دوشنبه ۱٩ تیر ۱۳۸٥ :: ٧:٠٤ ‎ب.ظ ::  نويسنده : نینا شاهرخی

به نام خدا

 

پاسخ چهارم را از مهندس شکوفی دريافت کردم. بالاخره بعد از چند روز جستجو برای پيدا کردن آدرس ايميل ايشان موفق شدم. همچنان منتظر پاسخ ساير اساتيد و همکاران هستم:

آقای مهندس کوروش رفيعي، آقای مهندس ايمان رئيسي، آقای مهندس بهرام هوشيار يوسفي، آقای مهندس علی اعطا، آقای مهندس علی خيابانيان و آقای سهيل کارآگاه و سايرين...

 

 اگر موافق باشيد نظرم در مورد مهمترين بخش سئوال هاي 4 گانه تان يعني معيارهايم براي قضاوت يك اثر معماري يا پروژه را مي نويسم. فكر مي كنم بخش هاي ديگر هم تا حد زيادي به اين بخش ارتباط پيدا مي كند.

 

من يك اثر معماري يا پروژه را معمولا تحت تاثير اين معيارها ارزش گذاري مي كنم:

 

1-     ايده معمارانه خلق فضا. بر هر اثر معماري يك يا چند ايده اصلي حاكم است كه معمار بر اساس آن ايده ها به سازمان دهي فضا مي پردازد. اين ايده ها همان هايي هستند كه در صورتيكه از معماري بخواهيد كارش را توضيح دهد، صحبتش را با اشاره به آنها آغاز مي كند. ميزان خلاقيت نهفته در ايده اصلي طرح، ميزان مهمي براي قضاوت در مورد آن است. در صورتيكه طراح به جاي خلاقيت شخصي از كليشه ها يا سبك هاي مد روز پيروي كرده باشد، اين موضوع به سرعت در تحليل پروژه بر اساس ايده هاي اصلي آن لو مي رود.

 

2-     سازمان دهي نظام شكلي. هر سازه اي اگر بخواهد در چارچوب يك اثر هنري قرار گيرد بايد از وحدت شكلي هنري برخوردار باشد. يعني به اصطلاح اجزاء آن در قالب روابط خاص شكلي كه ميان يكديگر برقرار مي كند يك هستي مستقل و منسجم را براي اثر تعريف كنند. بر اين هستي مستقل، قوانين شكلي خاص  هر اثر حكمفرماست.

 

3-     فوت و فن هاي معمارانه بكار گرفته شده در اثر. كلمه فنون را در اينجا دقيقا مشابه فنون كشتي، كاراته يا شمشيربازي بكار مي برم. يك شمشير باز در طول ساليان، فنون مختلفي را مي آموزد( از ديگران يا ابتكاري خودش) و براي غلبه بر حريفان، بسته به موقعيت به انتخاب و استفاده از آن فنون مي پردازد. يك معمار هم در طول ساليان تجربه حرفه اي  از دوران دانشجويي به بعد براي حل مسئله هاي معماري و رسيدن به جواب فنوني را اختراع يا مي آموزد. به همين دليل است كه تمام كردن يك پروژه براي دانشجويان بسيار وقت گير و انرژي بر است. چون آنها هنوز فنون خود را اختراع  يا دروني نكرده اند. ولي زماني كه گنجينه فنون شان تكميل تر شود براي حل مسائل پروژه ها، به جاي روزها كلنجار رفتن با طرح، به سرعت به گنجينه فنون شان مراجعه و يكي را كه مناسب ديدند انتخاب مي كنند.

 

4-     حس و ذائقه شخصي. شايد بايد اين مورد را بنا بر اهميتش اول مي نوشتم، ولي چون مفهومي فرار يا حتي توضيح ناپذير است در آخر آن را  ذكر كردم. هر اثر هنري در اولين برخورد، حس خاصي را در هر بيننده ايجاد مي كند. آن ذائقه شخصي كه بر اساس آن از يك اثر خوشمان مي آيد يا نه، تحت تاثير عوامل مختلفي از قبيل خاستگاه (خواستگاه) و گذشته يك شخص، محيطي كه در آن رشد كرده، تربيت و آموزش، ساختار روانشناسي فرد و ده ها عامل بزرگ و كوچك ديگر شكل مي گيرد. فكر مي كنم اين عامل آخري از همه قوي تر باشد. من هم در نهايت براي قضاوت يك اثر به هيچ چيز در دنيا به اندازه حس شخصي ام اعتماد ندارم.

 



موضوع مطلب :


درباره وبلاگ
نینا شاهرخی

آرشيو وبلاگ
RSS Feed
قالب وبلاگ
گالری عکس
دریافت همین آهنگ