چهارشنبه ٧ تیر ۱۳۸٥ :: ٥:٤٧ ‎ب.ظ ::  نويسنده : نینا شاهرخی
به نام خدا
 
متن ايميل مهندس يوسف پور در پاسخ به سئوالات من:
 
خانم شاهرخی
 
با سلام؛
معیار قضاوت در مورد یک پروژه معماری، از مسائلی است که من طی سال‌های اخیر، همواره پس از پایان جلسات ارزشیابی دروس طراحی معماری و اخیراً پس از پایان جلسات مختلف دفاع از پایان‌نامه‌های دانشجویی، با آن درگیر بوده‌ام و حقیقتاً نتوانسته‌ام به پاسخ چندان روشن و قاطعی در این زمینه برسم. از بحث‌هایی هم که با دیگران در این مورد داشته‌ام، به این نتیجه رسیده‌ام که خیلی‌ها (منظورم اساتید و دانشجویان معماری) هنوز تعریف روشنی از چگونگی نقد و قضاوت در مورد یک پروژه معماری ندارند.  
واقعاً چگونه می‌توان در مورد معماری، پدیده‌ای که عوامل متعددی در شکل‌گیری آن دخیل هستند، قضاوت کرد و به آن نمره داد؟ چگونه می‌توان بر روی یک پروژه که طراح مدت‌ها بر روی آن وقت صرف کرده، اندیشیده و با آن زندگی کرده است ـ البته در متعالی‌ترین حالت برخورد طراح با پروژه ـ در مدت زمانی اندک نظر داد و آن را با یک نمره کمی سنجید؟ اصولاً آیا می‌توان معیارهایی را برای قضاوت معماری تدوین کرد و سپس بر اساس آن معیارها به سنجش و ارزیابی پرداخت؟ آیا می‌توان نقد معماری را فرمولیزه کرد؟ اینها بخشی از سؤالات متعددی هستند که در این زمینه می‌توان مطرح کرد و به بحث درباره آنها پرداخت.
به اعتقاد من، برای قضاوت در مورد یک پروژه معماری، باید در درجه اول نظام و نحوه شکل‌گیری آن را مورد توجه و ارزیابی قرار داد. بدین منظور باید مسائلی از قبیل محدودیت‌ها و امکانات طراح و نحوه برخورد وی با موضوع را به عنوان معیار قضاوت در نظر گرفت. چون اگر معیارهای دیگری را مورد توجه قرار دهیم و مثلا بخواهیم بر اساس نقشه‌ها و پلان‌ها به تفصیل به بررسی جزئیات مختلف بپردازیم، در مدت زمان اندکی که در اختیار ماست قادر نخواهیم بود بر کم و کیف پروژه مسلط شده و آن را مورد ارزیابی منصفانه و واقع‌بینانه‌ای قرار دهیم. اما رویکرد طراح و نحوه برخورد وی با پروژه و مسائل پیرامون آن و به عبارتی چگونگی سیر از سوال به سوی جواب توسط طراح، مسئله‌ای است که می‌توان در مورد آن به نتیجه مشخصی رسید و بر اساس موفقیت طراح در مدیریت این پروسه به وی نمره داد. البته این روش زمانی موضوعیت دارد که طراح بدیهی‌ترین اصول کارکردی ـ زیبایی‌شناختی معماری را در نظر گرفته باشد، چرا که در غیر این صورت نمی‌توان اصلاً وارد بحث رویکرد طراح شد؛ بررسی رویکرد طراح در طرحی که در آن اصول واضح و روشن معماری رعایت نشده باشد، اصولاً محلی از اعراب ندارد.
نقد معماری و قضاوت در مورد معماری، هر دو از بنیادهای نظری کمابیش مشابهی برخوردار هستند. ولی در نقد با فرصت بیشتری که برای مطالعه دقیق مدارک، مستندات و حواشی پروژه، در اختیار منتقد است، او می‌تواند کمی با تفصیل بیشتر در جزئیات پروژه وارد شود. حتی در نقد معماری که انواع مختلف آن به تفصیل در کتاب «معماری و اندیشه نقادانه» بیان شده است، می‌توان زمینه‌های مختلف اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و ... مؤثر بر پیدایش یک اثر معماری و نتایج و پیامدهای این اثر در حوزه‌های مذکور را مورد بررسی قرار داد. آنچه مسلم است نقد معماری در گستره‌ای وسیع‌تر به بررسی اثر معماری می‌پردازد و بر اساس هدف‌های مختلف می‌توان زیرمجموعه‌های متعددی برای آن تعریف کرد که قضاوت‌های آکادمیک در مورد معماری یکی از آنهاست.
در پایان، امیدوارم تحقیق شما به نتایج روشن و مفیدی در خصوص بنیادهای نظری نقد معماری بیانجامد، مسئله‌ای اساسی که متأسفانه در مورد آن کار چندانی صورت نگرفته و مغفول مانده است.
 
با احترام
كمال یوسف‌پور


موضوع مطلب :


درباره وبلاگ
نینا شاهرخی

آرشيو وبلاگ
RSS Feed
قالب وبلاگ
گالری عکس
دریافت همین آهنگ