جمعه ۱۸ تیر ۱۳۸٩ :: ۱٢:۳۳ ‎ب.ظ ::  نويسنده : نینا شاهرخی

به نام خدا

حدود سه هفته پیش مهدی مطلق در وبلاگش مطلبی نوشته با این عنوان:

زمانی برای معمار بودن:

 

"خیلی از ما … معمارها ، زمان زیادی را صرف فعالیت حرفه ای خود میکنیم بدون اینکه آنرا واقعا معماری بدانیم …کاری که خیلی وقتها ما در شرکتها میکنیم را نمیشود یک کار معماری نامید . کاری که با انجام آن احساس معمار بودن نمیکنیم.

سوال اینجاست که چه زمانی متعلق به معمار بودن ماست … برای معمار بودن و معمار ماندن باید چه کاری انجام شود … و کی وقت میکنیم زمانی را به معمار بودن خود اختصاص بدیم.

شرکت در مسابقات معماری ، مطالعه پیوسته یک مجله معماری ، مطالعه و پیگیری مقالات معماری در موضوع مورد علاقه … تحلیل یک کار معماری با یک استاد و یا یک دوست صاحب نظر و در نهایت بحث و تبادل نظر با دوستان ( اگر با ایده ها و تفکرات متفاوت باشد گاهی بهتر … ) بازدید از موزه ها و یا ساختمانهایی که لزوما تاریخی هم نیستند … بودن در محضر یک استاد متفکر که با کار معماری هم آشنا! باشد … مطالعه و تورق کتابهای معماری و آشنا شدن با تفکرات یک معمار برتر مثل رم کولهاس ، پیتر زمتور ، رنزو پیانو … مهدی مطلق و … و خلاصه رسوندن خوراک فکری و جلوگیری از مردن ذهن معمارانه در تب و تاب کارهای آبکی و همیشه عجله ای شرکتهای مشاور … اینها در زمانی که برای معمار بودن و معمار ماندن خود ، اختصاص اگر بدیم …"

امروز بالاخره فرصتی دست داد تا آنچه بعد از خواندن این مطلب به ذهنم رسیده بود را بنویسم:

 

نوشتن برای این موضوع سخت اما به شدت دلپذیر است. سخت است چون هرگز با شرایطی این چنین برخورد نداشته ام و دلپذیر است چون می توانم چشمانم را ببندم و رها از هر قیدی برای چند دقیقه خودم را یک معمار تصور کنم بدون این که نگران نظرات کارفرما، غرولند ها و بدقولی های پیمانکار و ضوابط و آئین نامه ها باشم.

همین یک جمله احتمالا پایه خیالپردازی من برای "زمانی برای معمار بودن" را تشکیل خواهد داد. پس بیایید کمی خودمان را از محدودیت هایی که حتی وقتی که حضور ندارند هم سایه شان بر سرمان سنگینی می کند رها کنیم.

.

.

.

من معمار جوانی هستم و عضوی از یک گروه کاردان، وقت شناس و کاربلد. هر کسی در این گروه توانایی های ویژه ای دارد که دیگر اعضای آن با ایمان به این مسئله هرگز وارد حیطه توانایی های او نمی شوند، با یک یا چند اشتباه سرزنش و محکومش نمی کنند و به این صورت به او این اعتماد را می دهند که برای انجام آن فعالیت خاص در این گروه از او بهتری وجود ندارد. این بخش اول ماجراست. کار ما یک کار تیمی است که اعضای آن خصوصیات کم و بیش مشابهی دارند. کسی جمع را فدای خواسته های شخصی اش نمی کند. اعضای تیم پله های نردبانی که او در ذهنش ساخته است که بالا و بالاتر برود و برسد به جایی که احتمالا پای هیچ کدام آنها به آنجا نرسیده است، نیستند. از این ها که بگذریم تیم ما کارفرمایانی دارد وفادار و معتقد به کار و تخصص ما. می دانند زمانی که خواسته هایشان را برای گروه مطرح می کنند و از محدودیت ها وفرصت هایشان برای ما می گویند، این توانایی در پیکره گروه هست که شبیه ترین نمونه به آنچه خواسته اند برایشان طراحی کنند و عینا همان را بسازند.

اگر بخواهم کمی خیالپردازانه تر به ماجرا فکر کنم، دوست دارم بعضی وقت ها بعضی جاها در طرح هایم کارهای بدون توجیهی انجام دهم. مثل دیوانگی های ناگهانی، فضاهایی فکر نشده، پله هایی بی مورد، راهروهایی طولانی و باریک ( که همیشه از داشتن شان در طرح هایمان محروم بوده ایم!) پنجره هایی خیلی بزرگ یا خیلی کوچک ، کف های شیب دار، اتاق های بدون دیوار و فضایی رو به نور زننده غرب! خوب که فکر می کنم انگار خیلی ها خیلی وقت ها هم این سنت شکنی ها را داشته اند و اینگونه پایه گذار سبک ها شده اند و سر منشاء جنبش ها. من واقعا دلم نمی خواهد ساعت ها بنشینم و فکر کنم که چطور می توانم خانه ای طراحی کنم که معماری ایرانی و از آن سخت تر اسلامی و مطابق با نیازهای روز داشته باشد. محدودیت درست است که گاهی( این گاهی یعنی واقعا آنقدر کم که اگر اتفاق بیفتد در تاریخ ثبت خواهد شد) باعث بروز خلاقیت می شود اما اینطور که پیداست برای ما تا به حال کارساز نبوده است. ( کافی است بروید پشت نزدیک ترین پنجره در فضایی که هستید و نگاهی به بیرون بیندازید البته قول بدهید زمان انجام این کار شب نباشد!) محدودیت، ضوابط دست و پاگیر و بی مورد، کم کاری، عدم تعهد، دخالت، دخالت و بازهم دخالت از جانب هر کس  یا هرچیز... من با وجود این واژه ها تحولی را نمی توانم تصور کنم. این ها حس خوب معمار بودن را به من نمی دهند. با وجود این ها من، خانه سازی هستم بی ذوق و ساختمان سازی آنکادر شده!  به جای آن این واژه ها زیبا ترند: آزادی عمل، ضوابط بهینه، مسئولیت پذیری در انجام کار، تعهد، ایمان به توانایی های دیگران و اجازه بروز آنها توسط همه کس و همه چیز...

 

 

 



موضوع مطلب : دنیای معماران


درباره وبلاگ
نینا شاهرخی

آرشيو وبلاگ
RSS Feed
قالب وبلاگ
گالری عکس
دریافت همین آهنگ