جمعه ۱٩ تیر ۱۳۸۸ :: ۳:٢٦ ‎ب.ظ ::  نويسنده : نینا شاهرخی

به نام خدا

"ما را ببخشید که از خاطره ها صحبت می کنیم آخر ما، آدم های خاطره بازی هستیم"

خیلی وقت بود که می خواستم از نقره بنویسم. برنامه ای که من و همسن و سال های من را حدود 60 دقیقه جلو تلویزیون می نشاند.

می نشینیم به هوای روزهای خوب کودکی مان. می نشینیم و مدرسه موش ها را می بینیم، محله بروبیا، از مدرسه تا مدرسه... خونه مادربزرگه، هاچین و واچین و خیلی، خیلی دیگر از برنامه هایی که انگار بخشی جدانشدنی از کودکی مان هستند و واقعا هستند.

دیروز در رادیو شنیده بودم که مهدی آذریزدی هم به رحمت خدا رفت و امروز در نقره مرد پیر ساده ای را دیدم که کتاب های قصه های خوب برای بچه های خوب را نوشته بود. کتاب های رنگ وارنگی که حتما همه ما در قفسه های کتابخانه های کوچک کودکی مان داشته ایم. امروز فهمیدم که مرحوم آذریردی تا 54 سالگی تحصیل نکرده بوده و به هیج مدرسه ای نرفته بوده است و زمانی که در برنامه ضبط شده اش این را گفت بغضش ترکید و گریه کرد...

 

 

 

نقره ظاهرا در 4 برنامه دیگر تمام می شود. پس بگذارید قبل از اتمام آن به عوامل برنامه بگوییم:" مرسی برای خاطرات خوب."

 



موضوع مطلب : روزمره


درباره وبلاگ
نینا شاهرخی

آرشيو وبلاگ
RSS Feed
قالب وبلاگ
گالری عکس
دریافت همین آهنگ