پنجشنبه ٤ خرداد ۱۳۸٥ :: ۱٢:٢۸ ‎ق.ظ ::  نويسنده : نینا شاهرخی

 به نام خدا

 

نوشته ای که در ادامه می آيد متنی است که يکی از دوستان برای مسابقه Light of tomorow نوشته است. لطفا قانون كپی رايت را رعايت كنيد. 

 

 

یکی از جنبه های پایداری علاوه بر سازگاری یک بنا با اکوسیستم و توجه به انرژی بحث سازگاری آن ساختمان با سیستم های فرهنگی بستر خویش است و نور نمادی است که به طور طبیعی در ناخودآگاه جمعی انسان ها جای دارد و از همین روست که هنوز هم با دانستن بسیاری از علل علمی رفتارهای نور در اعماق وجودمان نور برای ما محترم و شگفت است و علاوه بر تمام استفاده ها و کاربردهایی که می توان برای نور برشمرد، نقش مفهومی و نمادین آن انکار نشدنی است. مردمی که مسجد شیخ لطف ا... و مسجد جامع اصفهان را زندگی کرده اند و بازارهایشان عرصه بازی نور و سایه است، بی شک نور را نوع دیگری می فهمند.

  طراحی فضای “ Thinking Space” در سایتی صورت گرفته است که از لحاظ شهری و جذابیت های تفریحی برای مردم تبریز از اهمیت خاصی برخوردار است. در گوشه ای از این سایت تفریحی ساختمان “ Thinking Space” بی آن که ازهمان ابتدا خود را به عنوان فضایی با عملکرد متفاوت مطرح کند مردم را به خود می خواند. حجم ابتدایی مکعبی است ساده و خالص. مکعبی که از عمق زمین طلوع می کند. این حجم که در باور ایرانی نمادی از زمین و زندگی زمینی است، ناگهان با شکافی تیز از هم گسسته می شود. این شکاف که نور را به درون مکعب می کشاند، لایه ای از نور است که معنویت نور را به درونی ترین فضاها می برد .

  در طراحی این مجموعه بر روند مطرح شدن نور از یک مرحله روزمره و مادی به یک مرحله از حضور متافیزیکی تاکید شده است. به عبارتی این ساختمان که 4 لایه افقی دارد، 2 لایه از استفاده از نور، مفهومی و عملکردی، را در بردارد.

  اولین لایه ای که برای این مجموعه طراحی شده و در ارتباط مستقیم با مسیر حرکت مردم است، یک کافی شاپ است. در این فضا مهمترین استفاده نور استفاده عملکردی ار آن برای تامین روشنایی مطلوب فضاست. در همان ابتدای ورود به مجموعه بیننده در انتهای فضایی نیمه تاریک ورود نوری را درک می کند که او را به خود می خواند و وارد کافی شاپ می کند و از این فضاست که او با طی کردن مسیر یک رمپ به عمق این فضا فرو می رود، فضایی که نور مطلوب روز و چشم انداز سبز درختان باغ های اطراف را به او ارزانی می دارد. و سپس مخاطب فضا به دومین لایه افقی هدایت می شود. لایه ای که هنگام حضور در کافی شاپ از پس دیواره نور آن را می دید. جایی که در مسیر رسیدن به آن بیننده از شکاف عمودی نور عبورمی کند و نور او را آماده ورود به عرصه هنر می کند: نقاشی به عنوان یک هنر مادی.

   در گالری نقاشی نور هنوز نقش عملکردی دارد. اما رفته رفته این نقش عملکردی وارد حیطه رازآمیزی و معنویت می گردد. برای تامین نور گالری در سقف ساختمان یعنی جایی که سقف و دیواره ها به هم می رسند از شیشه استفاده شده تا نور بر روی جداره ها به درون کشیده شود. صفحاتی که تابلوها بر روی آن ها نصب می گردد به فاصله اندکی از دیواره های اصلی قرار گرفته اند و نور در پشت این دیواره ها حضور دارد تا علاوه بر تامین نور گالری نور مستقیم تابلوها را تحت تاثیر قرار ندهد. مسیر حرکت در گالری را نیز بازی نور و سایه القا می کند. یعنی بازآفرینی تجربه نور در بازارهای ایرانی. یعنی ستون هایی از نور که از سقف به درون فضا نفوذ می کنند و بر روی زمین لکه هایی ممتد از نور را ایجاد می کنند و او را به ابتدای پلکانی می برد که موسیقی عرفانی دست در دست رقص نور او را آماده رسیدن به خویش می کند. این مسیر که مسیری از یک هنر مادی به یک هنر معنوی تر یعنی موسیقی است، باید شخصیت خاصی داشته باشد. بر دیواره های این مسیر منشورهایی قرار دارند. این منشورها زمانی که در معرض تابش نور خورشید قرار می گیرند، نور را تجزیه کرده و یک طیف از رنگ را به فضای داخل انتقال می دهند. زاویه این منشورهای کوچک نسبت به هم به گونه ای است  که در ساعات مختلف روز یک عده از آنها نور را تجزیه می کنند. در میان رنگ های مادی بوم های نقاشی نور خود را به صورت رنگی، فراخور شخصیت گالری، و نظم درجات رنگی، در شان شخصیت سومین لایه، یعنی مرکز موسیقی، مطرح می کند. چیزی که ما آن را موسیقی رنگ نامیدیم.

   در مرکز موسیقی، اجرای زنده موسیقی آرام عرفانی را مطرح کرده ایم. در این فضا که ما آن را با نور به نوسان در آوردیم ، ماهیت متافیزیکی نور قوی تر است. این کار را با تاباندن نور بر سطح مواج آب که درلایه چهارم یعنی طبقه زیر زمین قرار دارد انجام دادیم. لغزش و موج های آب در حوضچه های آبی که در زیرزمین قرار دارند، با هدایت یک لایه آب به صورت آبشار از طبقه گالری نقاشی به این حوض ها صورت گرفته است. این نوسان نور فضا را به سمت سیالیت و روح را به مرحله ای از تعلیق سوق می دهد. شکاف نور که حجم را شکافته در این مرحله خود را بر روی کف به صورت شفاف مطرح کرده است. عبور از درون این نور برای رفتن به طبقه پایین نوعی هیجان و در عین حال آرامش را ایجاد می کند.

  لایه چهارم که به طور کامل در زیرزمین قرار دارد، فضایی برای تفکر است. در این لایه هیچ عنصر خاصی و جود ندارد و تنها چیزی که کاربران را آماده رسیدن به خویش می کند، نور است. در این فضا رنگ ها به بی رنگی تبدیل شده و نور به صورتی کاملا متفاوت درک می شود. در باور ایرانی تاریکی پدیده ای است رمزآلود که همواره نقش یک پیش جهان را دارد. همانند مسجد شیخ لطف الله که روح ضربه روشنایی گنبد خانه را به واسطه این پیش جهان درک می کند. تاریکی به مانند سکوتی است قبل از شنیدن صوتی گوش نواز. تاریکی این فضا روح را آماده شنیدن نور متفاوتی می کند، نوری که در باغ های اطراف وجود دارد و به جای سقف و دیوارها از زمین طلوع می کند.

برای این کار نور را با سیستمی از آینه ها و از میان شکاف به زیر کف این طبقه کشاندیم تا پس از انعکاس از سطح صیقلی زیر کف به بالا بتابد. جنس کف اصلی این طبقه از متریال ویژه ای است. نوعی از سنگ های مرمرین که در ایران و خصوصا منطقه آذربایجان یافت می شود. این سنگ ها علی رغم ظاهر صلب و سنگین خود چون یک متریال نیمه مات می توانند درصدی از نوری که به آن ها می تابد را از خود عبور دهند. علاوه بر این، این سنگ ها به دلیل این که در ساختار خود کریستال ها نوری دارند، قادرند نور روز را تا چند ساعت در خود ذخیره کنند و پس از غروب نیز نور ملایمی را از خود ساطع می کنند.( در معماری ایرانی نمونه هایی از این سنگ را در حمام  مجموعه گنجعلی خان و آتشکده خروانق می بینیم) ما این فضا را اینگونه توصیف کردیم: نور، آب، آدمی و دیگر هیچ.

  

نويسنده: آذر محمدپناه

برگزدان به انگليسي: شايلان زارعي

 

 



موضوع مطلب :


درباره وبلاگ
نینا شاهرخی

آرشيو وبلاگ
RSS Feed
قالب وبلاگ
گالری عکس
دریافت همین آهنگ