پنجشنبه ۱۱ دی ۱۳۸٢ :: ٩:٢۱ ‎ق.ظ ::  نويسنده : نینا شاهرخی

تعدادی از دوستان(!) به طور شفاهی(!) و يا کتبی به بنده اظهار لطف کرده بودند و از مطلب ارگ بم انتقاد کرده بودند .
مضمون انتقاد اين بود که چرا در جايی که هزاران نفر در اثر زلزله جان خود را از دست داده اند شما از ارگ بم می نويسيد و برای از دست رفتن آن دلسوزی می کنيد؟
پاسخی را که دادم اينجا هم مي نويسم:
مسلما اين واقعه تلخ تر از آن بود که بتوان تنها با حرف زدن در مورد آن دردش را تسکين داد.ضمن اينکه نوع همدردی با انسانها با نوع همدردی با بناها و يادمانها برای لا اقل شخص من در حال حاضر متفاوت است.چه دردی تسکين پيدا می کند اگر در وبلاگم از انسانهای بی گناه و نا اگاه از وقوع اين واقعه طبيعی بنويسم؟نوع کمک به آنها از کانال ديگری است(قطعا).
ولی بناها هميشه زنده کننده خاطرات بوده اند،نشانه هويت ما،فرهنگ ما و هر آنچه داشته ايم و اکنون نداريم يا هر آنچه نداشته ايم و اکنون داريم.
اگر در حال حاضر کوروش ها و داريوش ها، نيستند بناهای فرمان داده شده و ساخته شده به امر آنها هست و اين همان جاودانگی است .همان که از دير باز به دنبالش بوده ايم .
بيان اين مطلب فقط در مورد ايران نيست.بسا ميکل آنجلو ها و برنينی ها و برمينی و پالاديو ها که به واسطه بناهايشان جاودانه اند.و حتی نه در اين هنر علمی(معماری) که در تمام زمينه ها و فنونی که بشر از دير باز به نوعی زندگيش و وجودش و آسايشش به آن بسته بوده است مانند موسيقی،طب و بسياری ديگر.
پس

هر آنچه جاودانه است از وجود فانی موثر تر خواهد بود

.نمی گويم با ارزشتر چراکه هيچ کداممان هرگز قبول نخواهيم کرد که يک بنا از ما با ارزش تر باشد.لا اقل به طور کلی و به صورت يک قانون اين قضيه قابل بيان نخواهد بود.
در حاشيه:البته مطلبی که به عنوان پاسخ به آن دوست منتقد(!) داده شده بود کمی از نظر ساختاری با مطلب فوق متفاوت بود امابا همین مضمون .
نکته:بسيار خوشحال خواهم شد اگر باز هم دوستانی انتقادی داشتند(البته از نوع سازنده)بيان کنند و البته بنده قطعا پاسخگو خواهم بود



موضوع مطلب :


درباره وبلاگ
نینا شاهرخی

آرشيو وبلاگ
RSS Feed
قالب وبلاگ
گالری عکس
دریافت همین آهنگ