یکشنبه ۱٠ شهریور ۱۳٩٢ :: ۱۱:۱٩ ‎ق.ظ ::  نويسنده : نینا شاهرخی

به نام خدا

 

سرژ رجیانی را با آهنگ Il suffisait de presque rien شناختم. رجیانی  (2004-1922) خواننده و بازیگر فرانسوی ایتالیایی تبار است. آهنگ Le temps qui reste (زمان باقیمانده) نیز یکی از معروفترین آهنگ های اوست :

آهنگ را از اینجا  دانلود و گوش کنید. 

Combien de temps...

Combien de temps encore

Des années, des jours, des heures,
combien?

Quand j´y pense, mon coeur bat si
fort...

Mon pays c´est la vie.

Combien de temps...

Combien?

چقدر زمان

چقدر زمان هنوز (باقیست)

چند سال، چند روز، چند ساعت، چقدر؟

زمانی که به آن می اندیشم قلبم به تندی می زند

کشورم، زندگی من است

چقدر زمان

چقدر؟



Je l´aime tant, le temps qui reste...

Je veux rire, courir, pleurer, parler, 

Et voir, et croire

Et boire, danser, 

Crier, manger, nager, bondir, désobéir

J´ai pas fini, j´ai pas fini

Voler, chanter, parti, repartir

Souffrir, aimer

Je l´aime tant le temps qui reste

من بسیار زمان باقی مانده را دوست دارم

می خواهم بخندم، بدوم، گریه کنم، حرف بزنم

و ببینم و فکر کنم

و بنوشم، دست بیفشانم

فریاد بزنم، بخورم، شنا کنم، از جا بپرم، نافرمانی کنم

من به پایان نرسیده ام، من به پایان نرسیده ام

می خواهم پرواز کنم، آواز بخوانم، بروم، باز گردم

رنج بکشم، دوست بدارم

من اینگونه زمان باقی مانده را دوست دارم

 

Je ne sais plus où je suis
né, ni quand

Je sais qu´il n´y a pas longtemps...

Et que mon pays c´est la vie

Je sais aussi que mon père disait :

Le temps c´est comme ton pain...

Gardes-en pour demain...

دیگر نه
می دانم  کجا به دنیا آمده ام و نه می دانم
چه زمانی

می دانم
مدت زیادی نیست که کشورم، زندگی من است

و نیز می دانم که پدرم می گفت:

زمان،
مانند نان است برایت

از آن
برای فردایت نگهدار...



J´ai encore du pain

Encore du temps, mais combien?

Je veux jouer encore...

Je veux rire des montagnes de rires, 

Je veux pleurer des torrents de larmes, 

Je veux boire des bateaux entiers de vin

De Bordeaux et d´Italie

Et danser, crier, voler, nager dans tous
les océans

J´ai pas fini, j´ai pas fini

Je veux chanter

Je veux parler jusqu´à la fin de ma
voix...

Je l´aime tant le temps qui reste...

من هنوز
نان دارم

هنوز زمان
دارم، اما چقدر؟

می خواهم
هنوز( چون کودکان) بازی کنم...

می خواهم بخندم،
کوهساری از خنده،

می خواهم
گریه کنم سیلی از اشک،

می خواهم
قایق هایی از شراب بوردو و ایتالیا بنوشم

و دست
بیافشانم، فریاد بزنم، پرواز کنم، شنا کنم در تمامی اقیانوس ها

من به پایان نرسیده ام، من به پایان نرسیده ام



Combien de temps...

Combien de temps encore?

Des années, des jours, des heures,
combien?

Je veux des histoires, des voyages...

J´ai tant de gens à voir, tant
d´images..

Des enfants, des femmes, des grands
hommes, 

Des petits hommes, des marrants, des
tristes, 

Des très intelligents et des cons, 

C´est drôle, les cons ça repose, 

C´est comme le feuillage au milieu des
roses...

چقدر زمان

چقدر زمان هنوز (باقیست)

چند سال، چند روز، چند ساعت، چقدر؟

من داستان می خواهم، سفر می خواهم

من آنقدر کسانی دارم برای دیدن، آنقدر تصویر(برای
دیدن)...

بچه ها، خانم ها، مردان بلند قد،

مردان کوتاه قد، شوخ طبع ها، غمگین ها،

افراد خیلی باهوش و احمق ها،

خنده دار است، احمق ها همیشه هستند،

مانند برگ های میان گل های رز...

Combien de temps...

Combien de temps encore?

Des années, des jours, des heures,
combien?

Je m´en fous mon amour...

Quand l´orchestre s´arrêtera, je
danserai encore...

Quand les avions ne voleront plus, je
volerai tout seul...

Quand le temps s´arrêtera..

Je t´aimerai encore

Je ne sais pas où, je ne sais pas
comment...

Mais je t´aimerai encore...

D´accord?

چقدر زمان

چقدر زمان هنوز (باقیست)

چند سال، چند روز، چند ساعت، چقدر؟

عشق من، من اهمیتی نمی دهم...

زمانی که ارکستر باز ایستد من همچنان به رقصیدن ادامه خواهم
داد...

زمانی که هواپیماها دیگر پرواز نکنند، من به تنهایی پرواز
خواهم کرد

همچنان دوستت خواهم داشت

نمی دانم کجا، نمی دانم چگونه...

اما همچنان دوستت خواهم داشت...

باشد؟

 

 

 

 



موضوع مطلب : موسیقی


درباره وبلاگ
نینا شاهرخی

آرشيو وبلاگ
RSS Feed
قالب وبلاگ
گالری عکس
دریافت همین آهنگ