شنبه ۱٦ آبان ۱۳۸۳ :: ۱٠:٠٢ ‎ق.ظ ::  نويسنده : نینا شاهرخی

به نام خدا

 

مسئله سرقت ادبي و هنري درست همان زماني كه چيزي به نام ادبيات يا هنر مطرح شد، بوجود آمد، در واقع با آن خلق شد. همانگونه كه با خلق هر مفهوم، مفهوم مقابل و متضاد آن نيز پا به عرصه وجود مي گذارد. چندي پيش در يكي از مجلات گزارشي از يكي از عكاسان دهه 80 خواندم:ريچارد پرينس پانامايي.

 

پرينس گفته است:« بيشتر مردم آرزو دارند جاي شخص ديگري باشند و بعضي از ما دوست داريم جايمان را باكسي كه به او رشك مي ورزيم يا دوستش داريم حتي براي يك روز عوض كنيم تا ببينيم چگونه خواهد بود.آيا آن گونه كه هميشه درباره اش شنيده بوديم هست يا نه؟ البته كساني هم هستند كه از موقعيت خودشان راضي هستند.و هيچ وقت به چنين چيزهايي فكر نمي كنند و اين در مورد كسي مثل من صادق است. این افراد خرسند و راضي كساني هستند كه من هميشه مي خواهم مثل آنها باشم و سعي مي كنم جاي آن ها را بگيرم.»(۱)

 

پرينس به طور كاملا آشكارا دست به سرقت تصاوير مي زد ؛آنها را از مجلات جدا مي كرد و دوباره از آنها عكس مي گرفت!!!

ديدن كارهاي پرينس و مختصر مطالبي كه در مورد او خواندم مرا به اين فكر واداشت كه گاهي هم ممكن است گنج هايي بدون بردن رنج ميسر شوند!! در متن مجله اصطلاح بسيار جالبي براي كارهاي پرينس به كار برده شده بود.توليد تصوير بدون تلاش!

حال بياييد به حال معماري امروزمان نگاهي كنيم؛ لااقل نه براي معماري رايج در جامعه و حتي سعي در بهبود آن كه در زمينه آموزش معماري، طرح هاي دانشجويي كه من و امثال من آنها را بازتوليد كرده ايم! آيا اصطلاح توليد طرح بدون تلاش براي بسياري از آنها صادق نيست؟

نمي خواهم روش پرينس را نقد كنم، معلوماتش را هم ندارم اما شايد اگر گذشتن از يكسري معلومات و دانسته هاي از پيش تعيين شده توسط او نمي بود، هيچوقت نام او به عنوان عكاس و سپس نقاشي مطرح در دنيا بر سر زبان ها نمي افتاد.

 

پرينس گفته است:« احساس من در مورد توليد دوباره عكس ها يا استفاده از تصاوير موجود در دسترس مردم  اين است كه اين تصاوير مي توانند دوباره مشاهده شوند. در اينجا خود اثر است كه همه چيز را معين مي كند. اگر كار كس ديگر را

برداريد و به عنوان كار خودتان ارائه دهيد، مجبور نيستيد از حضار بخواهيد به گفته هاي شما در مورد آن اثر گوش دهند و اثري كه مي خواهيد توليد كنيد چندان تفاوتي با آنچه بيننده در نهايت دريافت مي كند، ندارد و اين را شايد بتوان تنزل يك اثر هنري ناميد. من با جمع كردن و عكس گرفتن دوباره از اين تصاوير تلاش مي كنم واقعيت را زير پا گذاشته و در واقع چيزي واقعي تر به آن ضميمه كنم. شايد كمي زود باشد اما من احساس مي كنم امروز هنر ديگر به كسي نياز دارد كه خوش بگذراند، اوقات زيادي را در سينماها بگذراند و توجه زيادي به اعتبار و آبروي خويش نداشته باشد.»(۲)(!!)

 

تازگي ها براي آخر متن هايم يك كشف جديد كرده ام، همانطور كه براي يكي از دوستان در پايان متني 4 صفحه اي به عنوان جمع بندي نوشته بودم!!

                    

                                 تو خود حديث مفصل بخوان از اين مجمل


۱و۲:دو هفته نامه تنديس شماره ۳۶، صفحه ۸(ريچارد پرينس، اطوار گری پاپ)

 



موضوع مطلب :


درباره وبلاگ
نینا شاهرخی

آرشيو وبلاگ
RSS Feed
قالب وبلاگ
گالری عکس
دریافت همین آهنگ