سه‌شنبه ٢٠ تیر ۱۳۸٥ :: ۱٠:٠۸ ‎ق.ظ ::  نويسنده : نینا شاهرخی

به نام خدا

اين ايميل را صبح از آقای اکبری دريافت کردم:

 

من شخصا اهل قضاوت‌ نیستم؛ ترجیح میدهم به گونه ای عمل کنم که شخص شنوده خود درمقام قضاوت قراربگیرد، زیرا که میزان ومعیار قضاوت‌ درست‌ وغلط؛ مرزو مشخصه روشنی ندارد؟

 

چه میدانیم که چه کسی ‌دقیقا در جایگاه حقیقتمیباشد؟

چه کسی میتواند ادعا کند که ‌از اشتباه‌ بدور است هرچه بیان میکند چیزی جز حقیقت‌ نمیباشد.

 

------------------------------------

 

در مورد معماری میدانیم که معماری چیزی بین علم و فن و هنر میباشد.

 

اما هنر

هنر بیانگر نیست؛ برمبنای توضیح و توصیف نمیباشد. هنر مفهومی است باز و گشوده و شناور؛ همواره هنر جدید تلاشهای گذشته را جهت تعریف جامع بی اثر میکند و برداشتی نو از واقعیت را در لحظه ای خاص پیش میکشد، یعنی نمی شود آنرا یکبار برای همیشه تعریف کرد.

زبان هنر مبهم و پیچیده است؛ سرراست و صریح سخن نمی گوید. حقیقت محتوایش به کمک معناهای دیگر ترجمه میشود پس هیچگاه به حقیقت امر نمیرسد وتاویلی بیش نیست. حتی معنای اثرقبل ازخلق و پس ازعرضه یکسان نخوهد بود.

 

پس هیچگاه حقیقت محض در هنر ( معماری ) قابل دریافت نخواهد بود.

 

اما معماری هنر محض نیست وشامل فن و علم نیز میباشد. همچنین تنها هنری است که درگیری شدیدی با تمام افراد دارد. هر کسی در این جایگاه تعاریف و قوانین خاص خود را دارد که گاهی با دیگران نیز یکسان میباشد.

 

درآخراین شعر شاملو:

 

اما داوری آن سوی در نشسته است، بی‌ردای شوم ِ قاضیان.
ذات‌اش درایت و انصاف
هیاءت‌اش زمان. ــ
و خاطره‌ات تا جاودان ِ جاویدان در گذرگاه ِ ادوار داوری خواهد شد.

 

 



موضوع مطلب :


درباره وبلاگ
نینا شاهرخی

آرشيو وبلاگ
RSS Feed
قالب وبلاگ
گالری عکس
دریافت همین آهنگ