شنبه ۱۱ بهمن ۱۳۸٢ :: ۱:۳٩ ‎ب.ظ ::  نويسنده : نینا شاهرخی

تعالي را مي‌توان نوعي رسيدن به يك هدف ارزشمند بيان كرد و به موازات آن متعالي چيزي است كه به هدف والاي خود كه عموماً چيزي برتر از انديشه‌هاي مادي است, رسيده باشد. آيا مي‌توان اين صفت را براي يك فضا نيز بكار برد؟ طبق تعريفهاي قبلي، فضا را تجسم مطلوبي از ايجاد حالتهاي دلخواه در فرد تعريف كرديم. اگر هدف از ايجاي يك فضا بيدار كردن انديشه هاي غيرمادي نهفته شده درون فرد باشد، آيا اين يك هدف متعالي نيست؟ آيا نمي‌توان به اين فضا صفت متعالي را نسبت داد؟ شايد اينطور بنظر برسد كه عوامل مادي هرگز آنقدر قدرتمند نخواهند بود كه بر انديشه‌هاي معنوي ما تاثير بگذارند.
براي اينكه بفهميم اين نظريه درست است يا نادرست احتياج به اثبات پيچيده‌اي نيست. همه ما در بعضي زمانها و بعضي مكانها از بسياري از آنچه كه آنها را روزمره‌گي مي‌ناميم فارغ شده‌ايم. پس اين نشان مي‌دهد كه احساسات و انديشه‌هاي ما وابسته به دو موضوع زمان و مكان است. خيلي از تغيير حالتها به شدت در شكل رفتار ما موثرند. براي مثال تغيير روشنايي به تاريكي، سر و صدا به سكوت، در ميان جمع بودن به تنهايي، گرما به سرما و ... . پس اينجا با يك نوع فضا روبرو هستيم كه مجموعه‌اي از فضاهاي مذهبي را نيز در بر دارند البته نه تمام آنها را. اين فضاها همان فضاهاي متعالي هستند.
آيا تمام فضاهاي مذهبي را مي‌توان فضاي متعالي ناميد؟
نكته‌اي كه در اينجا لازم است عنوان شود اين است كه در اينجا منظور از فضاي متعالي فضايي است براي بيدار كردن انديشه‌هاي غير مادي انسان. آنچه كه بلافاصله پس از چنين تعريفي در ذهن ما نقش مي‌بندد فضاهايي آشنا همچون مساجد، كليساها و معابد هستند.
اما بايد به اين مسئله توجه كرد كه در اينجا يك پيش فرض نيز وجود داشته است كه بايد به آن اشاره كرد و آن اين است كه اين تفكرات از يك انديشه مذهبي اسلامي نشأت گرفته است و از آنجايي كه ما در اسلام خدا را والاتر و برتر از همه چيز و همه كس مي‌دانيم و او خالق يكتاست پس نحوه ارتباط ما با او نيز طبق عقايد و تفكراتمان با پيروان ديگر مذاهب متفاوت است.اگر در كليسا مجسمه حضرت مريم و عيساي مصلوب همراه با نقاشي‌هاي ديوارها و سقف و آهنگهاي خاص مذهبي و صداي ناقوس كليسا باعث ايجاد يك حس معنوي در فرد مسيحي مي‌شود در ما شنيدن آهنگ موزون آيات قرآن، طنين صداي موذن در زمانهايي خاص در روز و ديدن كاشي‌هاي آبي مساجد عوامل ايجاد اين حس هستند. اما از آنجا كه هر واسطه‌اي در ارتباط بين دو موضوع مي‌تواند دليلي بر ناقص و يا نيازمند بودن هر كدام از آن دو موضوع باشد، فرض بر اين است كه در فضاهاي متعالي واسطه‌ها به حداقل و يا به يك مفهوم كاملاً ايده‌آل به هيچ رسيده‌اند.در اينجا تنها تو هستي و خودت و آنكه مي‌پرستي. فرقي نمي‌كند چه باشد. در اطراف همه اوست و تمام محيط پيرامونت اشاره‌اي است به وجود او. يعني كه همه فاني‌اند و هيچ نيست جز او، وحده لا الله الا هو.


موضوع مطلب :


درباره وبلاگ
نینا شاهرخی

آرشيو وبلاگ
RSS Feed
قالب وبلاگ
گالری عکس
دریافت همین آهنگ