پنجشنبه ٤ تیر ۱۳۸۳ :: ۱٢:۱٩ ‎ق.ظ ::  نويسنده : نینا شاهرخی

به نام خدا

بنا به ادعاي بسياري از صاحبنظران دادن نظري قطعي و حتمي در مورد آينده كاري بسيار دشوار و حتي اشتباه است. شناخت دنياي آينده و انسان دنياي فردا نيز كاري آسان نيست.در واقع تنها ابزار و سلاح ما در اينگونه برخوردها يكسري احتمالات و نتيجه گيري هاي مبتني بر روند و فرايند رشد و توسعه است.ناشناخته بودن و رمز آميزي هميشه يك نتيجه واحد در عرصه هاي مختلف داشته است كه همان روي آوردن به خيالپردازي است.
همواره به آينده انديشيده ايم.برايمان آرماني بوده و زيبا.شايد هم گاهي غير واقع بينانه.آرزوهاي غير ممكنمان هميشه متعلق به دنياي آينده است.همچنان اطمينان داريم كه روزي به آنها خواهيم رسيد .
اينجاست كه چون همواره مقيد به زمان بوده ايم سعي كرده ايم آينده را طبق خواسته هايمان تصوير كنيم.در اين ميان هنر به عنوان وسيله اي براي بيان احساسات و عواطف همواره پاسخ مناسبي بوده است. جلوه هاي مختلف آن (هنرهاي هفتگانه) قوانين خشك و بي چون و چراي بشري را كنار زده اند و در اكثر موارد با نمودهايي كه شايد هم بيشتر به خيالبافي و نه خيالپردازي شبيه است تصويرگر آرزويي محال يا دور از دسترس بوده اند.
معماري خيالپردازانه و معماران خيالپرداز:
شايدپرداختن به معماري خيالپردازانه بدون توصيف معماران خيال پرداز چندان مناسب نباشد.

آنتونيو گائودي:


آنتونيو گائودي يكي از معمارهايي است كه كارهاي عجيب و غريب و ناتمامش باعث شهرتش شدند.
از دوران كودكي اش مشكل بيماري رماتيسم مفصلي اش او را از بازي كردن با ساير بچه ها ي همسن وسالش باز مي داشت،و مجبور بود يا سوارچارپايي به بيرون برود و يا در خانه بماند،چرا كه درد مانع راه رفتنش مي شد.همچنين بيماري اش باعث شد در بسياري موارد به كلاس نرود و همين مسئله به او امكان بازي با حيوانات ،گياهان و سنگها را مي داد.
اين ضعف جسماني در طول زندگيش همواره همرا ه او بود و پزشكان به او رژيم گياهي و پياده روي هاي گاه و بيگاه را توصيه كرده بودند .شايد هم به همين دليل بود كه زماني كه پيرتر شد و در بارسلون زندگي مي كرد هر روز عصر به كليساي سنت فيليپ نري مي رفت ؛جايي كه مدتي در آن به نيايش مي پرداخت.

گائودي Gaudi)1852-1926 )معمار نابغه كاتالاني اي بود كه به فضا سازي و ريزه كاري در كار معماري تا حد شيفتگي و شيدايي عشق مي ورزيد ،خود بزرگ بين يا جاه طلب و بلند پرواز بود و هدف بس فروتنانه اش را چنين تعريف كرده است:« ايجاد وحدت ميان فرم و ساختار فضا به گونه اي كه تا كنون در تاريخ معماري سابقه نداشته است ، تا آنكه معماري از لحاظ صورت و رنگ و بافت و تار و پود ،همانند طبيعت شود»،و شگفت آنكه آنتونيو گائودي نه با مطلق جويي و مطلق گرايي ،بلكه با آفرينش حجم هاي بهت انگيز در اين كار كامياب شده است،و بي گمان اين توفيق را مديون روح آزاد و تعبير و تفسير خويش است كه حاصل آن همه آزادي ،ابداع اشكال و صورتهايي مطلقا عاري از عناصر قديمي و متداول(كلاسيك) است.

اين معمار زاهد عارف انديش،ديوانه بود يا نابغه؟


ميان معماري گائودي و معماري عصر وي كه عصر مدرنيسم بود، هيچ وجه مشتركي وجود ندارد. گائودي اشكال و احجامي خلق كرد كه آميزه اي است از رئاليسم و سورئاليسم يا دادائيسم و خصيصه ممتاز اين نوآوري ،شكست چاچوب خطوط عمودي و افقي حاكم بر معماري از قرنها باز است و گائودي با اين عمل جسارت آميز و از راه تركيب خطوط منحني و مواج و تابدار در معماري ،به آن تحرك بخشيده است.
آثار نامدار و بلند آوازه گائودي در بارسلون عبارتند از كليساي معروف Sagrada Familia (خاندان مقدس) كه تا قريب به 9 سال پيش نيز هنوز ناتمام بوده است و طراحي باغ گوئل و دو خانه .گائودي از دولت اين آثار شهره آفاق است و متاسفانه در ايران ناشناخته.
تماشاي آن كليساي جامع و باغ و دو خانه معروف در بارسلون ، به روشني معلوم مي دارد كه گائودي از طبيعت الهام مي گرفته است:از جماد و نبات و حيوان (خاصه از رده شكم پايان: راب و حلزون).اما چون اهل عرفان و پيرو مذهب اسرار بود،به دنياي اساطير هم چشم دوخته بود و در آن دنيا ،به اژدها و لاك پشت هاي مشرق زمين و يا باغ هسپريد هاHesperids الهه هاي ساكن مغرب در دامنه كوه اطلس) دلبستگي خاص داشت و در ذهن خويش ،باورها و معتقداتش را با اين مخلوقات دنياي شرك،سازگار كرده و پيوند داده استو شگفت آنكه گائودي توانست با عناصر ساختماني و يا ساختارهاي گوناگون ، بهتر از هر كس پيش از خود ، بازي كند.

معماري كليساي جامع(Sagrada Familia) كه ساختمانش از سال 1883 آغاز شده و هنوز ناتمام است ،كاملا نو است و به معماري هيچ كليساي شناخته اي نمي ماند.گائودي كه به ساختمان اين كليسا عشق غريبي داشت و عاقبت تخت خوابش را در كنار همان ساختمان قرار داد و همانجا مي خوابيد ، خود مي دانست كه عمرش براي اتمام بنا وفا نخواهد كرد.در سال 1926، سال مرگش ،كه تا آن زمان 43 سال بود كه به ساختن كليسا مشغول بود ،گفت:«عمر يك آدم براي ساختن يك كليسا كفايت نمي كند» و راست مي گفت.

شايان ذكر است كه از سالها باز ،مومنان براي ساختمان كليسا پول مي دادند و كمكهاي مالي مي كردندو گائودي كه مرد گوشت تلخي بود و از عكس انداختن بيزار بود و فقط از راه حرفه اش امرار معاش مي كرد و تنها براي حرفه اش مي زيست ، و با وجود خلقيات و اطوار عجيب و غريبش ، مردم دوستش داشتند چنانكه در 12 ژوئن 1926 شركت كردند ،خود روزهاي يكشنبه در كنار كليساهاي شهر مي ايستاد و از مردم براي اتمام بناي كليسا پول و اعانه مي گرفت.
بناي كليسا ،چنانكه گفته شد،هنوز ناتمام است و بسان استخوان بندي عظيمي است،اما گائودي مانند همه كليسا سازان ،دستورهاي دقيقي براي ادامه دهندگان كارش بجا گذاشته كه بر طبق همان دستورات مشغول كارند.اين بنايي است سخت شگفت انگيز و در واقع تركيبي است از سبكهاي گوتيك و باروك و اسلامي!اين كليسا را بارها و بارها از هر طرف كه ببينيد ،باز حيرت انگيز و نفس بر است . به قول ژان كوكتو كه آن را نمونه اي كج ذوقي و بي سليقگي مي دانست(لوكوربوزيه و خوان ميرو نيز بر اين باور بودند)،«آسمانخراش نيست،انديشه خراش است!».

از سيصد و هفتاد پله كه بالا بروي به نوك كليسا مي رسي،آنهم در فضايي خالي و در معرض وزش بادي كه در درون اين پيكره سنگي چرخ مي زند.ورودي كليسا به گفته گائودي «مي بايست آنقدر پهناور باشد كه تمام بشريت بتوانند از آن بگذرند و به كليسا در آيند».كل بنا مركب از چهار برج بزرگ شبيه كله قند و يك پشتبند شمشيري مركزي به شكل پل معلق و ستونهايي چون درخت و ورودي هاي سرپوشيده بسان غار و سينه هاي سر در(بالاي درگاه)كه معمولا با نقوش برجسته تزئين مي شود،شبيه تخته سنگ و صخره است و البته اين همه سنگ حجاري شده است و بر فراز هر برج نيز صليبي قرار دارد.اما نماي معروف به ميلاد مسيح پوشيده از مجسمه هاي رسولان ،سربازان رومي ،مريم بتول،شيطان و غيره است كه گائودي با وسواس حقيقت نمايي اش را آن تنديس ها را از روي چهره هاي مردم معمولي حوالي كليسا كه الگو مي شدند ،تراشيده است.گائودي نخست از آن صورتها ،قالب گيري مي كرد و سپس آنها را كنار هم مي گذاشت يا از سقف كارگاهش مي آويخت تا بهترين تركيب بندي را بيابد .كليساي جامع «خاندان مقدس» امروزه نماد شهر بارسلون است.

معماري معروف ديگر گائودي ،معماري خانه دوستش Pere Mila است كه در سال 1906 ساخته شده است.نماي پيشين Casa Mila با انحناهايي كه دارد(چون گردابي عظيم)،موج مي زند و به طور كلي ياد آور مساكن غار نشينان يا سوراخهايي است كه بعضي قبايل و اقوام آفريقايي و آسيايي در كوه و صخره براي اقامت حفر مي كرده اند،پنجره ها شبيه چشم و لب و دهان زنان اند و بالكن ها از آهن تافته با خطوطي بسيار نازك و ظريف مانند روسري توري زنان اسپانيايي . بام خانه پر است از دودكش هاي سورئاليستي ،ياد آور بستني هاي قيفي .معماري بنا به گونه اي است كه نظم و منطق قديمي و متداول را به هيچ نمي گيرد و بيشتر شبيه مجسمه اي عظيم است تا خانه به معناي متعارف و سنتي آن و در واقع نمود سورئاليسم پيش از ظهور آن نهضت است و به همين جهت ،سالوادوري شيفته ابداعات گائودي بود.گائودي معماري خيالپردازي بود كه به اوهامش جامه عمل پوشاند.

نورمن فوستر:



فوستر برخلاف گائودي كه شايد در نظر بعضي نا آشنا بيايد نام آشنايي است چه به خاطر تشابه اسمي تصادفي اش با مجري معروف انگليسي و چه به دليل كارهاي عجيب و غريبش در دنياي امروز.فوستر به گائودي همانقدر شبيه است كه شب به روز.راحت و خودماني است،راحت صحبت ميكند ،از كارهايش مي گويد و در حال صحبت كردن حتي فكر ميكند.اين صفت خودماني بودنش در استوديو او كه يك شركت طراحي بين المللي است نيز به وضوح به چشم مي خورد .در اينجا ديگر از جداسازي هاي رايج بين ارباب رجوع و كارمند خبري نيست.وجود وجه خيالپردازانه در كارهاي او نيز مشهود است . فوستر از رسوم گذشته دست بر ميدارد.او همواره آرزومند مكاني ديگر است ،دنيايي ديگر تاحدي شبيه دنياي مرموزو افسانه اي ژول ورن .يك جهان آينده نگر امروزي،تسخير فضا ،افسانه هاي علمي و طنزهاي كارتوني، دنياي مكانهاي مافوق بشري.دوستي او با باك مينستر فولر پدر گنبد ژئو دزيك نقطه عطفي در زندگي حرفه اي اش بوده است. فوستر گفته است:«با اين كه 80 سالش بود وقتي با هم كار مي كرديم من همانند جوانترين كسي كه مي شناختم به او احترام مي گذاشتم.پر بود از احساسات مثبت و احساس مي كنم فرد خيال پردازي بود.»

پروژه بانك شانگهاي فوستر يكي از همان سنگهاي بزرگي است كه شايد فكر كنيم علامت نزدن است! اما فوستر اين سنگ را نه تنها به هدف زده كه بسيار هم ماهرانه اين كار را انجام داده است.

برخلاف ظاهر خشك و صلب بنا داخل آن به قلعه قصه هاي شاه و پريان مي ماند.در بين جديد ترين پروژه هاي فوستر بعضي از جديد ترين و قابل توجه ترين پروژه ها ي معماري چند ساله اخير وجود دارد كه شامل بازسازي ريش تاگ در برلين،پل هزاره و فرودگاه بين المللي هنگ كنگ(بزرگترين فرودگاه دنيا) مي شود.
در يك جمله مي توان گفت كه معماراني چون فوسترو گائودي با خيالپردازيهاي نمود يافته خود ثابت كرده اند كه اگر كاري ،حتي در دنياي امروز ناممكن و خيالي به نظر برسد در دنياي فردا عادي و در دسترس خواهد بود.



موضوع مطلب :


درباره وبلاگ
نینا شاهرخی

آرشيو وبلاگ
RSS Feed
قالب وبلاگ
گالری عکس
دریافت همین آهنگ