چهارشنبه ٢۳ فروردین ۱۳۸٥ :: ٩:٠٤ ‎ق.ظ ::  نويسنده : نینا شاهرخی

به نام خدا

 

از سال هاي ابتدائي دهه 70 ميلادي، معماران به پوسته ساختمان به عنوان يك واسطه برقرار كننده ارتباط علاقه نشان داده اند. اين مطلب را مي توانيم در پلان اوليه مجموعه ژرژ پمپيدو پاريس مشاهده كنيم كه صفحات نمايشگر رسانه اي را به صورت ساختمان به هم پيوسته است. در اين جا با جلب شدن توجهات، سطح، نقش رسانه اي، دلالت كننده اي زنده، سوسوزننده و متناوبا تغيير يابنده مي شود.

نمونه هاي مشابه را مي توان در كارهاي برنارد چومي، ژان نوول و بعضي معماران معاصر ديد. معماراني كه به ساختمان ها به عنوان فرستنده ها ( يا انتقال دهنده هاي) جديد شهري مي انديشند. سردر ها به عنوان حلقه فيلمي حساس تلقي شده اند، همانند پوستي با قابليت بسيار بالا براي برقراري ارتباط، كه ممكن است معماري را به رقابت مستقيم با سينما يا تلويزيون بر انگيزد. پوسته ها و پوشش سطح ساختمان ها تبديل به سطوح قابل برنامه ريزي مي شوند: اعضاء فوتو سنستيو (حساس به نور) كه در سازماندهي فضايي احجام را روايت، طراحي و تشريح مي كنند و عملكرد آنها را تفسير مي نمايند و ديوارهاي سرشار از اطلاعات كه ما را اغوا مي كنند.

برنارد چومي در پروژه هاي بسياري راجع به اين موضوع دست به تحقيق زده است. مارك سي.تيلور استفاده چومي را از تصاوير زودگذر تحت عنوان« ماده كار » معماري او توصيف كرده است. ماده اي كه موجب تفكيك وضعيت منطقي سطح و عمق، داخل و خارج و عمومي و خصوصي مي شود.

در گالري ويدئويي شيشه اي گرونينگن هلند، سطح شيشه اي به كمك گيره هاي شفاف شيشه اي نگاه داشته شده است. به نظر مي رسد كه ساختمان ناپديد شده است و انعكاس تصاوير با يك جور تاري و كدري زود گذر و در حال تغيير، رويه اين سطوح شيشه اي شفاف را پوشش مي دهد.

 



موضوع مطلب :


درباره وبلاگ
نینا شاهرخی

آرشيو وبلاگ
RSS Feed
قالب وبلاگ
گالری عکس
دریافت همین آهنگ