یکشنبه ٢٥ فروردین ۱۳۸٧ :: ٥:٠٢ ‎ب.ظ ::  نويسنده : نینا شاهرخی

 به نام خدا

نوشته من برای پنجمین ضیافت

عقیده دیگران:

فرانسیس دی کی چینگ در کتاب فرم، فضا، نظم عقیده دارد:
«معماری شامل: فضا، سازه، پوشش، تجربه می شود از طریق: حرکت در فضا، زمان، فراهم می شود بوسیله: تکنولوژی، مطابقت میکند با: یک برنامه، منطبق است با محیط خود.»


چینگ می گوید: «فضا همیشه وجود ما را احاطه کرده است. در درون حجم فضا، ما حرکت می کنیم، فرمها و اشیا را می بینیم، صدا ها را می شنویم، نسیم را حس می کنیم و عطر شکوفه های گل را میبوییم.
فضا هم ماده ای مانند چوب یا سنگ است. اما ماهیتاً بی شکل می باشد. شکل بصری کیفیت نوری، ابعاد و مقیاس آن بستگی کامل به حدودش دارد که توسط عناصر تشکیل دهنده فرم تعریف می شود. وقتی فضا توسط عناصر تشکیل دهنده فرم شروع به حبس شدن، محصور شدن، شکل گرفتن و سازماندهی شدن می کند، معماری بوجود می آید.» (رابطه فضا و معماری)

یکی دیگر از معماران عقیده دارد:

«فضا در معماری یک طبقه ای خاص از فضای آزاد است که به طور مجازی توســط معـمار زمانیـکه او به فضای آزاد شــکــل و مقیـاس میـدهد ساختــه می شود. دو بعد اولیه آن، پهنا و طول، عمدتاً تحت تاثیر ضروریات عملی در مفهوم محدود هستند ولی بکار گیری بعد سوم یعنی ارتقاع به ذهن ساکنین فرصت خاصی برای گسترش ابعاد دیگری فرا تر از آن ارائه می کند.کلمات معماران به نظر میرسد مردم را عصبانی می کنند. ما (معمار ها) از ساختن یک فضا صحبت می کنیم (making space) و بقیه اشاره می‌کنند که ما اصلاً نمی توانیم یک فضا بسازیم، فضا از پیش وجود داشته است.
آنچه که ما انجام داده ایم یا سعی می کنیم انجام دهیم، وقتی یک تکه از فضا را از بقیه آن جدا می کنیم، این است که آنرا به عنوان یک دامنه تحت تاثیر ابعاد ادراکی ساکنان آن قابل شناسایی کنیم . شما می توانید فضا را محدود کنید (
to capture space) یا آن را رها کنید (to let space go)، آنرا تعریف کنید یا آن را بسط دهید. فضا مطمئناً یکی از اندک چیز هایی است که شما هرچه آن را توسعه دهید بیشتر از آن خواهید داشت؛ ولی به نظر می رسد این عمل در محدودیت نیز موفق است. شکست در ارائه فضا زمانی بوجود می آید که ما آن را قابل شناسایی نمی سازیم؛ وقتی که ما آنرا به عنوان جزئی از کل متمایز نمی کنیم.
بنابراین ساده است که یفهمیم چرا ما اغلب شکست می خوریم. دلیل اول آن این است که ما فضا را نمی کشیم ولی بجای آن پلانها و مقاطعی که فضا در آن محو شده است را ترسیم می کنیم. پس همیشه یک وسوسه دائمی برای متمرکز شدن روی اشیاء بیشتر از متمرکز شدن روی فضا های معماری است که خلق می شوند. موقعیت های تخته ترسیم جایگزین لذت حقیقی قابل کشف در فضا شده اند و آنرا خنثی کرده اند.»

عقیده شخصی:

می توان فضا را حالت شخص در رویارویی با یک محیط تعریف کرد. برای ایجاد یک حالت در انسان مقدماتی لازم است که همین مقدمات عناصر تعریف کننده فضا هستند. برای مثال: خیلی از کلاسهای درس ما فضای مناسبی برای درس خواندن و فراگیری درس نیستند چرا که خواندن درس و فراگیری آن احتیاج به تمرکز دارد (حالت) و این تمرکز مقدماتی می‌خواهد مانند: سکوت، یا صدای مناسب، نور مناسب، دید مناسب، محل نشستن مناسب و... . این مقدمات اگر به شکل صحیحی در کنار یکدیگر قرار بگیرند فضای مناسب یادگیری درس فراهم می‌شود.
برای توضیح بیشتر مثال دیگری می‌‌زنیم. همه ما کم و بیش شنیدن موسیقی در ماشینمان را تجربه کرده‌ایم. و این تجربه خود از جالبترین تعاریف فضاست.
فرض کنید پشت فرمان اتومبیلتان نشسته‌اید. خیابان شلوغ و پرترافیک است و مردم بدون توجه از لابلای ماشین ها رد می‌شوند. پنجره‌های ماشین را بالا می‌برید (ایجاد مقدمات لازم) ضبط را روشن می‌کنید و به یک موسیقی کلاسیک آرام گوش می‌دهید. بی‌درنگ فضا برای شما تغییر می‌کند. با اینکه خیابان همان خیابان و مرد م همان مردم هستند و شما نیز هیچ تغییری نکرده‌اید اما حالتی که از شنیدن موسیقی در شما ایجاد می‌شود در واقع یک فضای آرام و بدون دغدغه است. در این حالت حتی ممکن است حرکت ماشین ها آرامتر به نظر برسد و چهره‌ها مهربانتر و بشاش‌تر. مردمی که از خیابان می‌گذرند هم دیگر آن مردمی که در حالت قبلی به نظر شما افراد بی توجه قانون گریزی می‌آمدند، نیستند. حال همین تجربه را با یک آهنگ پر هیجان و ریتم تند تجربه کنید. بی‌درنگ حرکت ماشین‌ها سریع‌تر، جنب و جوش بیشتر و مردم نامنظم‌تر به نظر
خواهند آمد.

 


 فضا <---  برداشت فرد <---  ایجاد حالت <--- مجموعه عوامل ایجاد کننده یک حالت


تذکر این مسئله ضروری است که حالتهایی که در ما ایجاد می‌شوند توسط حواس 5 گانه درک می‌شوند و تمام حواس اگر به شکلی موارد متفاوتی را تجربه کرده باشند، آنوقت است که می‌توانیم بگوییم فضا تغییر کرده است.


ایجاد فضا<--- درک حالت <--- تجربه یک حالت <--- دخالت یکی ازحواس 5 گانه

(درک فضاهای متفاوت در روز و شب،‌ در تابستان و زمستان و ... همگی شواهد خوبی برای این ادعا هستند.)
در واقع دیاگرام فوق سلسله مراتب ایجاد فضاست.
پس عناصری مانند سطوح، اجسام، تنها عناصر تعریف کننده فضا نخواهند بود. حتی در معماری. چرا که فضاهای ماندگار آنهایی هستند که تمام حواس ما را به گونه‌ای تحت تاثیر قرار دهند. مکانهای مذهبی خانه‌های قدیمی ایرانی و ... نمونه‌های خوبی از فضاهای ماندگارند.

 



موضوع مطلب : ضیافت معماری


درباره وبلاگ
نینا شاهرخی

آرشيو وبلاگ
RSS Feed
قالب وبلاگ
گالری عکس
دریافت همین آهنگ