جمعه ٢٩ اردیبهشت ۱۳۸٥ :: ۸:٥٠ ‎ب.ظ ::  نويسنده : نینا شاهرخی

به نام خدا

 

كتاب معماري و انديشه نقادانه از آن كتاب هايي است كه مطمئنا از خواندنش لذت خواهيد برد. اين كتاب ترجمه اي دلنشين از كتاب Architecture and critical imagination  است. نوشته تجربه هاي آشنا و بعضا دردناك دانشجويان معماري هم از گزيده اي از اين كتاب بود. حال اين مطلب را بخوانيد:

هر چند نقد مطبوعاتي در امريكا، هم به لحاظ مقدار و هم به لحاظ ارزش و اعتبار در حال رشد است، لازم است بدانيم خود منتقدان نيز، بدون منتقد نيستند.

 

 

 من واقعا نمي دانم، آيا اصلا خود او ( منتقد) براي قضاوت در مورد معماري خوب، صلاحيتي وجود دارد يا نه؟ اما من فكر مي كنم كه او به طور كلي، در خارج از چارچوب چنين موضوعاتي قراردارد...

 

جناب آقاي منتقد، مقاله شما در مورد معماري، به وضوح نشان داد كه سليقه سطح پايين و مبتذلي داريد.

 

 معماري بسيار مهم تر از آن است كه ] اظهار نظر در مورد آن [ به منتقدان معماري سپرده شود.

 

 

وقتي شخصي، بنايي را با شدت و تندي مورد انتقاد قرار مي دهد احتمالا نقد وي بيشتر بيان برخي مشكلات شخصي خواهد بود تا بيان شفاهي از احساسات و نظريات او در مورد بنا.

 

                 

                          برگزيده اي از برخي نامه هاي ارسال شده به روزنامه ها


نكته: در مورد وضعيت نقد معماري در ايران اطلاع چنداني ندارم اما تصور مي كنم زماني كه نقد اصولي و درستي از هرچيزي ( در اينجا معماري ) وجود نداشته باشد معماري هميني خواهد شد كه همه هر روزه نظاره مي كنيم. پس اين منتقدان دلسوز معماري كجايند؟!

     

       

 



موضوع مطلب :


درباره وبلاگ
نینا شاهرخی

آرشيو وبلاگ
RSS Feed
قالب وبلاگ
گالری عکس
دریافت همین آهنگ