سه‌شنبه ۱٩ اسفند ۱۳۸٢ :: ٩:۱٦ ‎ب.ظ ::  نويسنده : نینا شاهرخی




Nina Shahrokhi ©.Persian edition, First published in The Mehr Weekly, Tehran, March 2004



از ميان تمدنهاي بزرگ غير غربي، تمدن چين نخستين تمدني بود كه اروپائيان با آن آشنا شدند و به ارزيابيش پرداختند.ولي فقط در پنجاه و اندي سال گذشته اخير است كه دستاورد هاي هنر و ادبيات چيني به تدريج بر جهان خارج آشكار شده و منظماً مورد بررسي قرار گرفته اند.


با اين حال بسياري از كساني كه امروزه به دامنه و پيوستگي تمدن چين پي برده اند و بر زيبائي چشمگير هنر اين سرزمين صحه مي گذارند ،هنوز از پيچيدگي اين دو شاخه فعاليت معنوي چينيان اطلاع كافي به دست نياورده اند .


چين كشور پهناوري با اوضاع گوناگون جغرافيايي و با مساحتي معادل ايالات متحده است.با آنكه دامنه تفاوتهاي زباني مردم چين بسيار زياد است و در بسياري از نقاط ،زبان مردم نقاط ديگر براي كسي مفهوم نيست،زبان مكتوب اين ملت در سراسر چين يك شكل داشته و براي همگان قابل فهم بوده است؛اين عامل به انسانهايي كه هزاران كيلومتر از همديگر دور بوده اند امكان داد كه سنت هاي ادبي،فلسفي،و مذهبي مشترك خود را زنده نگه دارند و تقويت كنند.


همين وجه اشتراك و يكنواختي را مي توان در شيوه هاي بيان هنري نيز مشاهده كرد،زيرا تغييرات در شكلهاي هنر چين،در تمام دورانها،بجز دوران پيش ازتاريخ ،بسيار اندك است.


درك اوليه نقاشي چين در بيان موضوعات ،تدريجاً در اثر تحولات اخير هنرهاي غربي ،در هزاران سال گذشته،براي ذهن غربي آسانتر شده است.دامنه آگاهي غربيان از تفاوتهاي بنيادي بين هنر غير ديني چين با هنر سنتي و هنر دوران پيش از هنر نوين در غرب كه زائيده تفاوتهاي بين فلسفه هاي طبيعت و انسان در دو فرهنگ مزبور است، نيز بسي گسترش يافته است.


در نظر چيني ها انسان بر طبيعت مسلط نيست ؛بلكه بخشي از آن است و مانند همه موجودات ديگر به فعل و انفعالات آن واكنش نشان مي دهد. معني شادمان و سعادتمند زيستن،هماهنگ بودن با طبيعت است؛معني نقاش بودن ،تبديل شدن به ابزاري است كه طبيعت با استفاده از آن خود را بر انسان مي نماياند.كار نقاش ،بيان پيوستگي اش به موج زندگي و هماهنگيش با تمام آن چيزهايي است كه كه در رشد و تغييرند،و به زبان ديگر ،بيان خصلتي شخصي است كه در اثر نظاره طبيعت پالايش يافته است.گذشته از اين ،چون طبيعت با معيارهاي زمان و مكان اندازه گيري و طبقه بندي نمي شود،نقاشي چيني هم آنرا به قابهاي پرسپكتيو يا رنگهاي سير و روشن محدود نمي سازد.


او نمي كوشد تا با استفاده از يك چنين وسيله اي شكلهاي طبيعي را تكثير و تثبيت كند. تقارن موجود در موجودات رشد يابنده ،حركات بي پايان و درهم طبيعت ،بي پاياني حوادث آسماني همگي با محدود شدن به يك قاب چهار گوشه،خطوط راست و خشك،آغاز و پايان ،مانعه الجمع هستند.شكل ظاهر هميشه با گذر هنرمند از درون آن تغيير شكل مي يابد.همچنان كه هنر او بيان كلي تجربه اش از طبيعت است خود او نيز بخشي از بيان كلي هنرش مي شود.


اين نگرش فلسفي چينيها به نقاشي غير ديني را در مراحل آماده سازي مناسك گونه مواد و مصالح كار هنر مند نيز مي توان مشاهده كرد. مثلا بهترين مركب را از مخلوط كردن دوده چوب يا مواد سوختني ديگر با سريشم حيواني و كوبيده نرم خاك رس ،صدف ماهي يا پشم سائيده شده و ديگر مواد معطر به دست مي آورند.از تركيب همين مواد ،كه تك تكشان خواص و معاني نمادين و جسماني ويژه اي داشتند،قلمي مي ساختندكه(غالبا كنده كاري شده بود)در نزد هنرمندان بسيار گرانقدر به شمار مي رفت.



معماري:



درباره معماري چين كمتر سخني گفته شده يا مطلبي نوشته شده است.علت شايد اين باشد كه ساختمانهاي اندكي از روزگاران گذشته بر جا مانده انديا سبك معماري چين در طي سده هاي گذشته دستخوش تحولات چشمگير نشده است.ساختمان در چين امروز ،دقيقاً به نمونه اوليه خويش در هزار سال پيش شباهت دارد.به بيان دقيقتر ،نيمرخ مسلط بر سقف ،كه بخش بزرگي از خصوصيات معماري چيني از آن سرچشمه مي گيرد،احتمالاً به دوره چو يا شانگ مربوط مي شود.


معماري بودائي ،شكل خاصي از ساختمان سازي را به نام پاگودا به معماري جهان عرضه كرد،كه در نظر بعضي ها به نماد كشور چين تبديل شده است.


ژاپن:


هنرهاي ژاپني نه از پيوستگي و استمرار سبكهاي هندي برخوردارند نه از تنوع گسترده هنرهاي چيني.مسير تكامل هنري ژاپن تحت تاثير يك سلسله عوامل پراكنده خارجي بوده است.ليكن صرفنظر از اينكه شكلها و سبكهاي جديد چه تاثير عميقي بر هنرهاي اين سرزمين داشته اند،سنتهاي بومي همواره خودنمايي كرده اند.به همين علت ،الگوي هنري ژاپن با توالي هماهنگ دوره هاي مشخص عاريت گيري ،جذب و باز گشت به الگوهاي بومي شكل گرفت.



خانه ژاپني اعم از متواضعانه يا خودنمايانه تا همين اواخر مطابق اصول ساختماني و هنري مورد بحث درباره مرقد شينتو و چايخانه مراسم چايخوري طراحي مي شدند.




مسكن ژاپني تقريباً هميشه ،ارتباطي فشرده با زمين

اطرافش داردو در هر جا كه ميسر باشد در داخل يك باغ حصار بندي شده با پرچين هاي خيزراني كه في نفسه زيبايي آفرين است قرار داده شده است، و بدين ترتيب ،حتي در شلوغترين محيطها،گونه اي احساس خلوت و صميميت به ساكنانش القا مي كند.يكنواختي و هماهنگي تناسبها با استفاده از تاتامي(زير انداز) سنتي به عنوان واحدي براي ابعاد اتاقها تامين مي شود.



موضوع مطلب :


درباره وبلاگ
نینا شاهرخی

آرشيو وبلاگ
RSS Feed
قالب وبلاگ
گالری عکس
دریافت همین آهنگ