چهارشنبه ۱ اسفند ۱۳۸٦ :: ٤:٥٧ ‎ب.ظ ::  نويسنده : نینا شاهرخی

به نام خدا 

شهر، 

 میدان،

خیابان،

جداره،

بنا،

انسان ها،

ماشین ها،

 درخت ها .... و همه آنچه برای زیستن لازم است...

شهر مجموعه ای است از میادین،خیابان ها، بنا ها، جداره ها، انسان ها، ماشین ها، درخت ها...و همه آنچه برای زیستن لازم است.خیابان به میدان پیوند می خورد  و بنا ها بر جداره آن نظاره گر انسان ها و ماشین ها هستند. خیابان به تنهایی بی شک تهی است. همچون چشم که با حضور و وجود ابروان و مژگان حالت به خود می گیرد و نگاه برایش تعریف می شود. اگر موضوع انسان ها و ماشین ها و سایر چیزهایی که در سایه این دو به مجموعه شهر اضافه می شوند را کناری بگذاریم می شود گفت که وجود شهر وابسته به خیابان ها و میادین است؛ وجود میدان با حضور خیابان معنا دارد و خود با جداره و بناها تعریف می شود. نگاهی دوباره به خیابان های معروف و ماندگار در تاریخ هر شهری خود موید این مطلب است.نکته با اهمیتی که باید ذکر کرد تفاوت خیابان های دیروز و امروز  به دلیل سرعت دید و زاویه آن است؛ سواره یا پیاده، فرقی نمی کند. با این توضیح تفاوت معماری قدیم و امروز هم  در بخش جداره هایشان قابل توجیه است. امروز بناهای درشت دانه تر با تزئینات کلی یا حذف شده و انتزاعی با خیابان های پر سرعت و عابران عجول و خسته متناسب تر است، همانگونه که آهسته و با طمانینه گام برداشتن های دیروز متناسب بود با کاشی کاری های سردر و گل و بته ها و ختایی های دیوارها.  این همان کوچه همان بن بست

این همان خانه همان درگاه
این همان ایوان همان در آه...

از بیابان های خشک و تشنه از هر سوی صد فرسنگ
در غروبی ارغوانی رنگ
با نشانی های گنگ و دور
آمدم تا هفت سال از سرگذشتم را
بشنوم _ شاید _
از اشارت های یک در
از نگاه ساکت یک پنجره یک شیشه یک دیوار
در حرم در کوچه در بازار!
  



موضوع مطلب : ضیافت معماری


درباره وبلاگ
نینا شاهرخی

آرشيو وبلاگ
RSS Feed
قالب وبلاگ
گالری عکس
دریافت همین آهنگ