پنجشنبه ٢٠ آذر ۱۳۸٢ :: ٩:٠۳ ‎ب.ظ ::  نويسنده : نینا شاهرخی
از هر كودكي بخواهيد كه عكس يك خانه را بكشد آنچه معمولا بر روي كاغذ مي آيد شباهت زيادي به خط خطي هاي رابرت ونتوري دارد كه در سال 1964 براي مادر بيوه اش وانا طراحي كرده است.وي حتي دودي را كه از دودكش بيرون مي آيد نيز كشيده است. اين مورد در بخش معماري فقط شگفتي نيست،اگر چه وي چنين تاكيد مي كند كه « براي جدي نمودن مسئله از مورد خنده داري استفاده نموده ام.» ونتوري با نگاهي به گذشته خانه مادرش كه 25 سال بعد در مورد آن بحث ميكند توضيح مي دهد:«حالت پناهگاه مانند بودن اين خانه با سقف شيرواني كه داراي در مركزي و پنجره هاي معمولي و دودكش مي باشد، شبيخ خانه اي ابتدائي است همانند نقاشي كودكي از يك خانه.»

هنگامي كه به محل خانه نزديك ميشويد، مشكل است كه در يابيد خانه اي كه آنقدر ساده به نظر مي آيد،معماران را اين چنين عصباني كند و همسايگان را خشمگين سازد. امروزه معماران همانطور كه يكي از همكارانم گفته است ، مي دانند كه شايد اين ساختمان از مهمترين هاي قرن بيستم باشد؛ نقشه اي انقلاب گونه كه دوره معماري را به مخاطره انداخته است و تغيير داده است.»

ونتوري بر روي خانه مادرش 5 سال كار كرد. وي ميدانست احتمال دارد به زحمت بيفتد.او بعدها اغتراف كرد كه« مقابله كردن با تمايلات دشوار و ناراحت كننده است... هنوز به خاطر دارم كه رسدن به اين ساختمان چقدر برايم مشكل بود.»اما براي معمار جوان با استعداد و نوشكفته اي كه طي اولين سفرش به اروپا در ابرها سير كرده بود، راه ديگري باقي نمانده بود.او رم باستان و كنوني را بهشت معماري ميداند.ونتوري خواست كه نه از روي عادت بلكه از طريق حس آكاهانه اي از گذشته توسط سنت كه متفكرانه مورد توجه قرار مي گيرد ،راهنمايي شود.از نظر او معماران كنوني تنوعي از زشتيها را در كنار هم قرار ميدهند.ونتوري ميگويد:«Less is bore! »اين گفته شايد دومين بيانيه مشهور معماري مـــــــدرن است كه ميــــــــس وندر روهه
(Mis van der Rohe ) اولين بار Less is more!)) را عنوان كرد.

مادر ونتوري دختر و همسر مهاجران ايتاليايي برخي از ممانعت هاي عملي را تحميل كرد: او پول زيادي براي خرج كردن نداشت،همچنين چيزي براي تظاهر.آنطور كه ونتوري به خاطر مي آورد با فرهنگ، اجتماعي و صلح طلب بود . وانا ونتوري عاشق خانه اي است كه پسرش برايش ساخته است.

بعد از اينكه وانا در سال 1975درگذشت خانه جزء اموال توماس هاگز تاريخ شناس و همسرش آگاتا شد.هردو آنها به اين خانه علاقه مندند و هنوز پس از گذشت چندين دهه چيزهاي تازه اي را كشف مي كنند.

آگاتا هاگز با چشمان دقيق هنر مندانه اش از خانه بعنوان اثري هنري مراقبت ميكند.با اين وجود او اصرار دارد كه اين خانه احتياج به تزئينات ديگري هم دارد! طاق مياني سقف اتاق نهار خوري ، ديوارهاي خميده و خطوط مورب درون مستطيل پايه اي خانه ، شگفتيهايي ـ كه حالا پله است ـ با راهها و قسمتهايي كه دگرگون شده است، راه ورودي ، شومينه اتاق نشيمن و راه پله هاي منتهي به طبقه بالا تمام دستكاري كردنها را براي مكانها مورد بررسي قرار ميدهند.

اتاق ورودي بسيار بزرگ است. سنتوري آن عميق است و دودكش بلند دارد.در داخل به شومينه اي بلند بر ميخوريم كه سر بخاري بسيار بلند دارد.اما اين موارد بيان كننده خانه مجلل گونه هستند كه آگاتا چنين شومينه بزرگي را طراحي كرده است با آن جا شمعي هاي عجيب و غريب.

صندلي چوبي كوچكي جنب ديكشنري بزرگ در پنجره واقع در استوديو قرار دارد.به اين خاطر دنيس اسكات براون( همسر رابرت ونتوري) خانه ره به توله سگي با پاهاي كوتاه تشبيه مي كند.او به مراجع تاريخي غني اشاره ميكند. ونتوري گاهي علاقه زيادش به پورتاپياي ميكل آنژو تاثير آن بر روي اثر وانبرگ قصر بلنهم در انگلستان را نشان ميدهد.اسكات براون افزود:چنانچه خانه هاي آمريكايي در قسمت جلو مانند «ملكه آن» و در پشت مانند« مري آن » باشند اين خانه در قسمت جلوئي از پالاديو الگو گرفته است و در قسمت عقبي از آلتو.

ممكن است فكر كنيد ونتوري و اسكات براون از مكانهايي چون Levittown متنفر باشند، محلي كه خانه هايش 30 روزه بنا ميشوند و اثري التقاطي از سبك هاي تاريخي است كه پندارهاي صاحبان آنرا از زدگي در خانه هاي اشرافي بر مي آورد.اما اسكات و ونتوري از اين خانه ها بيزار نيستند. ونتوري شهرت خود را از آغاز موقعيتي كسب نمود كه معماران از مكانهايي چون Levittown و لاس و گاس بدست مي آورند.


ترجمه بخشي از كتاب” “IF THIS HOUSE COULD TALK


موضوع مطلب :


درباره وبلاگ
نینا شاهرخی

آرشيو وبلاگ
RSS Feed
قالب وبلاگ
گالری عکس
دریافت همین آهنگ