یکشنبه ۱۸ آبان ۱۳۸٢ :: ۱٠:٤۱ ‎ب.ظ ::  نويسنده : نینا شاهرخی
اومانيستهاي اواخر سده 14 و سده 15 با استفاده از علاقه مردم به زبان و فرهنگ يوناني و آشنايي خودشان(كه در پي مهاجرت دانشمندان پناهنده بيزانسي به دنبال سقوط قسطنطنيه به دست تركها پديد آمده بود)بخش بزرگي از ادبيات و فلسفه يوناني را كه در سده هاي ميانه از ياد رفته ،ناديده مانده يا به پندار بي معني بودنشان كنار گذاشته شده بود ،بازيافتند و زنده كردند.در حالي كه ممكن است بزرگترين كمك ايشان احتمالا ترجمه اين آثار بوده باشد،خودشان شرحهايي بر آنها نوشتند و از استخوان بندي آنها به عنوان الگويي براي نوشته هاي تاريخي ،ادبي،شعري و فلسفي خويش سود جستند.آنچه اومانيستها با اشتياق فراوان در نوشته هاي باستاني ميديدند فلسفه اي بزرگ براي زندگي در اين جهان ،با تاكيدي انساني بود كه نه فقط از اصول معتبر و سنتي دين بلكه از عقل نيز كه گويا به صورت موهبتي در اختيار هر انسان صاحب هوش و ذوق قرار داده شده است، مشتق ميشد.به اين ترتيب الگوي دوره رنسانس ديگر آن انسان مقدسي نيست كه جهان را خوار مي شمرد بلكه« انساني است اين جهاني با روح و عقلي بزرگ.»

موضوع مطلب :


درباره وبلاگ
نینا شاهرخی

آرشيو وبلاگ
RSS Feed
قالب وبلاگ
گالری عکس
دریافت همین آهنگ