سه‌شنبه ۱۳ اردیبهشت ۱۳۸٤ :: ٩:٤٢ ‎ق.ظ ::  نويسنده : نینا شاهرخی

به نام خدا

 

زمانيكه اسكاتلند به فكر فراهم كردن يك پارلمان در ادينبرگ در بهار 1999 افتاد، براي نخستين بار در طول تقريبا 300 سال، اين قضيه از يكطرف از سرگيري انجمني باستاني بود و از طرف ديگر خلق يك نمونه كاملا جديد بود. عليرغم اتحاد پارلمان هاي انگليس و اسكاتلند، زمانيكه جيمز ششم اسكاتلند، جيمز اول انگليس شد و علاوه بر آن ارتباطات ملايمت آميز و خصومت آميز كه همواره در طول قرن هاي گذشته وجود داشت، اسكاتلند همچنان كشوري بود با محدوده هاي قانوني مشخص، نظام آموزشي خاص خود، ضوابط بانكي مخصوص و هويت فرهنگي مختص خود. جمعيتي كه آمده بود سفر ملكه را در مسافت سلطنتي براي افتتاح اولين نشسي پارلمان جديددر كليساي سالن مجلس اسكاتلند در ادينبرگ ببيند، كم تعداد بودند و حساسيت زيادي نيز به مراسم نشان نمي دادند! آيا اين ملكه آنها، ملكه اسكاتلند بود يا نماينده اي از لندن؟!
شرايط خيلي فاتحانه و شادي بخش نبود اما لحظه اي بود همراه تولد دوباره يك ملت حقيقي، لحظه اي با احساسي هوشمند از مراسمي آئيني. بر خلاف اين عده، حتي هر اسكاتلندي شكاك و ديرباوري به صفحه تلويزيونش چسبيده بود و مراسم افتتاح را تماشا مي كرد. مراسمي كه چندان جذاب هم نبود اما نمايشي بود از آواز هاي گائليك در تالار و شعرهايي كه بچه هاي مدرسه مي خواندند!

مراسم جشن اتفاقي بود با حواشي بسيار و حرف هاي ضد و نقيض، لحظه اي كه وراي مرزهاي سياسي بود، لحظه اي كه آنها كه به آينده اسكاتلند به عنوان ملتي مستقل مي نگريستند با كساني كه پارلمان جديد برايشان به دليل مستحكم شدن اسكاتلند به كمك پادشاهي انگليس محترم بود و حتي با آنها كه با عقيده الحاق پارلمان ها به يكديگر مخالفت مي كردند، يكي مي شدند.

اما براي تمامي اين احساس تداوم ها و كشف دوباره ريشه هاي ملي، پارلماني كه به دنبال ركود ايجاد شده به وسيله پارلمان امپراطوري انگليس در وست مينستر در حال از بين رفتن بود، از زماني كه پيمان اتحاد در سال 1707 لغو شده بود، انجمني بسيار متفاوت بود. اين پارلمان اولين پارلماني بود كه اسكاتلند به توجه به اصول راي گيري جهاني انتخاب كرده بود، اولين پارلمان در اسكاتلند كه حانم ها اجازه حضور در آن يافتند و اولين پارلمان در بريتانيا كه سيستم انتخابات نسبي را به كار برد.

از اولين گام هاي طراحي پارلمان جديد، معماري نقش مهمي در معادله طراحي بازي مي كرد. در ابتدا كار پرسش هايي از اين دست مطرح مي شدند: نشست هاي پارلمان كجا برگزار خواهد شد؟ بناي آن شبيه به چه چيزي خواهد بود؟ چند نفر عضو خواهد داشت؟ اين اعضاء چگونه انتخاب خواهند شد؟ سياستگذاري آن به چه صورت خواهد بود و قدرت آن تا چه اندازه خواهد بود؟معماري اين ميان ابزاري حياتي براي كنكاش در پرسش هاي سياسي و حقوقي بود كه در نهايت ساختمان پارلمان را خلق مي كرد.

در سپتامبر 1997، زمانيكه اسكاتلندي ها براي شركت در انتخابات براي دومين بار در طول ربع قرن آماده مي شدند، يك گروه اسكاتلندي كه مديريت آن به عهده معماري به نام دكتر جان گيبنس Dr.John Gibbons بود شروع به انجام مطالعات براي ساخت پارلمان كرد.

تولد انجمن جديد و مورد توجه اسكاتلند در طول سه قرن  نه تنها آسان نبود كه با اندوه توام بود. دانلد ديوارDonald Dewar ( يكي از وزيران اسكاتلند) در محل كارش اندكي پس از انريكو ميرالس، معماري كه ديوار براي پارلمان برگزيده بود، از دنيا رفت.

دانلد ديوار

ميرالس دراثر يك تومور مغزي به طرز تاسف باري در ابتداي كار حرفه اي اش، در اولين پروژه جدي و مهم اش (كه به اتمام رسيده بود اما هنوز واقعي نشده بود) از دنيا رفت.

ساختمان پارلمان اسكاتلند كه حال ديگر در ادينبرگ شكل و شمايلي پيدا كرده است يادبود شايسته اي براي هردوي آنهاست. بنا يك اثر اصيل و قدرتمند معماري است؛ كاري كه با سايت به خوبي ارتباط برقرار كرده است و بسيار خوب با مجموعه تاريخي ادينبرگ و منظر رويايي اش درگير شده است.

پارلمان باستاني منسوخ شده اسكاتلند همانند معادل هاي انگليسي و فرانسوي اش خصوصيات ويژه اي داشت؛ همانند انگليس امروز به امپراطوري وابسته بود و از پادشاهان اسكاتلندي در بازديد هاي كشور حمايت مي كرد. جلسات پارلمان ها در ادينبرگ به اندازه جلساتي كه در استرلينگ برگزار مي شد باشكوه بود و مانند فرانسه فضاي پارلمان، فضايي يكپارچه بود و تمامي نمايندگان ايالات كنار يكديگر مي نشستند.شركت اسكاتلنديScottish Office پيشرو طرح هاي اجرايي اسكاتلند، گرفتار انتخاب محلي براي پارلمان پيش از برگزاري انتخابات بود. جستجو آغاز شد. اولين يافته آنها بعد از بررسي پتانسيل سايت هاي مختلف يك دبيرستان قديمي متروك بود اما اين مكان به اندازه كافي براي موضوع مورد نظر آنها وسيع نبود. پس چه بايد مي كردند؟ آيا اصلا پارلمان اسكاتلند بايد در پايتخت آن، ادينبرگ ساخته شود؟ با توجه با سابقه سياسي سيار بودن پارلمان به دنبال امپراطوري در سرتاسر اسكاتلند، استرلينگ، مكان تاجگذاري سنتي پادشاهان كشور مي توانست معتبرتر از ادينبرگ قلمداد شود؛ علاوه بر آن استرلينگ از نظر موقعيت جغرافيايي در مركز قرار داشت. گزينه ديگري نيز وجود داشت؛ اگر بنا بود پارلمان در بزرگترين و پرجمعيت ترين شهر تاسيس شود، تنها انتخاب گلاسگو بود. اما در بين گزينه هاي مطرح شده، ادينبرگ اين مزيت را داشت كه مي توانست از شهرهاي كوچك پيرامونش براي الحاقات جديدي مثل وزارتخانه ها يا شركت هاي مرتبط كمك بگيرد. بعد از بررسي تمام جوانب و مشخص شدن نتايج رفراندوم، وزير امور خارجه به طور كاملا شفاف اعلام كرد كه مكان ساخت پارلمان در ادينبرگ خواهد بود.

شركت اسكاتلندي يك ليست از سايت هاي داراي قابليت در شهر آماده كرد. اين گام اول فرآيندي طولاني بود كه سرانجام باعث تولد بنا شد. به طور همزمان تحقيقات ديگري در گروه انجام شد مبني بر اينكه ساختمان جديد چه نوع ملاحظاتي نياز دارد؟

گروه با همكاري كنسولگري ادينبرگ شروع به بررسي امكانات بناهاي موجود و همچنين سايت هاي جديد براي بنا كرد. نتيجه كار در بررسي سايت ها 36 مورد بود كه پس از بررسي دقيق تر به 3 سايت تقليل پيدا كرد:

ليث داكز، ايستگاه  هاي ماركت و خانه سن اندرو. هر سايت به يك گروه معماري واگذار شد تا بررسي هاي اجمالي و طرح هاي احتمالي توليد شود. گروه بنسون و فورسيث بر روي سايت ليث كار مي كردند اما در انتها تشخيص دادند كه اين سايت براي بنايي كه جزء مهمي از ادينبرگ محسوب مي شد بسيار دور از مركز شهر است. گروه پيج اند پارك از گلاسگو طرح بسيار تاثير گذاري براي تغيير و گسترش خانه سن اندرو خلق كردند. اما عليرغم روحيه معنوي خاص اين طرح، اگر پارلمان در اين حانه قديمي بنا مي شد، 1000 خدمه و كارمند آن بيكار مي شدند و بايد فكري به حالشان مي شد. شركت ار.ام.جي.ام ادينبرگ يك نمونه اوليه براي سايت هاي ماركت كه مطمئنا وسعت كافي براي اين منظور داشت، طراحي كردند اما در انتها طرحشان در شان يك پارلمان نبود.

وجود سايت چهارمي در اين مرحله احساس مي شد: سايتي متعلق به يك كارخانه اسكاتلندي و نيو كسلي، رويروي قصر هولي رود. گروه پيش از اين سايت را در نظر گرفته بود اما فورا آن را رد كرده بود چرا كه صاحبان زمين هيچ گونه انعطافي براي همكاري نشان نمي دادند. وقتي گروه، نظر صاحبان را تغيير داد و پيشنهاد فروش فوري زمين را كرد، مطالعات ار.ام.جي.ام شروع شد و نشان داد كه اتفاقا اين سايت واقعا براي پارلمان مناسب است؛ به خاطر موقعيتش در مسير مسافت سلطنتي، نزديكي به قصر هولي رود و فضاي باز بسيار بزرگي كه امكان يك طراحي منظر بسيار عالي و معمارانه را فراهم مي كرد. ضمن اينكه اين سايت هنوز با منطقه تاريخي ادينبرگ و بافت قديم آن پيوند داشت و سمبل هاي بسياري از اسكاتلند قدرتمند پيشين، اطراف آن پراكنده بود.

پس از ملاحظات اجمالي اقتصادي، تجاري و تبليغاتي، شركت اسكاتلندي يك مسابقه معماري براي انتخاب طراح و هدايت كل پروژه برگزار كرد. از ابتدا واضح بود كه مسابقه بيشتر براي يافتن يك معمار است تا طراح. 12 معمار از بين 70 معماري كه براي شركت در مسابقه اعلام آمادگي كرده بودند، انتخاب شدند. هر 12 نفر مصاحبه شدند. مصاحبه توسط هيئتي حرفه اي متشكل از جوان او.كونور، رئيس پيشين انجمن معماران ايرلند، پرفسور اندي مك ميلان، معمار مطرح و رئيس اصلي مدرسه معماري  مكينتاش و كريستي وارك با حضور نمايندگاني از شركت اسكاتلندي انجام شد. دور اول مصاحبه ها در خبرگزاري هاي لندن شركت در داورهاوس و اسكله ويكتوريا در ادينبرگ انجام شد. معماران مجموعه وسيعي از طرح هايي گسترده كه براي پارلمان هاي مختلف انجام شدن بود ارائه كردند. اين 12 نفر در 5 گروه شركتي براي ارائه جزئيات تقسيم بندي شدند:

مايكل ويلفورد از لندن، ريچارد مير و كپيه دزاين از نيويورك و گلاسگو، رافائل وينولي همراه ريچ و هال از نيويورك، دنتون كوركر مارشال و گروه معماري گلس موراي از گلاسگو و ملبورن و انريكو ميرالس از بارسلون. پس از اين مرحله هيئتي براي بررسي كارهاي اين 5 گروه و انتخاب طرح نهايي تشكيل شد. دور بعدي مصاحبه ها در بهار سال 1998 در يكي از شركتهاي وابسته به شركت اسكاتلندي در گلاسگو انجام شد. از شركت كنندگان خواسته شده بود طرح ها را در مداركي شامل 6 برد و يك ماكت آماده كنند. هدف، بيشتر برقراري ارتباط با استراتژي طراحي آنها بود تا مهارت هاي ارائه. اما تمام شركت كنندگان تمام مدارك را با ارائه مناسب همراه خود آمرده بودند. وينولي، طراح بازار حلزوني بين المللي توكيو، در فرودگاه گلاسگو توقيف شده بود! كاركنان شركت اسكاتلندي متعجب شدند زمانيكه مسئولان تشريفات فرودگاه تلفني به آنها اطلاع دادند كه معماري پيش آنهاست كه ادعا مي كند براي ديدن وزير امور خارجه آمده است؛ و علاوه بر اين اعلام كردند كه آنها بايد 4000 پوند براي گمرك اضافه بار او بپردازند!!!

در ميان تمام اين شركت كنندگان بنام انتخاب ميرالس، انتخابي دليرانه بود. كارهاي معدود ساخته شده او در اسپانيا كارهاي قوي و معتبري بودند اما در اندازه هاي معمولي و اندك. ميرالس معمار معتبر و معروفي بود اما شركت كوچكي داشت. به هر حال ديد شاعرانه او به سايت هولي رود و انرژي فراوانش و تحقيق زيركانه اش، هيئت انتخاي را بر انگيخت تا او را برگزينند.

ميرالس طي 2 مصاحبه اش بيان كرده بود كه قصد دارد وجه اشتراكي با كار گروه اسكاتلندي ار.ام.جي.ام به وجود بياورد. طرح هاي ساير اعضاء ليست در مقايسه با كار ميرالس فرمال تر بود و بيشتر از اشكال ارگانيك استفاده شده بود تا فرمهاي هندسي منظم.

سايت پارلمان از ساختمان سنگي قرون وسطايي در مسافت سلطنتي در يك طرف آغاز مي شد تا به فضاي باز آرتور سيت مي رسيد و اطراف آن پر بود از ساختمان هاي قديمي گوناگون. ميرالس تنها فرد بين شركت كنندگان بود در طرح خود به حفظ بناي كوئينز بري توجه كرده بود. طرح او هم به ضوابط و هم به ايجاد كيفيت هاي جديد پاسخ مناسب داده بود.

ميرالس طرح خود را در سه بخش كلي معرفي كرده بود: يك ساختمان 6 طبقه در غرب سايت كه اتاق كار اعضاء در آن واقع شده بود، يك سرسرا كه حجم اتاق كارها را با راهي از بناي در حال احياء كوئينز بري هاوس به عنصر سوم يعني سالن جلسات و نشست ها متصل مي كرد.

مهمترين جلوه معمارانه در شكل سالن بحث و گفتگوست. ميرالس يك سازه خميده بوم رنگ طراحي كرده است. ذكر اين نكته نيز لازم است كه در طرح ميرالس دخل و تصرف هايي صورت گرفت براي مثال مساحت اتاق ها افزايش پيدا كرد. چرا كه 15 مترمربع براي هر نفر در مقايسه با پارلمان وست مينستر كه 25 متر مربع بود بسيار اندك مي نمود. ميرالس كمي طرحش را تصفيه كرد! هرچند اسكيسهاي مدادي او از اولين مراحل كار در يكي از كتابهايش موجودند. همسر و شريكش بندت تاگلي آبو و جوان گاليز در تغيير پروژه به او كمك هاي بسيار كردند. يكي ديگر از كارهاي خاص ميرالس بارز كردن كاراكترهاي فيزيكي بنا بود. در انتخاب مصالح بيشتر تلاش بر منعكس كردن درونمايه هاي اسكاتلند بود تا سنت خاص ادينبرگ. براي ميرالس اين به معناي استفاده از گرانيت بود و نه سنگ هاي معمولي. اما در نهايت بنا يك بناي يكپارچه سنگ نشد. او الگوهايي از اشكال طراحي كرد و آنها را به طور كاملا اتفاقي با گرانيت، انواع مختلف استيل، چوب هاي تخته اي و چوب بلوط پر كرد؛ طيفي از مصالح براق و مات.

امروزه ساختمان پارلمان ديگر يك نشانه شهري براي محدوده اي سياسي و نشانه اي براي استعدادي فراموش شده است كه نسل جديد معماري را پيش از آنكه اسكاتلند بار ديگر از يادها فراموش شود، تعريف خواهد كرد. اسكاتلند اين جاودان شدنش را مديون افراد بسياري است اما 2 نام هرگز در اين ميان طنين ديگري دارند:

 

دانلد ديوار و انريكو ميرالس



موضوع مطلب :


درباره وبلاگ
نینا شاهرخی

آرشيو وبلاگ
RSS Feed
قالب وبلاگ
گالری عکس
دریافت همین آهنگ