یکشنبه ۳٠ فروردین ۱۳۸۳ :: ۱۱:۱٥ ‎ب.ظ ::  نويسنده : نینا شاهرخی

از قيل و قال مدرسه حالي دلم گرفت
يك چند نيز....


نمي دانم بيت ناتمام(!) بالا چه ارتباطي به موضوعي دارد كه قصد دارم مطرح كنم؛اما

مدتهاست كه آنرا در ذهنم مرور مي كنم!

چندي پيش در پي تفحص در كشوها ي ميزم كه احتمالا براي پيدا كردن كارت دانشجويي يا

معرفي نامه اي از دانشگاه براي سازمان مديريت و برنامه ريزي يا مسكن و شهر سازي بوده

است(!)،چيزي ديدم كه اي كاش نمي ديدم.

سر كار خانم نينــا شاهرخي
با سلام !
ظرافت و دقت نظر شمـــا در مورد معمـــاري اسلامي مــــايه خرسنـــدي ما شد.

دوست گــرامي!
خلاصه مقــاله شمــــا طي بررسي هاي اوليــــه برگزيده شده است, وبراي بررسي هاي نهـــايي اصل مقــاله شمـا مورد نيــاز مي باشــد.لذا دبيــرخانه همــايش منتظــر دريافت متــن كامل مقــاله شمــا از طريق پست مي باشد.
لطفــا متن كامل مقــاله خود را كه با (Office XP )تايپ نموده به همــراه ديسكت آن به نشـاني دبيرخـانه همـايش پست فرمـاييد.


اولين همايش دانشجويي معماري اسلامي در تبريز با آن سابجكت(Subject) وسوسه

كننده و پر طمطراقش وسوسه ام كرده بود كه براي شروع هم كه شده به عنوان نخودي (!) در

اين بازي كه به نظرم بسيار هم جدي مي آمد شركت كنم و مقاله اي بنويسم.

باري! اواخر ارديبهشت ماه بود كه در پي پشت در ماندن هاي اتاق استاد متوجه فراخوان

همايش در برد شدم.دغدغه هاي طرح 5 و فشردگي ساير درسها تازه شروع شده بود .با عجله

و اشتياق فراوان مطلبي را كه از يكي از نوشتارهاي كلاسي درس مباني نظري داشتم كمي

بال و پر دادم ـ الحق كه موضوع جالبي مي شد اگر ميشد! ـ و به عنوان خلاصه مقاله به دفتر

همايش پست كردم.اين موضوع گذشت و ديگر داشت جايي در قسمت تار عنكبوت زده مغزم باز

مي كرد براي خودش ، كه ايميلي حاوي قبول خلاصه مقاله به دستم رسيد.(متن آن در بالا به

نظرتان رسيد)

هنوز تحويل كارها تمام نشده ، تحويل كار ديگري پيش رويم بود.خلاصه چشمتان روز بد نبيند .از

اين كتابخانه به آن يكي.از محضر اين استاد به محفل آن استاد... تا اينكه مقاله تمام شد و

پستش كردم.قرار بود همايش مهر ۸۲ در تبريز برگزار شود.

القصه... سرتان را درد نياورم ،مهر و آبان و آذر كه سهل است ،اسفند هم گذشت و نه خبر!

جاي هيچ گله و شكايتي نيست چراكه به احتمال قريب به يقين اساتيد و دست اندر كاران پس

از خواندن كامل مقاله به اين نتيجه رسيده اند كه ارزش ارائه ندارد.اما موضوع بحث اين جاست

كه آيا نبايد همايشي با چنين عنوان و موضوع با اهميتي يك خبر رساني درست داشته باشد و

من نوعي بدانم كه زمانش تغيير كرده يا اصل مقاله پذيرفته نشده؟

در پايان بايد بگويم:

چقدر خوب بود اگر اصل مقاله پذيرفته مي شد!
چقدر خوب بود اگر خبر رساني به شكل درستی انجام مي گرفت!
چقدر خوب بود اگر همايش در زمان مقرر انجام مي شد!

و

من چقدر از همه چيزهاي خوب خوشم مي آيد!!!!




موضوع مطلب :


درباره وبلاگ
نینا شاهرخی

آرشيو وبلاگ
RSS Feed
قالب وبلاگ
گالری عکس
دریافت همین آهنگ