دوشنبه ۱۱ اسفند ۱۳۸٢ :: ۱٠:۱٧ ‎ب.ظ ::  نويسنده : نینا شاهرخی

توضیح:نوشته های زیر اجمالا از توضیحات کلاس درس حکمت هنر اسلامی گرفته شده است.هر گونه خطا یا اشتباه احتمالی، در نوشته هاناشی از شتاب اینجانب در نت برداری می باشد.

نشانه ها:

نشانه ها را می توان به سه دسته عمده تقسیم کرد:

1-نشانه هایی که دلالت طبیعی بر چیزی دارند.مثل دود که دلالت بر وجود آتش می کند؛

2-نشانه هایی که دلالت منطقی بر چیزی دارند؛

3-نشانه هایی که هیچ یک ازدو مورد بالا نیستند.بلکه قراردادی می باشند.به این نوع نشانه ها الگوری(Allegory) میگوییم.مانند چراغ سبزکه نشانه این است که می توان از محلی با ماشین عبور کرد.

ممکن است اینگونه به نظر بیاید که سمبل همان نشانه است.در حالیکه باید گفت سمبل نشانه قرار دادی نیست.

فرق سمبل با الگوری در این است که الگوری ها بار عاطفی و انسانی خاصی ندارند و فهم آنها برای هر ذائقه ای یگانه است و نشانه قوم و ملیت خاصی نیست.در حالیکه برای مثال سمبل شهادت بودن گل لاله مربوط به فرهنگ و قوم خاصی است.

هنر:

هنر از واژه سانسکریت سونر گرفته شده است.به این صورت که تبدیل به سونار و سونارا شده و سو به هو تغییر پیدا کرده است.

و در نهایت واژه هونارا خلق شده و از آن واژه هور و آرا و آرت(Art)بوجود آمده است.

سو در زبان سانسکریت به معنای خوب و نر به معنای انسان است و سونر را می توان کار شایسته در حد کمال انسان معنا کرد.

دو نگاه کلی نسبت به هنر وجود دارد:

اول آنکه هنر را فضیلتی بدانیم و دوم آنکه آنرا مهارتی قلمداد کنیم.

در گذشته هنر به معنای فضیلتی آن استفاده می شده است و هنر مند کسی بود که از فضائل اخلاقی برخوردار باشد.

از دیدی دیگر می توان هنر را ارتباطی بین فرم ،اندیشه،عاطفه و روش بیان نمود .به این صورت که

اندیشه ای زاده می شود،فرم پیدا میکند(فرمی دارای عاطفه)،و با روشی منتقل می شود.

تفاوت هنرمند با عالم و فیلسوف:

فیلسوف کسی است که معقول را با معقول پاسخ می دهد؛

عالم کسی است که محسوس را با محسوس پاسخ میدهد؛

و هنرمند کسی است که معقول را با محسوس پاسخ می دهد.



موضوع مطلب :


درباره وبلاگ
نینا شاهرخی

آرشيو وبلاگ
RSS Feed
قالب وبلاگ
گالری عکس
دریافت همین آهنگ