شنبه ۱٧ تیر ۱۳۸٥ :: ۱٠:۱۱ ‎ب.ظ ::  نويسنده : نینا شاهرخی

به نام خدا

 

سئوال در چند يادداشت پيش آمده است.

 

 دوست محترم

 

فكر نمي كنم مشكل شما پيدا كردن يك اسم باشد. چه تفاوتي مي كند كه چنين طرز برخوردي در كدام سبك بگنجد؟ اما فكر مي كنم همانطور كه خيلي از معماران امروزه معتقدند سنت گرايي تنها در استفاده مستقيم صور گذشته نيست. در واقع بايد اصول اوليه و زيربنايي را در ظرف زمان ريخت. ضمن اينكه توجه به اين مسئله نيز حائز اهميت است كه بسياري از صور معماري گذشته در زندگي امروزه ما ممكن است غير قابل استفاده باشند. نكته جالب ديگري كه بد نيست در اينجا به آن اشاره كنم اين است كه انسان سنتي نيز به تقليد صرف نمي پرداخته است:

" انسان سنتی طالب آن بود که تا سر حد توانایی اش عشقی را که به آفریدگار خود داشت اظهار کند. آدمی، در حد آخرین تجسمات ظاهری خلقت، در حدنقطه ای محوری در عالم صور، بر آنست تا مبیّن   همان کثرت و گزافه نمایی باشد، نه از طریق هنری طبیعت گرای که از روی طبیعت گرته برداری می کند بلکه به مدد هنری نمادین که از نحوه تجلی طبیعت تقلید می کند و سطوح را همانگونه اصیل می گرداند که آفرینش به خاک اصالت می بخشد."[1]

و اصولا به همين دليل بوده است كه انتزاع گري در معماري سنتي ايران شكل گرفت:

" معماري بايد صورتي بيافريند در خور معناي آن. انتزاع همواره وسيله اي بوده تا معمار ايراني ، كالبدمعماري را دستمايه ظهور احساس معنوي خويش كند و ماده را به معنا و كالبد را به محتوا رسانده و روح معنوي خويش را در كالبد مادي اثر بدمد. توجه به انتزاع از جزئي ترين نقوش تا عناصر كالبدي را در بر مي گيرد."[2]

نكته خاص ديگري را جايز نمي دانم بيان كنم. پيشنهاد من اين است. فرهنگسرايي پايبند بر اصول معماري سنتي ايران و نه الزاما با حوض ستاره اي شكل و يا طاق نما در جان پناه. نقش معماري مدرن را در اينجا ( با وجود محتواي به عقيده من پر ارزش سبك مدرن ) متوجه نمي شوم.

 

موفق باشيد

 

با احترام                   نينا شاهرخي 18/4/85

 



[1] كتاب حس وحدت نوشته نادر اردلان و لاله بختيار، ترجمه حميد شاهرخ

[2] كتاب حس وحدت نوشته نادر اردلان و لاله بختيار، ترجمه حميد شاهرخ

 

 



موضوع مطلب :


درباره وبلاگ
نینا شاهرخی

آرشيو وبلاگ
RSS Feed
قالب وبلاگ
گالری عکس
دریافت همین آهنگ