لندن را با بناهاي سنت پل و مناره هاي شهر تغيير داد اما جاه طلبي او بيش از اين ها بود. او قصد داشت از فرصتي كه پس از آتش سوزي عظيم 1666 به وجود آمده بود استفاده كند و لندن را همانند شهرهاي عظيمي مثل پاريس و رم بازسازي كند. اما در اين امر ناكام ماند. تنها زماني بولوارهايي مثل كينگ ويKing way توانستند در كوچه هاي پيچ در پيچ لندن پديدار شوند كه محلات پست و كثيف شهر محو شدند.

اما فوستر موفق شد. كارهاي او تنها از ديد هوايي قابل رؤيت نيست بلكه در حال قدم زدن در خيابان نيز به راحتي ديده مي شوند.از نمونه كارهاي او باز زنده سازي گالري ملي بود كه  رو به سمت ميدان مشهور لندن( ترافالگار) داشت و فوستر اين مركز مهم را كه باعث به وجود آمدن محله اي  پر رفت و آمد شده بود از نو احياء كرد. پروژه ايستگاه زير زميني كانري وارفCanary Wharf  او نيز يكي از تاثير گذارترين ايستگاه ها در تمام دنياست و بيشتر از آنكه مجموعه مبهمي، تحت تاثير برج هاي اطرافش باشد كه متاسفانه يكي از آنها كار خود فوستر است، در ساخت يك مكان نقش داشته است.

در حاليكه پشت فوستر به پل آلبرت بود و خورشيد آرام آرام از سطح رودخانه ناپديد مي شد مرا در گوشه اي از شركت حسادت برانگيز طرح خودش نشاند. شايد اين صحبت تكراري باشد اما فوستر لاغر اندام برنزه جوانتر از 69 سال به نظر مي آمد.

« من هنوز هم از زياد نزديك شدن به فرايند طراحي سرباز مي زنم! » اين پاسخي بود كه او به سئوال نادرست من كه قصد داشتم بپرسم آيا او هنوز هم همان احساس اوليه را نسبت به معماري دارد يا اينكه به بازنشستگي مي انديشد بود.من سئوال كردم  از اينكه اين قدر بر لندن معاصر تاثير گذاشته است چه احساسي دارد؟ پاسخ داد: احساس مي كنم براي كار كردن در چنين مقياسي به من امتيازات فراواني داده شده است. من هميشه به شهرها علاقه مند بوده ام و در يك محيط شهري (منچستر) بزرگ شده ام. اين قضيه كه مي بينم يك مداخله شهري مي تواند اطرافش را دگرگون كند، بي اندازه رضايت بخش است، روشي كه يك بنا مي تواند تاثيرات موج مانندي داشته باشد.چيزي كه به نظر من در كار ما در لندن جالب توجه است اين است  كه اين حرفه تنها به تك بناها محدود نمي شود بلكه يك برنامه ريزي گسترده تر است در مورد اينكه چه چيزي يك نشانه شهري مي سازد. براي مثال در يكي از كارها توجه اصلي به حياط وسيع موزه بريتانيا بود اما در واقع ما برنامه را طوري مديريت كرديم كه ماشين ها را از حياط جلويي موزه دور كنيم و اين به اندازه ساير مسائل حرفه ما با اهميت بود.

 با توجه به ساخت و سازهاي بيشمار در شهرآيا در اينجا باز هم چيزي وجود داشت كه او بخواهد و يا مايل به صحبت در مورد آن باشد؟ فوستر از پاسخ دادن طفره رفت و گفت: به عنوان يك معمار، يك حس خستگي ناپذيري مشخص وجود دارد. نكته جالب در مورد شهر ها تكرار مداوم آن است. سپس به پنجره پشت سرش نگاه كرد و اضافه كرد: اينجا هميشه يك ارتباط با رودخانه وجود داشته و شايد تصور شود كه مردم امروزه نيز از اين موضوع مطلعند اما من تصور مي كنم كه كارهاي زيادي براي پيوند بيشتر شهر با رودخانه بايد انجام داد.

كشيده شدن بحث به تعريف كردن زمينه اي كه او مايل است در آن كار كند و صحبت هاي فوستر مرا حقيقتا شگفت زده كرد.« ساخت خانه هاي در حد استطاعت مالي؟ يك پديده نا متعارف... اگر شما مواردي را كه ما پولهايمان را خرج مي كنيم در نظر بگيريد حال مي خواهد مبلمان باشد يا سفر، با يك طيف وسيع از انتخاب هاي گوناگون مواجه هستيم. مسلما در مورد سفر مي توان به ايزي جت يا فرست كلس انديشيد، مبلمان نيز مي تواند از Ikea يا Habitat  انتخاب شود. ما هيچوقت در مورد سفري كه در حد استطاعتمان باشد يا مبلماني اينچنين صحبت نمي كنيم و هميشه بهترين را مي خواهيم. اما خانه سازي اين لكه ننگ را همچنان بر پيشاني دارد: ساخت خانه هايي در حد استطاعت مالي و قابل استفاده براي عموم. اين ابلهانه است. خانه سازي هم بايد مجموعه اي از انتخاب ها باشد.»

سئوال بعدي پرسش در مورد تجربه چنين نوع خانه سازي هاي اجتماعي در شركت فوستر و همكارانش بود فوستر پاسخ داد: ما در اروپا و چند جاي ديگر خانه هاي قابل تهيه همانند توليد كرديم. مثلا در دايس برگ ((Duisberg ما يك طرح با آپارتمان هاي عجيب و غريب در طبقات بالا توليد كرديم. جالب است بدانيد كه اين آپارتمان ها، آپارتمان هاي عجيب و غريبي بودند كه قبل از انجام كار فروخته شده بودند! ولي تكرار اين نوع تجربه در اينجا (لندن) بسيار مشكل به نظر مي رسد. ما 15 سال در دايس برگ بر روي پروژه هاي بسياري كار كرديم. هيچ عامل محرك و تشويق كننده اي نبود با اين حال در آنجا آبراه هاي مختلف، تاسيسات شهري، مكانهاي مخصوص حمل و نقل و ... ساختيم.

در ادامه صحبت فوستر راجع به فرودگاه بي جينگ(Beijing Airport) صحبت كرد. فرودگاه بي جينگ يا بزرگترين سايت ساخت و ساز در كره زمين همانطور كه او اشاره كرد! پروژه 1/1 ميليون متر مربعي كه غرور بر انگيز است. او گفت: 20 هزار نفر به طور شبانه روزي، 7 روز در هفته كار مي كنند و با اين برنامه ريزي پروژه در زمان لازم براي المپيك 2008 آماده خواهد بود، در واقع پروژه سال 2007 براي بهره برداري آماده خواهد شد.

فوسترتبديل به يك معمار حرفه اي در زمينه ساخت فرودگاه ها شده است. فرودگاه هاي بين المللي استنستد((Stansted و هنگ گنگ و چك لپ كك(Chek (Lap Kok، كه بزرگترين فرودگاه جهان پس از اتمام آن در سال 98 بود از نمونه كارهاي فوستر هستند.

علاوه بر تخصص ويژه او در زمينه ساخت فرودگاه ها به تازگي آسمان خراش هاي فوستر نيز برايش لقب ساز شده اند. سوئيس ري تاور بي شك تنها بنايي است كه از تمام نقاط لندن قابل رؤيت است.بخش شرقي لندن تحت سلطه اين بناست! فرم لطيف و سبك اين بنا كه فوستر آن را در تضاد با سازه هاي خشن مردانه، زنانه مي داند منحصر به فرد است. بناي سوئيس ري تاور از اين جهت كه تلاش شده است كه قابليت رشد و نمو داشته باشد نيز داراي اهميت ويژه اي است، چه از نظر زيبايي شناسي، چه اقتصادي و چه محيطي.

فوستر چند چيز را در مصاحبه اش فاش كرد! شخصيت او همانند معماري اش كناره گير و گاهي جدا از بقيه است. به گفته او« بهترين بخش روز زماني است كه بچه ها را به مدرسه مي بريد!» و در نهايت با اينكه به نظر مي رسد زندگي او هيچ شباهتي با ساير معماران ندارد ( او خودش هليكوپترش را هدايت مي كند و كارهايي از اين قبيل!) اطمينان مي دهد كه تمام اين ها به خاطر معماري اوست و نه موقعيت تشريفاتي كه اين دستور كارها را هم معمولا با خود دارد.

زمانيكه او مرا تا خارج ساختمان همراهي مي كرد از او در مورد مليت كاركنان شركت و سنشان پرسيدم و او پاسخ داد: فكر مي كنم 50 مليت مختلف و معدل سني 32 سال.

اين طور به نظر مي رسد كه فوستر به عنوان معمار تقريبا 4 دهه مدرن به اين زودي ها خسته نخواهد شد و همچنان به تجربيات جديدش ادامه خواهد داد!


اين يادداشت در مجله صنعت ساختمان ،شماره ۳۰-۲۹ چاپ شده است.

 

 



موضوع مطلب :


درباره وبلاگ
نینا شاهرخی

آرشيو وبلاگ
RSS Feed
قالب وبلاگ
گالری عکس
دریافت همین آهنگ