شنبه ٥ امرداد ۱۳۸٧ :: ٩:٢٦ ‎ق.ظ ::  نويسنده : نینا شاهرخی

به نام خدا

قبلا در سه یادداشت سه بخش اولیه نوشته ام برای ضیافت شش بعلاوه یک را گذاشته بودم. در این یادداشت مجموع سه یادداشت قبلی و ادامه نوشته را می خوانید:

 

 

«هر چقدر خصوصیات یک زمان پنهان باشند، ذات یک عصر خود را در معماری آن عصر نشان می دهد؛ خواه شکل بیان معماری این زمان بدیع و تازه باشد و خواه از زمانهای دیگر تقلید شده باشد.خصوصیات یک زمان را به آسانی شناختن خط یک دوست،هر چند که به عمد بخواهد آنرا پنهان کند، می توان در معماری آن زمان شناخت.وقتی ما در جستجوی سنجش ارزش یک زمان باشیم، معماری معیار اشتباه ناپذیری از رویداد های این زمان به دست می دهد.»

 

جمله معروف و مشهور «عقب ماندن از قافله تمدن!» را سالهاست که در گوش پدران ما و ما زمزمه کرده اند و حرص وولع رسیدن به این قافله را با هزاران تمنا و توصیه به گوشمان خوانده اند چنانکه آخرین سالهای قرن بیستم را آخرین فرصت کشورهای توسعه نیافته و در حال توسعه  برای دستیابی به آن قافله اعلام کرده اند. البته طی پنجاه سال گذشته غرب بیش از خود ما (ساکنان شرق و سرزمین توسعه نیافته ها) برای جبران این عقب ماندگی دل سوزانده است.

 

همواره به آینده اندیشیده ایم. برایمان آرمانی بوده و زیبا. شاید هم گاهی غیر واقع بینانه. آرزوهای غیر ممکنمان همیشه متعلق به دنیای آینده است. همچنان اطمینان داریم که روزی به آنها خواهیم رسید.

در این میان آینده حرفه ما جایگاهی ارزشی دارد.که امروز شخصیت و هویتمان وابسته به آن است.

 پس به آینده آن فکر می کنیم و می اندیشیم که چه خواهد شد؟

موضوع مورد نظر ما آینده معماری است.

 شاید حقیقت هر چیز را بتوان به موجودی زنده تشبیه کرد که سیال است و مختار، هوشمند و غیر قابل پیش بینی . نفس می کشد، رشد می کند و می میرد.

معماری در این مجال در مقام همان موجود است؛ نمی توان گفت ازلی بوده اما شاید ابدی باشد، یکزمان بوجود آمده و حال عاقله انسانی است با تجربیات تلخ و شیرین فراوان، یک موجود استثنایی و انتقاد پذیر، وابسته ی خانواده مردمی اش .

 هر چه گفته اند، به ناچار پذیرفته و خود را با آن هماهنگ کرده است.

آینده چنین موجودی چه خواهد شد؟... این است پرسشی که به دنبال پاسخش خواهیم بود.

  آینده چه زمانی است؟

از نظر تقسیم بندی کلی زمان همواره به ما آموخته اند که: زمان سه حالت دارد: گذشته، حال و آینده. اما این تقسیم بندی شاید تنها به درد همان رفتم می روم خواهم رفت بخورد! و یا بیان راحت تر جملات روزمره که:امروز فردای دیروز است!

بسیاری از اندیشمندان و نظریه پردازان معتقدند که نمی توان زمان را در سه ظرف جداگانه ریخت. حقیقتی است در گذر که شاید اگر به واسطه تیک تیک ساعتها و تبدیل روز به شب و زمستان به بهار نبود هیچ تصوری از آن نمی داشتیم.

 

در مورد پدیده زمان نظریات متعدد و بعضا متفاوتی وجود دارد.

برای مثال ژیل دلوز[1]Gilles Deleuze معتقد به وجود کریستال زمان است. وی در مقاله ای با همین نام  شرح داده است که زمان درون کریستال همانطور که می گذرد به دو بخش تقسیم می شود. « زمان باید به دو نیم شود در همان موقع همانطور که خودش را محدود یا باز می کند، به دو دهانه غیر متقارن تقسیم می شود.یکی از آنها تمام حال در حال گذر را می سازد، در همان زمان که دیگری تمام گذشته را حفظ می کند. زمان از این قطعه تشکیل یافته است، این زمان است، چیزی که ما در کریستال می بینیم .» این نمونه ای است از فرم کریستال زمان. زمان به دو راه تقسیم می شود گذشته و حال، که دائما تغییر می کند به طور هموار به گذشته تبدیل می شود. پس دو شکل زمان به هم پیوسته هستند. در کنار هم آنها کریستال زمان را می سازند.

اما منظور ما از آینده در اینجا همان وارونه تصوری است که اکنون نسبت به همان چیزهایی که اتفاقات تاریخی و باستانی می خوانیمشان داریم. معماری را اینجا تعریف شده فرض می کنیم .چرا که اگر دو موضوع مبهم را کنار هم بگذاریم و بخواهیم عبارت آینده و معماری را بیان کنیم دیگر طرح مسئله به شدت بی معنی به نظر می رسد.

در این دیدگاه آینده را از سه زاویه دیده ایم:

در اولین دیدگاه نگاهی از حال به آینده داریم نتیجه مسلم این نگاه یک جریان متحول شده خواهد بود.تحولات اساسی در نوع نگاه به معماری احتمالا بسیار با آنچه در حال می اندیشیم متفاوت خواهد بود.

1 ـ نگاه از حال به آیندهçمتحول

در نگاه دوم از گذشته به حال و سپس از حال به آینده می نگریم .این نوع نگاه به دلیل پیوستگی زمانی که بین گذشته،حال و آینده وجود دارد یک سیر تکامل تدریجی را در اختیارما قرار خواهد داد.پس احتمال دارد نتیجه آن نیز با نتیجه نگاه اول ما به آینده متفاوت باشد.

2ـ نگاه از گذشته به حال و حال به آیندهçسیر تدریجی

در آخرین برخورد نیز به آینده نگاهی مستقیم خواهیم داشت.این طرز برخورد به دلیل وابسته نکردن آینده به هیچ بازه زمانی مبهم ترین بخش کار خواهد بود و شاید نتیجه آن پیشگویی باشد که درجه درستی یا نادرستی آن هم نامشخص باشد.

3ـ نگاه مستقیم به آینده به عنوان یک پدیده مستقلçنامشخص

نکته:اگر به آینده به طور مستقل نگاه کنیم در پی پیش بینی یک پدیده خواهیم بود و اگر به صورت وابسته و غیر مستقل به آن نگاه کنیم به دنبال بررسی یک روند هستیم.

بر همین اساس زمینه های قابل بحث عبارتند از:

ـ حرکت به طور مداوم و تغییر و تحول؛

ـ رسیدن به نقطه ای و سپس قرار گیری در مکانی ثابت؛

ـ رسیدن به نقطه ای و سپس بازگشت به گذشته آن آینده؛

سئوالاتی را که مطرح می شود  به طور کلی میتوان این گونه بیان کرد:

ـ معماری چیست؟

ـ معماری مستقل از زمان و وابسته به زمان کدامست؟

ـ حرکت و تحول معماری متصل به زمان چکونه است؟

ـ جداسازی کلی معماری از زمان به چه صورت امکان پذیر است؟

ـ معماری واجد چه ویژگیهایی است که با زمان حرکت می کند؟(تکنولوژی، مخاطب آینده و ...) و ـ ـ عوامل موثر در اتصال این ویژگیها به معماری چیست؟

 ـ معماران گذشته چگونه به مقوله آینده نگریسته اند و این نظریات آنها امروزه چگونه محقق شده است؟

ـ معماران امروز چگونه به مقوله آینده می نگرند؟

ـ آینده معماران گذشته با آینده معماران امروز و احتمالا معماران فردا چه تفاوتی دارد؟

ـ آیا نظریات آینده نگرانه آنها محقق خواهد شد؟

ـ سیر  تحول به سمت آینده چگونه است؟ و چه برنامه ریزی هایی وجود دارد؟

ـ و در نهایت قابل درک برای ما، می خواهیم به چه برسیم؟


----------------------------------------------- 

۱ -  ژیل دلوز1925-1995 متفکری است که در دهه اخیر، بیشترین اتفاقات هنر تحت تاثیر اندیشه های او شکل گرفته ا ست. در فرانسه متولد شد و بین سالهای 1944 و 1957 در سوربن فلسفه خواند. 

 

نکته: احتمال دارد بخش دیگری به این یادداشت اضافه کنم.

------------------------------------------------------------

  منابع:

1-گیدئن ، زیگفرید،کتاب فضا زمان معماری(چاپ چهارم) ، منوچهر مزینی ، انتشارات علمی و فرهنگی ، تهران، 37و38؛

2-مجله فضا ،شماره 2و3،بهار و تابستان 80 ؛

3-سایت: http://pages.poly.edu/~dmesho01/Final%20Version.doc؛



موضوع مطلب : ضیافت معماری


درباره وبلاگ
نینا شاهرخی

آرشيو وبلاگ
RSS Feed
قالب وبلاگ
گالری عکس
دریافت همین آهنگ