چهارشنبه ۱٧ دی ۱۳۸٢ :: ۱٠:۳۱ ‎ب.ظ ::  نويسنده : نینا شاهرخی

دانشجوی معماری ای را حكايت كنند كه از كار يك نفره به فغان آمده ،و روي گشاده از دست تحويل ،تُرُش كرده.شكايت پيش اوستاد برد،و اجازت خواست كه عزم كار گروهي دارم مگر به قوِّت بازو و دامن ديگري (!) كامي فرا چنگ آورم.
اوستاد گفت:اي پسر خيال محال از سر بدر كن،و پاي قناعت در دامن سلامت كش كه بزرگان گفته اند:آواز دهل نه به شنيدن است،كه چاره از دور نيوشيدن است!

دانشجو گفت:اي اوستاد فوائد اين كار بسيار است از نزهت خاطر ،و جرّ منافع،و ديدن عجايب و شنيدن غرائب،و غيبت اساتيذ و تضربت تلاميذ و تحصيل طريق در رفتن از كار و تجربت تعويض افكار؛چنانكه سالكان طريقت گفته اند.

اوستاد گفت:اي پسر منافع كار گروهي كه گفتي بي شمارست وليكن مسلّم پنج طايفه راست:
نخستين:هم گروهاني كه با وجود نعمت و مكنت كمك هايي دارد دلاويز،و پيش مرگاني چابك ،هر روز به خانه اي و هر شب به كمكي و هر دم به مكتب اوستادي،از نعيم دنيا متمتّع .
دوم:هم گروهي كه به منطق شيرين و قوّت فصاحت و مايه بلاغت ،هر جا كه رود به خدمت او اقدام نمايند و اكرام كنند.
سيّم:هم گروهي خوبرو كه درون صاحبدلان! به مخالطت او ميل كند كه بزرگان گفته اند:اندكي جمال به از بسياري مال.و گويند:روي زيبا مرهم دلهاي خسته است و كليد درهاي بسته به وقت تحويل كار.لا جرم صحبت او را همه جاي غنيمت شناسند و خدمتش را منّت دانند.

چهارم: خوش فكرتي كه به فكرت چند ميليون دلاري آب از جريان و مرغ از طيران باز دارد.فكرتش سواي سيرتش كار ساز است و در وقت كم چاره ساز.پس به وسيلت اين فضيلت دل هم گروهان صيد كند و هم گروهان ناسازگار به منادمت او رغبت نمايند و خدمت كنند.

و پنجم كمينه هم گروهي كه به سعي بازو و عرق جبين و كدّ يمين جان همي كند تا آبروي از بهر نمره ريخته نگردد.پس بدان كه بهترين آنان همين كمينه است كه تا پاي جان در پس نمره نفس همي زدي چه تو در خواب بي خيالي غنوده باشي و چه تا سحرگاهان همراه او دسن كننده.

چنين صفتها كه بيان كردم اي فرزند در كار گروهي موجب جمعيت خاطر است،و داعيه طيب عيش. و آن كه از اين جمله بي بهره است به خيال باطل در دانشگاه برود و ديگر كسش نام و نشان نشنود!


موضوع مطلب :


درباره وبلاگ
نینا شاهرخی

آرشيو وبلاگ
RSS Feed
قالب وبلاگ
گالری عکس
دریافت همین آهنگ