پنجشنبه ۳۱ فروردین ۱۳۸٥ :: ٩:٠٧ ‎ق.ظ ::  نويسنده : نینا شاهرخی

به نام خدا

مهندس سيد هادی ميرميران ديروز دار فانی را وداع گفت. روحش شاد و يادش گرامی باد.

 

نمی خواهم بميرم با که بايد گفت؟

کجا بايد صدا سر داد؟

در زير کدامين آسمان، روی کدامين کوه؟

که در ذرات هستی ره برد توفان اين اندوه

که از افلاک عالم بگذرد پژواک اين فرياد!

کجا بايد صدا سر داد؟

فضا خاموش و درگاه قضا دور است

زمين کر، آسمان کور است

نمی خواهم بميرم، با که بايد گفت؟

...

مراد از زنده ماندن ، امتداد خورد و خوابم نيست

توان ديدن دنيای ره گم کرده در رنج و عذابم نيست

هوای همنشينی با گل و ساز و شرابم نيست.

...

نمی خواهم بميرم تا محبت را به انسانها بياموزم

بمانم تا عدالت را برافرازم، بيفروزم

خرد را مهر را تا جاودان بر تخت بنشانم

به پيش پای فرداهای بهتر گل بر افشانم

چه فردايی، چه دنيايی!

جهان سرشار از عشق و گل و موسيقی و نور است...

نمی خواهم بميرم، ای خدا!

ای آسمان!ای شب!

 


نکته اول: در نوشته ای از کريستين بوبن خواندم: اگر اين واقعيت را که روزی همه می ميرند  بدانيم هميشه، همه را دوست خواهيم داشت.

نکته دوم: يادمان باشد که لفظ زنده ياد و شادروان خيلی زود بر سر اسم همه ما خواهد آمد. کمی بيشتر به اعمالمان بينديشيم.




موضوع مطلب :


درباره وبلاگ
نینا شاهرخی

آرشيو وبلاگ
RSS Feed
قالب وبلاگ
گالری عکس
دریافت همین آهنگ